dear fellows
لانگ تایم نو سی ، هااا ؟
امیدوارم حالتون باشه ، با ایده ی یه داستان متفاوت میخوام ذهن همه تون رو به بازی بگیرم .
جایی دور از فانتزی های عاشقانه
دور از روابط های رنگی
و دور از " انتظار "
به تک تک تون قول میدم بخاطر هیجان بالای این کتاب ، هیچوقت نتونین ادامهی پارت های این داستان رو حدس بزنین.
کتاب حدودا 73 چپتر داره ، و بخاطر ارزشی که برای وقت تون قائلم ، حتما داستان رو تا اخرش پست میکنم .
بوک شیپ های متفاوتی داره اما برای اسپویل نکردن فقط میگم که منتظر Larry stylinson باشید .
شرط آپ لایک یا کامنت نیست ، اما دلیل نمیشه بهم انگیزه نده
تاریخ آپ اولین چپتر ، 98.5.17
sincerely yours ;
Əhsan
هری خیره توی چشمهاش غرید:
- هرگز به من دست نزن. نمیخوام ببینمت!
لویی با صدای خفهای گفت:
- من..من نمیفهمم...
به دیوار تکیه زد تا سقوط نکنه و خودش رو در آغوش گرفت. تنش یخ بسته بود.
- چی رو نمیفهمی؟ نمیخوامت!
.
.
.
*Persian Translation
*Original Story By: @purpledandeli0n
Completed ✓
زمانی که چشم هاشون رو باز کردند،گیج و سرگردان بودند و با آشفتگی به اطرافشون نگاه انداختند.
تنها درکی که همگی تو اون لحظه داشتند تو یک واژه خلاصه میشد: ترس.
ترسی که هرچی بیشتر میگذشت، بیشتر در وجودشون رخنه میکرد و انگار اون مرد از همین ترس اون ها تغذیه میکرد و لذت میبرد.
اون ها هراس داشتند از اینکه نفر بعدی ای که قراره بمیره کیه؟
شاید خودشون بودند و بی خبر بودند.
این قرار بود که فقط یه بازی معمولی باشه یا بازی با جونشون؟!
[اخطار: برای کسانی که روحیهی حساسی دارند توصیه نمیشود.]
「Started: January 2021
Ended: April 2021」
Harry Top.༄
"تمام این مدت میخواستم بیام و ببینمت لویی... حتی شده فقط از دور...
فقط ببینمت و بدونم که حالت خوبه یا نه ولی... اونا نذاشتن.
نه گذاشتن خودم بیام و یواشکی بهت سر بزنم نه گذاشتن کسی رو برای اینکار بفرستم...
انگار داشتم لبه ی پرتگاه جنون بندبازی میکردم...
داشتم دیوونه میشدم...
باورم کن لو، تمام این مدتی که پیشم نبودی داشتم دیوونه میشدم...
درست مثل یه ماهی که میدونه باید توی دریا باشه اما فقط نمیتونه دریا رو پیدا کنه.
تو دریای منی لو
لعنت به اونها که منو از دریام دور کردن..."
⚠️⚠️
این داستان شامل صحنه هایی است که ممکن است برای همه مناسب نباشند، مانند تجاوز، تحقیر، کشتار، روابط جنسی و...
⚠️⚠️
- اون قراره گند بزنه به همه چیز!
اون عوضی به دوتا دختر و دوتا پسر قدرتهاش رو داده تا بتونه حاصل آمیزش قدرتهای فاکیش رو روی موش های آزمایشگاهیش ببینه.
این یه سناریوی لعنتی تکراریه هانا و حدس بزن چی؟؟
من گیام!
[Completed]
همه چی از یه کراش ساده شروع شد.
جایی که هری پسرخالهی خبیثِ لوییه و میخواد ب هش کمک کنه تا به کراشش برسه اما چی میشه اگه این وسط به جای رسوندنِ اون دو نفر به هم، خودش عاشق بشه؟!
عنوان: کراش.
وضعیت: اتمام یافته.
ژانر : کمدی، دبیرستانی، عاشقانه، فلاف.
]Cover by: mae_galaxy]
1 in larry