Yizhan
50 Geschichten
a cake to celebrate von NanHai520Fic
NanHai520Fic
  • WpView
    GELESEN 776
  • WpVote
    Stimmen 153
  • WpPart
    Teile 4
نویسنده: narikanyan مترجم: Mahdis ژانر: امگاورس، امپرگ، فلاف تایپ: ییبو تاپ 4شات ژان نگاهی هم به تست خودش انداخت. همون دو تا خط رو دید. به نتیجه‌ی تست خیره شد. با خودش می‌گفت چنین چیزی امکان نداره اما... اون اصلا کی سر به هوا بازی در آورد که الان...؟ «یا خدا!!» تگ چنل: (@NanHai520Fic)
𝙙𝙚𝙨𝙩𝙞𝙣𝙮 (Completed) von Sahel328
Sahel328
  • WpView
    GELESEN 44,239
  • WpVote
    Stimmen 11,917
  • WpPart
    Teile 105
• نام داستان: سرنوشت • جان تاپ، تاریخی، امگاورس، امپرگ، اسمات، عاشقانه، درام. ییبو پسر تاجری که برای یه سفر تجاری به درخواست پدرش مجبور می‌شه به قصر بره... قراره به‌زودی هیت بشه و چی می‌شه اگه توی راه با گروهی از آلفاهای راهزن رو به رو بشه... چه اتفاقاتی در انتظارشه... " سرنوشت گاهی وقتا باهات بد تا می‌کنه.... اما بعضی وقتا راه خوشبختی رو جلوی پات قرار میده.... و خوشبختی من همراه با تو مقدر شده. " " می‌دونی... گاهی وقتا به این فکر می‌کنم که اگه تو رو ندیده بودم، اگه نمی‌شناختمت و اگه عاشقت نمی‌شدم... الان در چه حالی بودم؟ هیچوقت فکر نمی‌کردم بتونم عاشق کسی بشم... ولی تو.... تو فرق می‌کنی... برام با همه آدمای دنیا فرق می‌کنی. " "کامل شده"
𝙥𝙧𝙞𝙣𝙘𝙚 (Completed) von Sahel328
Sahel328
  • WpView
    GELESEN 14,107
  • WpVote
    Stimmen 2,387
  • WpPart
    Teile 20
• عنوان: شاهزاده • جان تاپ، تاریخی، عاشقانه، امگاورس، امپرگ، اسمات. یک ازدواج سیاسی... عشقی که متولد نشده... سختی... تحمل... صبر... نخواستن... جنگ... پایانی نامعلوم.‌‌.. "کامل شده"
ENCOUNTER von ukiyostory
ukiyostory
  • WpView
    GELESEN 34,082
  • WpVote
    Stimmen 7,870
  • WpPart
    Teile 52
─نام فیکشن:࿐🐺ENCOUNTER🐺࿐࿔ ─کاپل: ییـــژان ─ژانر: امپرگ، اسمات، خون‌آشامی گرگینه‌، رومنس، فانتزی ─نویسنده: ᴋɪᴍɴɪᴇʟʟᴇ88 ─مترجم: ꜱᴇʙᴀꜱᴛɪᴀɴ ─روز آپ: 5 شنبه ─یک بار ییبوی ده ساله توله گرگی رو دید که داشت وارد جنگل می‌شد، تا زیر نور ماه کامل دنبالش کرد و وسط راه متوقف شدن. توله گرگ متوجه حضورش نشده بود و به بچه‌ آدمیزاد زیبایی تبدیل شد. روز بعد، دوباره همون اتفاق افتاد. این اتفاق تا چند روز بعد ادامه پیدا کرد تا اینکه یک روز دیگه ازش خبری نشد. پسر تا دیروقت منتظر موند اما حتی پرنده هم پر نمی‌زد. بعد از برگشت به خونه‌‌، مادرش