زیام اتیش پاره💛❤
12 stories
4:48 [Ziam Mayne Version - Completed] de lZaynMalikl
lZaynMalikl
  • WpView
    Leituras 4,190
  • WpVote
    Votos 1,099
  • WpPart
    Capítulos 9
هی، هیچی نگو. نترس، ساعت '4:48 صبحه، از لحاظ روانشناسی این ساعت، ساعت مرگه. اما تو الان نمی‌میری. مرگت 12 ساعت دیگه است. اسم من زیروعه. اومدم که نذارم بمیری. -Hello I'm Zero. مترجم : Liammalik- & lZaynMalikl-
little Devil de risa80
risa80
  • WpView
    Leituras 92,719
  • WpVote
    Votos 16,805
  • WpPart
    Capítulos 70
لیام پین دو سالی هست که متاهله اما متاسفانه قدرت باروری نداره راه حل چیه ؟ بانک اسپرم لیام و همسرش به توافق میرسن که ازبانک اسپرم کمک بگیرن و چه اتفاقی میفته که اهدا کننده اسپرم ، زین مالیک باشه ؟!
fool for you(book2&3) (ziam) de setidarcy
setidarcy
  • WpView
    Leituras 207,677
  • WpVote
    Votos 32,012
  • WpPart
    Capítulos 63
اونا تا ابد به خوبی و خوشی زندگی کردن اما به این آسونی هام نبود
light it up and fall in love •|ziam|• COMPLETED de mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    Leituras 396,970
  • WpVote
    Votos 44,436
  • WpPart
    Capítulos 84
Highest ranking : #1 in fanfiction +بیا نور ها رو روشن کن اینجا خیلی تاریکه -نترس بپر +تاریکه -نترس نورت میشم بپر +بپرم اونجایی تا منو بگیری? -درست همینجام همیشه
•Λsian BOҰ• de iamvdepp
iamvdepp
  • WpView
    Leituras 125,497
  • WpVote
    Votos 20,590
  • WpPart
    Capítulos 53
ل-هی آسیایی ز-ولم کن ! ل-انقد ازم فرار نکن !
Blue memories [l.s_z.m] de rayan1998tab
rayan1998tab
  • WpView
    Leituras 28,410
  • WpVote
    Votos 2,821
  • WpPart
    Capítulos 16
داستان لرريه و زيام هم داره هری- لویی بهم نگاه کن لویی نمیخواست تو چشمای مرد روبروش نگاه کنه و تقره ميرفت.. - گفتم نگام کن. لویی با اکراه سرشو بالا اورد و تو چشمای سبز مرد مقابلش زل زد چشماش پر التماس بود. - لو نمیتونی انکارو با من بکنی. نه وقتی که انقد میخوامت.یکم بیشتر راجبش فک کن. اشتباه میکنی... - من تصمیمو گرفتم. متاسفم پسر سعی کرد خودشو از مرد جدا کنه. - یعنی نمیخوای هیچ شانسی بهم بدی؟ این حرف اخرته؟ - اره هری... چرا نمیفهمی... هری بادیدن قیافه بی احساس لویی چیزی تو وجودش شکست ، اون پسر نميتونست انقد بي احساس باشه، اين لويي نبود كه ميشناخت...
MAN OF MANY FACES [Z.M] de zach_hf
zach_hf
  • WpView
    Leituras 8,177
  • WpVote
    Votos 982
  • WpPart
    Capítulos 12
لیام فقط کنار میومد ولی اطمینان نمیکرد و این رو چاقوی زیر بالشش و اسلحه توی کشوی سمت چپ تختش کاملا توضیح میداد..
Soulmates or Soul enemies? || Ziam  de fake_liam_zayn
fake_liam_zayn
  • WpView
    Leituras 142,741
  • WpVote
    Votos 15,066
  • WpPart
    Capítulos 35
[COMPLETED] [ ابديت يا بى نهايت ... ؟ ] ∞ داستان دو پسر جوان كه رابطه خوبى با هم ندارن اما به كمكـ هم براى نجات مهم ترين آدماى زندگيشون تلاش ميكنن ، و احتمالا اونجاست كه همه چيز عوض ميشه ........
Fire And Stone(Z.M) de youcancallmemrless
youcancallmemrless
  • WpView
    Leituras 174,269
  • WpVote
    Votos 26,934
  • WpPart
    Capítulos 69
اون حتي جرعت نداشت به اون مرد نگاه كنه
fools gold (Ziam)(mpreg)  de setidarcy
setidarcy
  • WpView
    Leituras 284,272
  • WpVote
    Votos 37,757
  • WpPart
    Capítulos 50
تو میتونی بهم اخم کنی. بهم بی‌محلی کنی. بخاطر ضعیف بودنم مسخرم کنی. میتونی بهم گشنگی بدی. میتونی کاری کنی گریه کنم. کاری کنی که از درد زجه بزنم. تو میتونی خوردم کنی. زیر پات لهم کنی. تو میتونی منو به خاک سیاه بشونی لیام‌ اما با همه‌ی اینا من بازم عاشقتم :))))