The best...
4 stories
Stranger por Nazanin_low
Nazanin_low
  • WpView
    LECTURAS 9,299
  • WpVote
    Votos 1,406
  • WpPart
    Partes 4
Completed Couple:vkook Promise that you won't change... "بگو... با صدات... هر کاری که من باهات میکنمو تبدیل به یه داستان کن و برام تعریف کن... همین حالا که دارم برای اولین بار لمست می‌کنم برام تعریفش کن که چه حسی داره! " "توام... مثل بقیه‌ای... توام همون چیزارو می‌خوای... مگه نه؟ " "اره کوک می‌خوام! و بهتره دیگه بهم نگی جنتلمن و محترم چون از همون شب اول که دیدمت می‌خواستم! " . .
Castaway|مطرود por HellborEl
HellborEl
  • WpView
    LECTURAS 102,410
  • WpVote
    Votos 20,490
  • WpPart
    Partes 57
COMPLETED ✾ژانر: BDSM.Angst.Dram.Smut ✾کاپل: کایهون ✯ چانبک ✾خلاصه: سهونی که از روی تفریح کیف کیم جونگین معاون مدیر عامل رو می دزده حتی یک درصد هم احتمال نمیده که به اون مرد گره بخوره... بکهیون از جانب خانواده ش طرد میشه و به دشمن خانواده ش پناه میبره...چی میشه اگه زندگی ی داستان هیجان انگیزتر براشون در نظر بگیره؟ "این عشقیه که درد داره..." ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ "من هیچ وقت آدم خوبی نبودم...هیچ وقتم نمیخوام خوب باشم...چون خوب بودن باعث میشه آدم اون بخش تاریک وجودشو نادیده بگیره... در همه ی آدما از دو قسمت خوب و بد شخصیتشون ساخته شدن...ولی درمورد تو...اشتباهم این بود ک نیمه تاریک وجودتو ندیدم...در واقع نخواستم که ببینم...تو منو بالا بردی...و خودت از همون بالا منو پرت کردی پائین..." ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
Cancer por REDneonlight
REDneonlight
  • WpView
    LECTURAS 38,389
  • WpVote
    Votos 9,199
  • WpPart
    Partes 20
"بکهیون... محض رضای خدا. من می‌دونم که از زندگی چه‌چیزی میخوام. اینکه تو رو داشته باشم، خب؟ اما تو... تو نمی‌دونی. نمی‌دونی چه‌چیزی میخوای. از زندگی، من، حتی خودت! بهم میگی ازدواج کنم و بعد بابتش بازخواستم می‌کنی. من رو می‌بوسی و روز بعد میگی که عشقم احمقانه‌ست. ازم میخوای تمومش کنم و بعد شاکی میشی که چرا ازت دوری کردم... داری من رو به جنون می‌رسونی. داری کاری می‌کنی که از دستت خودم رو خلاص کنم، بکهیون!" [CHANBAEK × KAIHUN] [Angst × Slice of life]