Kookmin
14 cerita
Jimin oleh Ministories13
Ministories13
  • WpView
    Membaca 35,254
  • WpVote
    Vote 5,307
  • WpPart
    Bab 12
💜فول شده💜 . . وقتی فرشته ها نقطه ضعفش میشن... وقتی آسیب دیده ترینشون میشه ملاحت تک تک ثانیه هاش... وقتی درد ها...استرس ها...و ترس های فرشته ی هفده سالش... مرد میکننش توو اوج شونزده سالگی... وقتی به تکاپو میندازنش...شجاع میکننش...که ببره این خط بدبختی رو از زندگی جیمین... جیمین...پسر‌ اروم و عجیب مدرسه اونقدر اروم مثل اومدن و رفتن شکوفه های زخمی درخت حیاط پشتی... عجیب...مثل اشک های قایمکی کلاس های ساعت ۴ بعدازظهر ... با معماها و ترس هایی پشت ساده ترین رفتاراش... که شده...فرشته ی زندگی جئون جونگکوک... اما...اگر ترس کل وجود جیمین رو گرفته باشه چی؟ . . ژانر: انگست•daddy issue•hurt jimin•رومنس•اسمات . . کاپل: کوکمین . . Mini stories
𝐺𝑒𝑖𝑠𝒉𝑎:𝐓𝐫𝐲𝐬𝐭 |🥀| 𝙆𝙤𝙤𝙠𝙢𝙞𝙣 oleh IMXNEUL
IMXNEUL
  • WpView
    Membaca 47,259
  • WpVote
    Vote 9,591
  • WpPart
    Bab 23
𝐓𝐫𝐲𝐬𝐭 ࿐ཽ༵ { میعادگاه } ~فصل دوم فکیشن 𝐺𝑒𝑖𝑠𝒉𝑎~ 𝑘𝑜𝑜𝑘𝑚𝑖𝑛 ⌇ 𝑦𝑜𝑜𝑛𝑡𝑎𝑒 𝑟𝑜𝑚𝑎𝑛𝑠𝑒 , 𝑎𝑛𝑔𝑒𝑠𝑡 , 𝑆𝑚𝑢𝑡 این زمین بزرگه اما مهم نیست چقدر دور باشیم پیدات میکنم :)
𝐺𝑒𝑖𝑠𝒉𝑎 |✨| 𝒌𝒐𝒐𝒌𝒎𝒊𝒏 * oleh IMXNEUL
IMXNEUL
  • WpView
    Membaca 178,587
  • WpVote
    Vote 27,926
  • WpPart
    Bab 43
༈ 𝐺𝑒𝑖𝑠𝒉𝑎 ༈ { هرزه } ~فصل یک کامل شده فصل دوم هم کامل شده~ 𝑘𝑜𝑜𝑘𝑚𝑖𝑛 ⌇ 𝑦𝑜𝑜𝑛𝑡𝑎𝑒 𝑟𝑜𝑚𝑎𝑛𝑠𝑒 , 𝑎𝑛𝑔𝑒𝑠𝑡 , 𝑆𝑚𝑢𝑡 -"عشق برات کافیه؟" -"عشق تنها چیزیه که کنترلم میکنه" .... -1 #𝑡𝑎𝑒𝑔𝑖 -1 #𝑆𝑚𝑢𝑡 -1 #𝑘𝑜𝑜𝑘𝑚𝑖𝑛 -1 #𝑝𝑎𝑟𝑘𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 -1 #𝑗𝑢𝑛𝑔𝑙𝑜𝑜𝑘 -1 #𝑗𝑖𝑘𝑜𝑜𝑘 -2 #𝑝𝑎𝑟𝑘𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 -2 #𝑗𝑖𝑘𝑜𝑜𝑘 -4 #𝑡𝑎𝑒𝑔𝑖 -5 #𝑗𝑖𝑘𝑜𝑜𝑘 -5 #𝑘𝑜𝑜𝑘𝑚𝑖𝑛 -6 #𝑝𝑎𝑟𝑘𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 -7 #𝑗𝑖𝑘𝑜𝑜𝑘 -7 #𝑘𝑜𝑜𝑘𝑚𝑖𝑛
Mafia's babyboy(Completed) oleh vanilla-z
vanilla-z
  • WpView
    Membaca 468,799
  • WpVote
    Vote 45,682
  • WpPart
    Bab 63
(Completed) خاطرات مبهم! خاطراتی که باعث شد پسر بی گناهی مثل جیمین وارد بازیِ ناعادلانه ای بشه . بازیی که فقط مافیایی مثل جانگ کوک برنده میشدن . جیمین فقط میخواست به خواسته اش برسه ، خواسته ای که برای براورده کردنش باید به جانگ کوک نزدیک میشد. نزدیک شدن به جئون جانگ کوک ، رئیس بزرگترین باندِ مافیا یک تصمیم غلط بود ولی تنها راه بود. تنها راهی که جیمین رو به خواسته اش می رسوند تا جیمین بتونه تمام خاطرات لعنتیش رو به سرانجام برسونه. -------------------- جانگ کوک: از پسرای بد خوشم نمیاد. پسرای بد باید تنبیه بشن دقیقا مثل تو که باید تنبیه بشی . بهت هشدار داده بودم پسر خوب و مطیعی باشی. با دست ازادش گونم رو نوازش کرد. +دوست ندارم پسر خوشگلی مثل تورو تنبیه کنم ولی متاسفانه از پسرای بد خوشم نمیاد حتی خوشگلش. ----------------' #1kookmin #1 jikook #1gayfiction #1 mafia #1 fiction #1 iran #2 iran #3fiction