رو مجروح و جنازه‌ی پدرش رو روی زمین دید. بعد مشخص شد که گرگینه‌ها به اونها حمله کردن. از اونموقع از تمام گرگینه‌ها متنفر شد اما نتونست پسربچه‌ی زیبایی که وسط جنگل دیده بود رو جز اونها قراره بده. بعد از گذشت 12 سال، همینطور که کینه‌ی دیرینه‌‌ای که نسبت به گرگینه‌ها داشت تو دلـش حمل می‌کرد، بین خوناشام‌ها تبدیل بهترین قاتل گرگینه‌ها شد، قاتلی که هیچوقت نه دست پلیس‌های آدمیزاد بهش رسید و نه دست گرگینه‌ها. اما یک روز بهش ماموریت داده شد تا یه گرگینه رو بکشه، یه گرگینه‌ی درجه‌ یک که خیلی از اونها رو کشته بود. اما ییبو موفق به انجام مامویتش میشه؟! ➥All rights reserved to the original
💕𝐋𝐮𝐧𝐡𝐮💕 von Yizhan7924
Yizhan7924
  • WpView
    GELESEN 3,043
  • WpVote
    Stimmen 677
  • WpPart
    Teile 9
✿ کاپل : ییجان ✿ ژانر : عاشقانه ، تاریخی ، هپی اند ✿ مولتی شات ✿ نویسنده : ZhaoYun 🥀یک نفر برای اینکه عاشقانه بوسه‌ای بر گونه‌اش بنشانم... 🥀یک نفر برای اینکه سرخوشانه با او بخندم... 🥀یک نفر برای اینکه سر بر شانه‌اش بگذارم و با او از خود بگویم... 🥀یک نفر برای اینکه در تاریک ترین لحظه‌های غم ، لبخند بر لبانم بنشاند... 🥀یک نفر برای من تا از عمیق‌ترین نقطه قلبم دوستش بدارم... 🥀نزدیک من بیا و جای خالی همه این یک نفرها را پر کن... دلتنگت هستم💔 ⁦⁦✩⁦⁦★✩⁦⁦★☆★✩⁦⁦★☆★✩⁦⁦★☆✩⁦⁦★☆★ با رسیدن به لب های عشقش،آب دهانش را به سختی بلعید... نگاهش از گرمای اشک پر شده بود. چرا باید تردید کند؟ اگر باز هم لونگ را ببازد چه؟
Animagus von Farysky
Farysky
  • WpView
    GELESEN 4,259
  • WpVote
    Stimmen 821
  • WpPart
    Teile 26
خلاصه داستان📜 داستان امگاورس، جانورنما، خون‌آشامها و گرگینه کمی متفاوت‌تر از همیشه... وانگ ییبو می‌خواهد از راز گذشته پرده بردارد اما هر چقدر که تلاش می‌کند همکار مرموزش به نحوی جلوی پایش سنگ می‌اندازد. اما ناگهان یک شب در جنگلی تاریک زمانی که او با موجودات وحشتناکی محاصره شده‌بود ناگهان پرده اسرار کنار می‌رود و ییبو متوجه می‌شود که جنس راز های همکار مرموزش با او یکی اما از نوع دیگری است... 𓂅 𔘓 𓂃𓈒 ✮کاپـل ‌‌❲ ییـجان،ورس| تهکوک ❳ ╮✮ژانـر ‌‌❲ امگاورس، جنایی، فانتزی ❳ ╮✮ نویسـنده ❲ 𝑆𝑡𝑎𝑟𝑑𝑢𝑠𝑡 ❳ تو چنلمون برای هر پارت نظر سنجی می‌ذاریم و پارت بعدی رو می‌نویسیم😁 @NanHai520Fic
The day the sun saw the moon|روزی‌که‌خورشیـ☀️ـد‌مــ🌙ـاه‌را‌دید  von i_am_SMH
i_am_SMH
  • WpView
    GELESEN 2,947
  • WpVote
    Stimmen 605
  • WpPart
    Teile 15
