Annalia_fanfic
دیگه لازم نیست برای معروف شدن استعداد خاصی داشته باشی. پول در آوردن نیازی به سختکوشی نداره. تنها چیزی که نیاز داری شانسه؛ و البته ذرهای از خود گذشتگی و آمادگی برای مرگ.
ما بزرگ میشیم تا اگر آشیل لطف و رحمت خودش رو شامل حال ما کرد، تا زمان مرگ بجنگیم و اگر هم مردیم با لبخندی بر لب دفن بشیم.
خدای ما پرستش نمیخواد، دستور نداده که یکشنبهها به کلیسا بریم یا شراب خوردن رو حرام نکرده. هیچگاه امری در کار نبوده. درخواست کرده و حق انتخاب داده، هر سال یک سوال مشخص از ما پرسیده میشه، حاضریم بیست و سه تن قربانی بدیم؟ هر سال هم جواب اکثریت ما بلهست.
امسال شرکت کنندهی بیست و چهارم تروجان منم و اجازه ندارم که بمیرم.