𝙏𝙖𝙚𝙠𝙤𝙤𝙠
71 قصة
  Easter rabbit ( خرگوش عید پاک بقلم jiho85
jiho85
  • WpView
    مقروء 1,778
  • WpVote
    صوت 343
  • WpPart
    فصول 9
🥚اسم : خرگوش عید پاک 🥚ژانرها: تخیلی/اسمات/رمنس/کمدی/امپرگ 🥚کاپل ها: تهکوک/سپ/نامجین 🥚نویسنده: جیهو 🥚خلاصه داستان :تهیونگ، شخصی که به خداناباوری سرسختانه‌ش مشهور بود، به عنوان یه آرتیست هیچ دوره از زندگیش مسیح و عید های مسیحیان از جمله عید پاک رو قبول نداشت و سرسختانه از دیدن یا خوندن هرگونه فیلم و انیمیشن و یا حتی کتابی با مضمون اعیاد مسیحیان یا هرمذهب دیگه ای دوری میکرد!! دیدن تبدیل شدن یه انسان سبد تخم مرغ به دست توی بوته های حیاط پشتی خونش به یه خرگوش و غیب شدنش اونم درست یک شب قبل عید پاک رو چطور میتونست هضم کنه؟
+13 أكثر
TROUBLE MAKERS | VKOOK  بقلم itsqzll
itsqzll
  • WpView
    مقروء 29,699
  • WpVote
    صوت 4,178
  • WpPart
    فصول 8
"الان تو یه دیلدو پرت کردی سمتم؟" جونگ کوک، پسری که همکلاس تهیونگه، یه دیلدو پرت میکنه سمتش. خب میدونم آشناییشون نرمال نیست. اما الان اونا به خودشون اومدن و دیدن از وقتی باهم آشنا شدن تا الان کلی خرابی به بار اوردن! خب اینم نرمال نیست، چون اونا ویکوکن! {{متوقف شده}} ژانر:مدرسه ای_طنز_اسمات_رمنس Best rankings: #1comedy #1funny #3btsfanfic #3fiction #3fanfic
Van Gogh was his god! • [Completed] بقلم amaraaa_7
amaraaa_7
  • WpView
    مقروء 95,764
  • WpVote
    صوت 15,777
  • WpPart
    فصول 45
•Name: Van Gogh was his god! •Couple: Vkook •Sub couple: Hopemin •Writer: Amara •Genre: Romance, Angst, smut •Channel: @papacita01 ~•Teaser: _چرا هیچ وقت از ته دلت نمیخندی؟ از اون لبخند‌هایی که به چشمات میرسن و برق خوشحالی رو توشون روشن میکنن! سرش رو تکون داد و از پنجره به زمستونی که سفره‌ی سفیدی و غم‌هاش رو روی سر شهر پهن کرده بود، خیره شد: _من تفاله‌های باقی مونده از تنهایی‌های یک نقاش دیوانه‌م... حاصل مرگ بی‌رحمانه‌ش توی تنهایی... چطور میتونم بخندم یا اشک بریزم وقتی فراموش کردم که چطوری باید زندگی کنم؟ من همه چیز رو فراموش کردم، دوست داشتن رو، فکر کردن، نقاشی کردن و حتی فریاد زدن... خیلی وقته مردم... مرده‌ها که لبخند نمیزنن!
DONT TALK JUST ACT بقلم MAYA0247
MAYA0247
  • WpView
    مقروء 31,084
  • WpVote
    صوت 3,920
  • WpPart
    فصول 9
࿇Couple ༴༅ VKook ࿇Author ༴༅ Maya & Erienne ࿇Genre ༴༅ Full smut, Daddy kink , Romance 《قسمتی از فیکشن👇🍓》 کیم تهیونگ ؛ رییس منضبط بزرگترین شرکت مدلینگ سئول که بدون در نظر گرفتن تمام خطوط قرمز زندگی همیشه قانونمندش توی دام بهترین طراح لباس کمپانیش، جئون جونگکوکه معروف میافته.🖇 جئون جونگکوک ؛ اون یه بیبی سرکشه ... اگه دوست پسرش بگه الان صبحه کوک اصرار داره تا بهش ثابت کنه الان شبه‌!⛓ یک ساله که با رییس منضبط و قانونمندش توی رابطه است و اینکه کیم تهیونگ توی این یک سال حتی یه بارم عصبی نشده رو مخش راه میره. اون همیشه دوست داشت کسی باشه که موفق میشه اعصاب همیشه آروم تهیونگ رو به بازی بگیره. و براش از هیچ تلاشی دریغ نمیکنه.🥂 و خب! این کاملا عادیه که رییس کیم بخواد بعد از یک سال که رابطشون توی آرامش کامل به سر میبره بیبی سرکشش رو ادب کنه و بهش درسی بده که جونگکوک تا آخر عمر جز "ددی" چیز دیگه ای صداش نکنه!🕯
Faded (محو شده) بقلم whiiishi
whiiishi
  • WpView
    مقروء 92,138
  • WpVote
    صوت 9,885
  • WpPart
    فصول 38
افسر جئون جونگکوک بعد از کشته شدن خانوادش به بی رحمانه ترین شکل ممکن و گذروندن زجر آور ترین سال های عمرش بالاخره موفق میشه برای گرفتن انتقام به عنوان نفوذی وارد باندِ باعث و بانی تمام بدبختیاش ، کیم تهیونگ بشه ! ولی اگه حقایق اون چیزی نباشه که نشون داده میشن چی؟ زندگی همیشه پر از چالش و غافلگیریه. مگه نه؟ "آدمِ بدونِ نقطه ضعف ترسناکه تهیونگ...من اینجام.. بین جمعیت دورت محو شدم... !؟ چی میشه اگه پیدام کنی ؟ نهایتِ این انتقام کجاست؟..."
