#1 : larry
Cover credit by : @writter_in_purple
_ازش فاصله بگیر درازِ تخمی!
+کوتوله جهش یافته بهتره دستت رو بکشی!
××××
_تو مجبورم کردی انتخاب کنم!
+و تو من رو انتخاب نکردی!
××××
فان، مارول، دی سی.
[Completed]
پنج سال پیش، هری استایلز برای تبدیل شدن به یک خواننده و هنرمند، زادگاهش رو ترک کرد.
هری به اون چه که پشت سرش به جا گذاشت توجه زیادی نکرد-
یک زندگی، یک خانواده، و یک همسر... کسی که روزی از خواب بیدار شد و فهمید هری ترکش کرده.
و حالا، هری هم ه چیز داشت: پولدار و معروف بود و همه ستایشش می کردند، از جمله دوست پسرش.
اما وقتی حرف جدی شدن رابطه به میان اومد، هری مجبور شد با تمام واقعیت های ناراحت کننده ی گذشته اش رو به رو بشه - و لویی. کسی بود که تمام برگه های طلاقی که هری در طي پنج سال گذشته براش فرستاده بود رو پس فرستاد.
------
H a p p y E n d i n g
------
Written by: @Hattalove (AO3)
Translated by: Persian Gay Vodka Team
گى بودن گناهه.
تتو كردن گناهه.
سكس داشتن قبل از ازدواج گناهه.
بودن با لويى گناهه، هرى اينو ميدونه.
اون ميدونه بودن با اون مرد مخالف هر چيزيه كه اون باور داره.
اما حتى اگر اون مذهبيه ولی هنوزم كنجكاوه.
***
*this book is translate by page and its not allowed to copy*
زندگی کردن تو دنیا یعنی سختی کشیدن...
یعنی واسه به دست آوردن چیزی که بهش علاقه داری باید تموم تلاشت و بکنی... باید واسش بجنگی؛ چون دنیا بهشت نیست!!
عشق، یعنی علاقه ی شدید! و من برای به دست آوردن کسی که عاشقشم، در برابر دنیا می ایستم...
.
.
.
بالاترین رتبه(فن فیکشن های فارسی) : #1
❧ Larry Stylinson 🌱
•ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ•
- فقط یه لمس کوچیک لازمه تا اشک هاش رو دیوانه وار شلیک کنه! چه برسه به دستهایی که احاطش کرده بودن.. انگار تنها چیزی که واقعا نیاز داشت همین بود! همین گوی کوچیکی که هیچ چیزی غیر از خودشون و احساساتی که جریان داشت توش نفوذ نمیکرد..
و چی میشد اگه این تنها چیزی باشه که میخواست تا ابد نگهش داره؟!
___
-K.
"من هرگز نمیدونستم اینقدر عاشقتم، ولی برگشتم، فقط بخاطر تو"
#Larry
*(Don't read if you love #TaylorSwift more than #LarryStylinson)
**DON'T leave HATE comments, please. Thanks.
من آسیب دیده ام
این زخم از بین نمیره و بزرگتر و دردناکتر از قبل میشه
زنجیر اختیارم دست خودم نیست
حمله کردن و اسیب زدن به اطرافیانم قسمتی از وجودم شده
من انسانی ام از جنس تاریکی
گرگها به کسي رحم نميکنن
ميکنن؟
حتی وقتی مقابل چیزی قرار بگیرن ازش کم نمیارن
اما چرا من تو اقیانوس چشماش سقوط کردم ؟
* این داستان توسط یاسی استایلینسون نوشته شده و امیدوارم لذت ببرید *
*complete*
"یکم صبر داشته باش، همهچیز تغییر میکنه..."
"همهچیز؟! نه...هیچ چیزی عوض نمیشه، مگه اینکه اون لعنتی تغییر کنه..."
"پس انجامش بده...نظرش رو تغییر بده..."
پابلیش مجدد کتاب کامل شدهی change my mind.
نوشته شده در اول فوریهی 2018.
پایان، پنجم سپتامبر2018.