YEOUBI | JIKOOK   oleh Univssi
Univssi
  • WpView
    Membaca 3,648
  • WpVote
    Vote 626
  • WpPart
    Bab 12
کی گفته پایان خوش وجود نداره؟ معلومه که وجود داره. فقط کافیه برای شیرین کردن پایان داستانت، داستان "یکی دیگه" رو با خون خودش تلخ کنی :) Vanso Genre : romance, crime, smut,
𝑻𝒉𝒆 𝒑𝒓𝒆𝒔𝒊𝒅𝒆𝒏𝒕'𝒔 𝒔𝒐𝒏 oleh im_roro_
im_roro_
  • WpView
    Membaca 175,068
  • WpVote
    Vote 24,425
  • WpPart
    Bab 42
ژانر : عاشقانه ، کمدی ، هیجان‌انگیز ، کمی جنایی پسر کت و شلوار به تن قدمی به جلو برداشت و تعظیم طولانی کرد . با جدیت تمام خودش رو معرفی کرد "جئون جانگکوک" جیمین چشم هاشو باریک کرد و از جاش بلند شد . تمام قد رو به روی پسر بلند قد ایستاد "جئون جانگکوک؟" "بله قربان" جیمین زمزمه کرد"قربان؟" برای اینکه مجبور نشه دوباره این کلمه رو بشنوه سریع گفت. "به من نگو قربان ، این چیزیه که بقیه باهاش پدرم رو صدا میزنن" مرد سری تکون داد "بله قربان" .... کاپل اصلی =کوکمین کاپل فرعی=تهگی ترجمه فیک The president's son امیدوارم لذت ببرید:) [کامل شده♡]
Little Mermaid oleh Sayeh0_0
Sayeh0_0
  • WpView
    Membaca 81,583
  • WpVote
    Vote 13,163
  • WpPart
    Bab 46
جیمین یه شاهزاده پری دریایی ۱۸ سالست که عاشق یه ادم میشه چی میشه اگه یهو به سرش بزنه بره دنیای ادما
Tame Eshgh oleh jikooklover_iran
jikooklover_iran
  • WpView
    Membaca 24,948
  • WpVote
    Vote 3,699
  • WpPart
    Bab 24
دو دوست قدیمی! عشقی یک طرفه! طعم عشقی سافت و رمانتیک که هر روز بزرگ و بزرگتر میشه و همه رو عاشق میکنه جونگکوکی که عاشق جیمین دوست صمیمیش میشه و عشق بی آلایشش رو نثار جیمین میکنه 💙کوکمین💛
live and love oleh SaraBts83
SaraBts83
  • WpView
    Membaca 2,563
  • WpVote
    Vote 325
  • WpPart
    Bab 9
کاپل: کوکمین... نمیخوام بحثو پیش بگیرم ولی دلم نیومد تخیولاتمو به اشتراک نزارم......:::::خواستم بهت بگم کوک ولی همش منو پس زدی..::::::خواستم بهت بگم جیمین ولی ترسیدم دوستیمونو بهم بزنی...::::::وقتی فهمیدم تو هم منو دوست داری دلیلی ندیدم که بترسم....یا بهت نگم...و میخوام که بهت حقیقتو بگم....دوست دارتو کوکمین......ً😶😶😶😶😶😶من حرفی ندارم که بگم خودتون برید داستانو بخونید....