hadisjkjn's Reading List
100 stories
🔞تصوارت از بی تی اس🔞 by jasminejamine5
jasminejamine5
  • WpView
    Reads 66,977
  • WpVote
    Votes 888
  • WpPart
    Parts 7
[در حال آپ] تصورات +۱۸ از بی تی اس وانشات های +۱۸ از بی تی اس فیک های چند پارتی کوتاه +۱۸ از بی تی اس صدای ناله های +۱۸ اعضای بی تی اس اگه حالت خوب نیست بیا تو
مافیای من جئون🍓🔞 by darkshat_net
darkshat_net
  • WpView
    Reads 2,954
  • WpVote
    Votes 71
  • WpPart
    Parts 5
لی ا/ت دختری که خوانوادشو توی یک تصادف از دست میده ا/ت:هی جئون فکرشم نکن که من خودمو بهت ببازم جئون:من تورو واسه خودم میکنم😏 مامان:باید باهاش ازدواج کنی جئون:نمخوامش من نمیخوام💔
mr arrogant (book3) by Bts____18
Bts____18
  • WpView
    Reads 2,394
  • WpVote
    Votes 204
  • WpPart
    Parts 6
"اون دختر منه" با یک پوزخند سادیستی بهم نگاه کرد. "مال منم همینطور" بعد اونو بغل کرد و به سمت ماشین رفت و اجازه داد صورتم از اشک خیس بشه. ..این ادامه کتاب 1 و 2 mr arrogant .
Hot Love... season one by Naznaz1388
Naznaz1388
  • WpView
    Reads 53,508
  • WpVote
    Votes 3,503
  • WpPart
    Parts 41
کیم تهیونگ یه پسر خوش گذرون و دختر باز حالا گیر دختری میوفته که در اصل خیلی سوییتو کیوته ولی تو ظاهر خشک و شاید خشنه!؟ ووت، کامنت و معرفی به دوستاتون فراموش نشه...
Fly To You  by Eva_story
Eva_story
  • WpView
    Reads 28,475
  • WpVote
    Votes 3,415
  • WpPart
    Parts 11
•|اتمام یافته|• کیم تهیونگ، ستاره‌ی جهانی BTS, در پروازش به نیویورک دچار سانحه‌ی هوایی می‌شه اما وقتی چشم باز می‌کنه می‌بینه زندگیش کاملا عوض شده و اون الان فقط یه گلخونه دار ساده‌ست که یک سال و نیمه ازدواج کرده و یه پسر ۸ ماهه داره! چه اتفاقی برای زندگی قبلی کیم تهیونگ افتاده؟ قراره با این زندگی جدید و عجیبش چی‌کار کنه؟ برای فهمیدنش، مینی فیک "پرواز به سوی تو" رو دنبال کنید... کاراکتر اصلی: تهیونگ، آیرین. ژانر: عاشقانه، سورئال، فلاف به قلم ایوا🍃
عشق بی عشق❤️‍🩹 by t4w4pqzdhmprivaterel
t4w4pqzdhmprivaterel
  • WpView
    Reads 19,084
  • WpVote
    Votes 1,090
  • WpPart
    Parts 15
کاپل:جونگ کوک، ا/ت نقش های فرعی:همه اعضا ا/ت:۱۸ ساله، دختری قوی و قدرت مند و مستقل جونگ کوک:۲۱ ساله،پسری مغرور و پولدار 🖤
Portrait |Jungkook by scribe_nyx
scribe_nyx
  • WpView
    Reads 13,580
  • WpVote
    Votes 1,289
  • WpPart
    Parts 23
بعضی وقتها سختترین ضربههای زندگیمونو از کسایی میخوریم که با تمام وجود عاشقشونیم کسایی که فکر میکنیم تا ابد کنارمون میمونن و هیچ وقت ترکمون نمیکنن اما چی میشه اگه یه روز بیخبر غیبشون بزنه؟ وزمانی که با نبودشون کنار اومدیم یکدفعه سر و کلشون پیدا بشه آیا شعله عشقی که به زحمت خاموشش کردیم دوباره روشن میشه؟یا از اون مهم تر آیا اون شخصو میبخشیم؟ ژانر: عاشقانه، جنایی، زندگی روزمره شخصیت های اصلی: جونگ کوک، نامجون، سوکجین، تهیونگ، ایسول
