<3
20 stories
Robinia ⌜ziam⌟ | Completed  de meli_notes
meli_notes
  • WpView
    Leituras 3,245
  • WpVote
    Votos 812
  • WpPart
    Capítulos 15
زندگی کن غریبه! هیچ غمی ارزش نابودی زندگیت رو نداره.
Hell's God de ghoorbeh
ghoorbeh
  • WpView
    Leituras 3,667
  • WpVote
    Votos 955
  • WpPart
    Capítulos 21
در آخر لیام می‌دانست باید در رستاخیز به خالق جوابگو باشد اما تا آن روز میخواست در کنار زین به عنوان یک انسان زندگی کند ... Zayn top
FORGOTTEN  de mhisaleez
mhisaleez
  • WpView
    Leituras 41,879
  • WpVote
    Votos 8,643
  • WpPart
    Capítulos 44
"Completed" (دو پارت آخر اضافه شده) پرونده‌ی داستان عاشقانه‌ای که در سال 1950 در انگلیس ساخته شد، با متهم شدن اوه سهون به قتل کیم سوهو بسته شد. اما اون‌ها در هشتاد سال بعد دوباره متولد شدن. در حالی که سهون اینبار عضو یک سازمان جاسوسی بود و بخاطر نفوذ به خونه‌ی یکی از قربانی‌هاش مجبور به ازدواج با پسر ارشد خانواده‌ی کیم، سوهو شد و نمی‌دونست سوهو همون معشوقه‌ی به قتل رسیده‌ی هشتاد سال پیششه. coυple: нυɴнo ɢeɴre: roмαɴce, тнrιller
[Completed] •⊱ Absolute Chanyeol ⊰• (ChanBaek) Persian Translation de EXOPerFic
EXOPerFic
  • WpView
    Leituras 7,476
  • WpVote
    Votos 1,539
  • WpPart
    Capítulos 8
⋅⋅⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⋅⋅ فن فیکشن ترجمه ای Absolute Chanyeol | ابسولوت چانیول کاپل: چانبک ژانر: رمنس، انگست نویسنده: Leadernim مترجم: Silver Zhang ( @ZhangSilver ) ⋅⋅⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⋅⋅
Don't Push The 26 Unit  de vievhen
vievhen
  • WpView
    Leituras 73,521
  • WpVote
    Votos 16,296
  • WpPart
    Capítulos 39
«تو واحد بیست و شیش یه نویسنده دیوونه زندگی میکنه،میگن تمام قتل هایی که نوشته به فاصله یک ماه به واقعیت پیوسته. آخرین داستانش هم راجب قتلی که خودش مرتکب میشه،پسر باریستایی رو که اسمش بکهیون به قتل میرسونه.عذر میخوام اسمتون؟» «بکهیون.بیون بکهیون.» «خوشبختم آقای بیون!لطفا به هیچ وجه واحد ۲۶ رو فشار ندید» (چانبک)
My Death Wish: The Art of Dying de Usmama
Usmama
  • WpView
    Leituras 278
  • WpVote
    Votos 44
  • WpPart
    Capítulos 47
"Everybody faces death. But what if death wasn't just a concept? What if it was an entity, a person? Should we fear it, love it, or welcome it with open arms?" Trinity knows what he wants-death. While others dream of long life, he dreams of ending his. But no matter how hard he tries, death eludes him. In his search for escape, he uncovers a darker truth, one that changes everything: death isn't just an end, it's an art. And in this art, Trinity may have found his true purpose.
هیولای لندن(کامل شده) de roodkhune
roodkhune
  • WpView
    Leituras 13,068
  • WpVote
    Votos 2,948
  • WpPart
    Capítulos 38
Wake up, your chains are porcelain بیدار شو، زنجیرهات سُفالی هستن. Like a phoenix from the ashes we will rise again باز هم مثل یک ققنوس دوباره از خاکستر بر می‌ خیزیم. This is what the requiem loves to hear you sing این چیزیه که این ترانه‌ی غم انگیز دوست داره ازت بشنوه که میخونیش. To the beat of your fool hеart hammering برای هر تپش آهنگین قلب ساده لوحت. One more timе, we'll cry into the night again یک بار دیگه، تا خود شب دوباره گریه خواهیم کرد.
GIFTED de raiinbow_boys
raiinbow_boys
  • WpView
    Leituras 2,626
  • WpVote
    Votos 572
  • WpPart
    Capítulos 40
اسم: گیفتد(موهبت) خلاصه: «پارانویا.» اولش مطمئن بودم که این فقط یک خوابه. می دونستم چی واقعیه و چی نیست. چیز هایی رو که ذهنم از خودش در می‌آورد رو‌ می‌شناختم. فرق بین واقعیت و توهم رو می دونستم اما_ اما مدتی بعد همه چیز شروع به مردن کرد. گل های تازه‌ای که صبح می‌خریدم همین که عصر می شد پژمرده می شدن و کمتر از چند ساعت می مردن و می‌تونستم تاریکی که همراهش توی خونه می‌اومد رو حس کنم. چیزی اینجا درست نیست و من می تونم حسش کنم. من شاید متوهم باشم اما احساساتم نابغه ان. مرگ نزدیکه... ژانر: پارانورمال، رمزآلود شیپ داستان: اونستون/ استوکی شخصیت ها: تام هیدلستن، کریس اونز، الیزابت ماس، جیمز بردلی، جرد لتو، رُزاموند پایک، مارک شپرد، جسیکا لَنگ. آذر💚
elevators de rickyblitzz
rickyblitzz
  • WpView
    Leituras 374,118
  • WpVote
    Votos 27,030
  • WpPart
    Capítulos 16
[completed] two strangers are stuck on an elevator on a rainy monday morning. confessions ensue. ; copyright © 2016