♡⁩
89 stories
Lost In Your Eyes by kimtinaw
kimtinaw
  • WpView
    Reads 23,674
  • WpVote
    Votes 7,137
  • WpPart
    Parts 35
کامل شده "احساسات توی کلمه ها جاری میشن. من هیچ وقت گوینده ی خوبی نبودم ولی عشق رو فهمیدم و همین برام کافی بود. سال ۱۹۴۶، وقتی تمام مردم درگیر شلوغیا و به هم ریختگی کشور بودن. دیدمش! و توی قهوه ای خالص چشماش گم شدم. فرشته ی شیطون من" یه عشق خالصانه...شیرین...ممنوعه! ☆☆☆☆ ژانر:رمنس، فلاف، اسمات، تاریخی کاپل:چانبک
◤LAURENT◥ by lbluesfoxl
lbluesfoxl
  • WpView
    Reads 40,042
  • WpVote
    Votes 10,216
  • WpPart
    Parts 43
◐Name ↬Laurent ◑Couple↬ Chanbaek▴Kaisoo ◐Gener↬Drama▴Angst▴Smut ◑Summery↬ کی فکرش رو می‌کرد تو یه شب برفی وقتی دستور ترور کانگ هانیو از طرف گروهک Homeless Foster صادر شده، مامور منتخب رده A سازمان هدف رو گم کنه و دوربین اسلحه‌ی مرگبارش قدم‌های یه پرنس یخی روی صحنه‌ی سالن اپرای پرل رو دنبال کنه. میگن پرنده‌ها توی قفسه زنده نمی‌مونند، بکهیون همون پرندهایه که به خاطر جدا شدن از قفسش، آسمون رو نفرین میکنه. عشقی که توی زمستونی که همه چیز مرده، زیر دونه‌های برف نفس میکشه و رشد میکنه، شبیه یه آدم برفی تو یه تابستان داغ ذوب میشه و یه شالگردن خیس خورده به جا میذاره.
Ichou by fatiiiima_bs
fatiiiima_bs
  • WpView
    Reads 9,031
  • WpVote
    Votes 1,437
  • WpPart
    Parts 12
🍂فیکشن : ichou 🍂کاپل: چانبک 🍂ژانر: درام، تاریخی 🍂محدودیت سنی: +18 🍂 وضعیت: تمام شده
Reverie by tphteh
tphteh
  • WpView
    Reads 6,534
  • WpVote
    Votes 2,079
  • WpPart
    Parts 9
[Completed] - اون روح یا یه همچین چیزیه؟ - مطمئن نیستم. حتی ممکنه وجود نداشته باشه و ما فقط توهم حضورشو داشته باشیم. این‌ها جملاتی بودن که به بکهیون، نامرئی‌ترین پسر مدرسه نسبت داده می‌شدن. هیچ‌کس، حتی خودش هم فکر نمی‌کرد وقتی داره مدرسه رو می‌پیچونه که ادامه‌ی کتابش رو بخونه، گیر یه دفترچه‌ی عجیب که پشتش یه راز عجیب‌تر هست بیفته؛ به‌خصوص اگر صاحب اون دفترچه، معروف و محبوب‌ترین پسر مدرسه باشه! Chanbaek Romance, Slice of life, Fluff NC +18 [Reverie: Absent-minded dreaming while awake; a daydream]
Feuille morte.  by polargreen
polargreen
  • WpView
    Reads 3,702
  • WpVote
    Votes 1,337
  • WpPart
    Parts 10
Feullie morte: در فرانسوی به نارنجیِ متمایل به قهوه‌ای که عمیق‌تر و قرمزتر از چرم، زردتر و عمیق‌تر از ادویه و طلا است، می‌گویند. همچنین به معنای "برگِ پاییزی"، "برگِ مُرده" و "برگِ پژمرده" است. "A Chanbaek Tragic Story"
Church Bells Fall ^ Completed by IreneAO_O
IreneAO_O
  • WpView
    Reads 49,135
  • WpVote
    Votes 13,965
  • WpPart
    Parts 59