Silent words [Vkook Oneshot] بقلم Bts_fics_Ir
Bts_fics_Ir
  • WpView
    مقروء 3,471
  • WpVote
    صوت 468
  • WpPart
    فصول 2
💙کلمات خاموش💙 -ورژن ویکوک- از همون موقعی که رویای پرواز داشت باید میفهمیدم باید حدس میزدم که سقوط...از پرپر زدن نشئات میگیره بال هاش رو گرفتم و گذاشتم بپره پروازش رو نه!...اما سقوطش رو دیدم کلمات میتونن قاتل باشن مخصوصا وقتی گفته نشن به اندازه ی دو ضربان قلب، یعنی کمتر از یک ثانیه زمان لازم بود تا اونو نجات بدم فقط با گفتن دو کلمه دو کلمه که هرگز نگفتم • ~ • ~ • ~ • ژانر: رمنس، انگست • کاپل: ویکوک • نویسنده: @Sheix_12 • تاریخ شروع: 13 آپریل 2020
+21 أكثر
Trey || VKook بقلم Nyctowx
Nyctowx
  • WpView
    مقروء 297,950
  • WpVote
    صوت 37,501
  • WpPart
    فصول 26
[ TREY ] پایان یافته ژانر : فان / ورزشی / رمنس / اسمات کاپل : اصلی ؛ تهکوک - فرعی ؛ یونمین - شاید از من خوشت بیاد ولی تا وقتی که مجبور باشم دختر های مختلف رو از روت بلند کنم ، هیچ تغییری توی رابطه‌مون به‌وجود نمیاد کاپیتان بسکتبالیست ! 《توجه داشته باشین داستان دو ورژنه‌ست پس اگه این ورژن که تهیونگ تاپ و جونگکوک باتمه نمیخونین به ورژن دیگه‌ش که جونگکوک تاپ و تهیونگ باتمه توی اکانتم سر بزنین. 》
honey pie | Taekook  بقلم meli19952000
meli19952000
  • WpView
    مقروء 333,672
  • WpVote
    صوت 49,208
  • WpPart
    فصول 31
《completed》 چت های عجیب بین جونگ کوک ۱۸ ساله و معلم خصوصی نقاشیِ ۲۲ سالش تهیونگ Taekook , texting Original story by : @nathyoung Translating by : @meli19952000
Ma Little bunbun! بقلم Liana_1995
Liana_1995
  • WpView
    مقروء 27,887
  • WpVote
    صوت 3,717
  • WpPart
    فصول 8
سازمان " Hybrid Wain " یه سازمان برگرفته شده از دانشمندان و بیزینس من هایی عه که بعد از سال ها اکتشاف موفق شدن دی ان ای انواع حیوانات رو با انسان ترکیب کنن و موجودات جدیدی به اسم هایبرید هارو به وجود بیارن. هیبرید ها درواقع دو رگه های بیگناهی هستن که چون بخشی از بدنشون یا نوع رفتارشون شبیه حیوون هاست توی جامعه از ارزش خیلی پایینی برخوردارن و محدودیت های خاصی برای نوع رفتار باهاشون وجود نداره. خرید و فروش هیبرید ها تو جامعه کاملا ازاده و هیچ هیبریدی نمیتونه بدون اینکه صاحبی داشته باشه ازادانه زندگی کنه. چی میشه اگه بین هزارجور پیچ و خمی که زندگی برای هرکسی در نظر گرفته سرنوشته شازده سرد و همیشه عصبی ماهم با یه هیبرید فسقلی تو هم گره بخوره؟ هاها بنظر فرشته عشق نقشه های خوبی برا این دوتا کشیده و با لبخند شرورش مشغول تماشای دوستای کوچولوی منه. ~Couple: Vkook,Yoonmin ~Genre: Hybride,Fantasy,Smut,DaddyKink,Fluff ~writer: Dian ~Update days: Unknown