Johnlock
33 قصة
Johnlock smut بقلم 5secondsofsho
5secondsofsho
  • WpView
    مقروء 331,180
  • WpVote
    صوت 4,174
  • WpPart
    فصول 13
These are just a bunch of smutty one shots off tumblr
A study in love [Johnlock] بقلم iamnrk
iamnrk
  • WpView
    مقروء 1,718
  • WpVote
    صوت 213
  • WpPart
    فصول 3
On hold همه چیز با یک سفر شروع شد. رفتار های شرلوک عجیب و غریب شده بود، و همه فکر میکردند این فقط بخاطر استرسه. پس تصمیم گرفتند تا با جان به فیجی سفر کنند. با این حال، سفری که قرار بود یک تعطیلات ساده و آرامش‌بخش برای دوری از استرس شغل کارآگاهی باشد، تنها دری به روی اضطراب و پریشانیِ بیشتر باز کرد. زمانی که جان متوجه شد در کنار همکارش، شرلوک هلمز حس های عجیب و غریبی پیدا میکند. و شرلوک همچنان به رفتار عجیبش ادامه میدهد... [Persian translation]
SHERLOCK بقلم 1995Taeh
1995Taeh
  • WpView
    مقروء 3,212
  • WpVote
    صوت 511
  • WpPart
    فصول 15
دیالوگ از فیلم شرلوک هلمز با بازی بندیکت کمبربچ:» حاوی مقدار زیادی اسپویل با مسئولیت خودتون بخونین...
𝕽𝖔𝖘𝖊 𝖔𝖋 𝕿𝖍𝖊 𝖗𝖊𝖉 𝖒𝖔𝖔𝖓 | Moriarty The Patriot بقلم Psycho_sama
Psycho_sama
  • WpView
    مقروء 1,964
  • WpVote
    صوت 194
  • WpPart
    فصول 10
«زمانه از مدار خود به در گشته و آه، چه رنج و شکنجه ای من برای آن زاده شده ام تا آن را باز برجانهم»🌙🥀 مقدمه: درحالی که صدای رگبار و اصابت گلوله به درختان سکوت شب می‌شکست آن دو پشت کلیسا پناه گرفته بودند. ″شاید الان موقعیت مناسبی نباشه...باید یه چیزی بهت بگم ولی قبلش میخوام بدونی هر اتفاقیم بیوفته کاری میکنم که تو بتونی نقشت رو عملی کنی!″ آلبرت خندید و درحالی که خشاب تفنگش را پر می‌کرد گفت″کمتر از این هم ازت انتظار نمیره سرهنگ...″ ″آل...گوش کن...من...″ -نویسنده: سایکو- وضعیت: درحال آپدیت
Evidence بقلم Gray_fish
Gray_fish
  • WpView
    مقروء 747
  • WpVote
    صوت 71
  • WpPart
    فصول 4
- همیشه سعی داری مخفیش کنی - ببخشید؟! - احساساتت رو می گم شرلوک پوزخندی زد و با تمسخر جواب داد: - اوووو و دقیقا احساساتم نسبت به چی؟ - احساست نسبت به جان شرلوک مبهوت به فکر فرو رفت
+15 أكثر
Endless rub(دردسر بی پایان) بقلم EXO_L129
EXO_L129
  • WpView
    مقروء 2,131
  • WpVote
    صوت 251
  • WpPart
    فصول 17
تو یه حرف جالب میزنی شرلوک _ احساس یک نقص شیمیایه که طرف بازنده انجام میده، حالا بهم بگو بردار، بین جان واتسون و مغزت کدومو انتخاب می‌کنی!؟
Your Old Scarf  بقلم callmedorothea
callmedorothea
  • WpView
    مقروء 8,828
  • WpVote
    صوت 1,408
  • WpPart
    فصول 24
یک سال و نیم بعد از سقوط رایخنباخ،جان واتسون هنوز هم شب‌ها شال‌گردن شرلوک هلمز را می‌پوشد...اما شالگردن کمکی به کابوس های جان نمی‌کند؛جان رازی دارد که حتی تراپیستش هم از آن با خبر نیست....
Waht was left of her بقلم strawbaekiii
strawbaekiii
  • WpView
    مقروء 3,073
  • WpVote
    صوت 503
  • WpPart
    فصول 13
یک والس برای جناب شرلوک هلمز امیدوارم وقتی با ویالونت نواختیش بدونی چی داره به ملاقاتت میاد!
SHERLOCK: ༺meet again_دیدار دوباره༻ بقلم mahi00mahi
mahi00mahi
  • WpView
    مقروء 358
  • WpVote
    صوت 33
  • WpPart
    فصول 2
هیچ‌چیز همیشگی نیست. نه مرگ و نه زندگی... نه اخلاق خوب و بد آدما... نه لحظات بدون مشکل و غم، و نه اون تلخی‌هایی که شیرینی زندگی رو به فراموشی میفرستن... نه. هیچ‌چیز همیشگی نیست. جز تغییر!
Meet Me In The Hallway بقلم BlueWilliam
BlueWilliam
  • WpView
    مقروء 1,036
  • WpVote
    صوت 165
  • WpPart
    فصول 3
-don't bring me down sherlock...