«تویی که میگفتی دنیا رو بهم میدی، میشه پس بگیریش و برگردی؟» _______ یه شمع روشن کردم و با خودم گفتم "وقتی شمع ذوب بشه، دیگه بهش فکر نمیکنم" اما پنجره باز شد و شمع خاموش شد. گمشده ی من، حالا که دنیا نمیخواد فراموشت کنم. بالاخره یک روز... تمام شمعای دنیا رو خاموش میکنی، و برمیگردی؟ _______ «این داستان منه، داستان عاشقانه ی پزشک ضد دین و کشیش متعصب در تاریکترین روزهای تاریخ کلیسا...میشه تو روزایی که عشق دوتا مرد نتیجه ای به جز چوبه ی دار نداره، پا روی تمام تفاوتامون بزاریم و عاشق بمونیم؟» Church Bells Fall By Irene Genner : Historical , Angst, Classic Channel @Pny_Fiction
No.963 by polargreen
polargreen
  • WpView
    Reads 10,842
  • WpVote
    Votes 3,797
  • WpPart
    Parts 10
Genre: Romance, Slice of life, Drama Couple: Chanbaek Writer: Green #Completed 🛹🛹🛹🛹🛹 پارک چانیول توی سفر تفریحی‌اش به لندن، نزدیک تعطیلات کریسمس بر اثر یه سانحه گیر میوفته و برگشتن به "خونه" براش غیرممکن می‌شه. ممکنه این اتفاق، پیش‌آمدهای بزرگ‌تری رو براش به همراه داشته باشه؟ چیزی شبیه به روبه‌رو شدن با گذشته‌اش؟ 🛹🛹🛹🛹🛹
Cherry Red~ Chanbaek~ Completed by IreneAO_O
IreneAO_O
  • WpView
    Reads 3,289
  • WpVote
    Votes 654
  • WpPart
    Parts 7
"بهت گفته بودم من عاشق رنگ قرمزم؟ ولی همه چی عوض شد وقتی تو اونجوری بهش نگاه کردی. یهویی انگار دلم میخواست برم تمام گیلاسای دنیا رو به خاطرت رنگ بزنم که مبادا چشمت بهش بیوفته" ______ هیچوقت ادمهایی که از یک رنگ به خصوص متنفر بودند رو درک نمیکرد تا وقتی که اون پیام روی گوشی همسرش ظاهر شد و هیچوقت دلبسته ی هیچ رایحه ای نشده بود تا وقتی که عطر لیموی تازه به مشامش خورد. بعد از اون بیون بکهیون یه مرد عادی نبود، اون مردی بود که در آستانه ی طلاق، لیمویی ترین پسر دنیا رو ملاقات کرد. ____ Cherry Red Genere: Melodrama, Agegap
Fogbow by MauR__een
MauR__een
  • WpView
    Reads 5,770
  • WpVote
    Votes 1,390
  • WpPart
    Parts 4
« اگر یک روز فرصتش رو پیدا کنم، بهت میگم که چقدر دوست داشتنی هستی.. بهت میگم که اهمیتی نداره چقدر تلاش کنی، همیشه یک نفر هست که هیچوقت فراموشش نمیکنی.. از پرنده ی آبی برات میگم و از رنگین کمان سفیدی که تمام قلبم رو مال خودش کرده... اما برای فعلا، بیا دستهای همدیگه رو رها کنیم بیا تا میتونیم، از هم فاصله بگیریم » Genre: Romance, Slice of life, Angst پ.ن: سلام :) از آخرین باری که نوشتم مدت زمان زیادی میگذره، اما بدجوری دلتنگ بودم و بالاخره تصمیم گرفتم برای دل خودم بنویسم^^ این یه چند شاتیِ خودمونیه؛ اما اگر دوستش داشته باشید میتونه ادامه پیدا کنه. به هر حال ممنون که میخونیدش 3>
Messiah River by REDneonlight
REDneonlight
  • WpView
    Reads 63,848
  • WpVote
    Votes 15,502
  • WpPart
    Parts 51
"هرگاه دو انسان به همجنسگرایی روی بیاورند، هر دوی آن‌ها باید به کام مرگ کشیده‌شوند، برای گناه بزرگی که انجام داده‌اند!" [کتاب مقدس - لاویان - ۲۰:۱۳] شهرک متوسط‌نشین و گمنامی در گانگ‌وون، یک شب عادی از تعطیلات زمستانه با پیدا شدن جسدهایی توی رودخانه‌ی حاشیه‌ی جاده از آرامش همیشگی‌اش خارج شد. اجساد کودکان ناشناسِ شش تا ده ساله، آرام و بدون درد؛ که با نظم و به‌ترتیب در نقاط مختلف رودخانه فرستاده شده‌اند. [CHANBAEK × KAIHUN] [Crime × Angst]