💜I PURPLE YOU💜 by iii_bts
iii_bts
  • WpView
    Reads 44,981
  • WpVote
    Votes 2,879
  • WpPart
    Parts 38
__completed__ قسمتی از فیک: هانا توی سکوت هق هق کردو گفت: _من... من خیلی خسته ام تهیونگ... از دست هوادارای تعصبیت خسته ام ، از دست ساسنگ فنا، از دست هیترا... از دیدن ادیتا و کامنتاشون خسته شدم‌... حتی تو هم منو به خاطر اون ادیتا پس میزدی... یادت میاد؟ تهیونگ نمیتونست حرف بزنه، هانا موهای تهیونگو نوازش کردو گفت: _تهیونگ... فقط یه خواهش ازت دارم... این تنها خواهشمه بعد از شش ماه همسرت بودن... میشه از بائک هیون مواظبت کنی؟ میشه مثه من پسش نزنی؟... میشه دوسش داشته باشی؟ _بائک هیون؟ هانا لبخند زدو گفت: _خودت این اسمو انتخاب کردی... توی مصاحبت گفتی میخوای اسم پسر اولتو بائک هیون بذاری!... حتی وقت اینکه با هم اسم انتخاب کنیمو نداشتیم... ________________________________________ مشخصات فیک: ژانر : عاشقانه، درام، دختر پسری، ریل لایف کارکتر ها: تهیونگ، هانا و ... وضعیت: کامل شده نویسنده: iii_bts توجه: ××شخصیت های فیک در نقش اعضای بی تی اس حضور دارن××
Falling For The Jerk _JJK ( Translation Ver ) by mel_lannie
mel_lannie
  • WpView
    Reads 102,620
  • WpVote
    Votes 8,641
  • WpPart
    Parts 35
جانگ ایون می با یه مزاحم عجیب غریب بنام جئون جونگکوک توی زندگیش و مدرسش سروکله میزنه ایون می از جونگکوک متنفره و جونگکوک هم متقابلا از ایون می یه رابطه ی عشق و نفرت همراه با کل کل و دعوا و اذیت و آزار و تنبیهات مدرسه ای ^_~ بخونین تا ببینید قراره چه اتفاقی بیفته این فیک با اجازه نویسنده ترجمه شده * ©UnicornYixing
Hater by _Anumbperson
_Anumbperson
  • WpView
    Reads 15,754
  • WpVote
    Votes 1,467
  • WpPart
    Parts 19
با عصبانیت بلند شد و درحالی که منیجرش و بادیگاردش گرفته بودنش فریاد کشید: - میکشمت دختره‌ی فضول وحشی. نیشخندی زدم و درحالی که انگشت وسط دوست داشتنیم رو نشونش میدادم گفتم: - فاک یو سِکیا. دستم محکم کشیده شده و منیجرم با تعجب و ترس فریاد کشید: - چند ساعت پیشت نبودم، این چه گندیه که بالا اوردی؟ دستم رو از توی دست‌هاش بیرون کشیدم و درحالی که تلو تلو میخوردم جیغ زدم: - تقصیر من نیست اون عوضی... ادامه‌ی حرفم با دستی که جلوی دهنم رو گرفت، قطع شد. جونگکوک با صدایی که از خشم زیاد بم شده بود آروم زمزمه کرد: - جرعت داری از اون اتفاق حرف بزن، تا ببین چیکارت میکنم دختره‌ی وحشی! نفس عمیقی کشیدم و با اون پایی که کفش داشت محکم روی پنجه‌ی پاش کوبیدم، آخی از درد گفت و من رو روی زمین پرت کرد. write by: maya