📌وضعیت: پایان یافته ♥️📚 ⏳آغاز: ۸ نوامبر ۲۰۲۳ ⌛پایان: ۳۰ نوامبر ۲۰۲۳ ⏰ بازنویسی: ۸ نوامبر ۲۰۲۵ [ چروفوبیا ‹‍ 𝐶ℎ𝑒𝑟𝑜𝑝ℎ𝑜𝑏𝑖𝑎 › : این نوع مبتلا ، ترس از شادی است ! افراد مبتلا ، از خوشحال بودن میترسن چون تصور میکنن بعدش قراره اتفاق بدی رُخ بده . . .] قولی که ماه به خورشید داد: «هر وقت دلت تاریک شد، من می‌تابم...» وضعیت:چند‌شات‌همراه‌شو‌با‌آسمان‌بی‌کران! #S_M_H #امگاورس #ییبو_تاپ #هپی‌اند
Hold Me Tight _ Yizhan von Pd_bun
Pd_bun
  • WpView
    GELESEN 34,991
  • WpVote
    Stimmen 5,861
  • WpPart
    Teile 64
Name : Hold Me Tight محکم بغلم کن Couple Yizhan_ Verse Genre : slice of life _romance _ smut وانگ ییبو‌ قبل اینکه اون قرصا رو بخوره نجات داده میشه . اون مرد بهش اطمینان میده مواظبشه و همه تلاششو برای پیشرفت ییبو می‌کنه اما دلیل شیائوجان برای کمک چیه؟ وقتی احساسات هر دوتاشون تغییر کنه میتونن باهاش کنار بیان؟ +مگه با زندگیت چیکار کردم ؟ _تو زندگیمو طلایی کردی خورشید کوچولوی من! _سعی میکنی منو عصبانی کنی درحالیکه میدونی من تو عصبانیت کنترلمو از دست میدم؟
My Alpha, My Lord von lili_y20
lili_y20
  • WpView
    GELESEN 124,987
  • WpVote
    Stimmen 21,686
  • WpPart
    Teile 47
یه ولیعهد امگا که باید با پسرعموی آلفاش که تا حالا ندیدتش ازدواج کنه و پادشاهی رو بهش بده، این تنها راه زنده موندنشه...! ژانر: تاریخی، درام، امگاورس، اسمات کاپل: ییژان ***توجه*** این داستان برداشتی آزاد از رابطه بین کاپل‌هاست و هیچ ارتباطی با واقعیت نداره!🙄 قسمتی از داستان: [لب‌هاش فقط یه نفس با ژان فاصله داشتن که متوقف شد و تو همون حالت آروم گفت: +ژان؟! ژان خجالت‌زده و مست از رفتار ملایم آلفاش گفت: _ب...بله..‌. سر... سرورم؟ +این لب‌ها... قبلا... لمس شدن؟! ژان متعجب و مبهوت گفت: _سر... سرورم... هی...هیچ..‌‌. کس... تا حالا... طوری که شما... لمسم می‌کنید... من رو... لمس... نکرده... با شنیدن این حرف، گرگ ییبو غرش سرشار از غروری کرد ‌که گرگ ژان رو خوشحال می‌کرد...]
UNTAMAD  von mhy_ken2
mhy_ken2
  • WpView
    GELESEN 69,345
  • WpVote
    Stimmen 11,368
  • WpPart
    Teile 92
"پایان یافته" _UNTAMAD_ ماجرا از جایی شروع شد که شیائو ژان، روانشناس مشهور و موفق، قبول کرد تا مسئولیت روان درمانی وانگ ییبو رو به عهده بگیره. پسری که به هیچ چیز جز شب های طولانی و خیس با ژان فکر نمی‌کرد... 🎴ژانر: انگست/ روانشناسی/ اسمات ♨️ Writer: KN ♨️ Telegram Channel: @ukiyostory