Bangtan
14 stories
Enough blood by zahraghafarzadeh
zahraghafarzadeh
  • WpView
    Reads 29,360
  • WpVote
    Votes 2,826
  • WpPart
    Parts 28
داستان درباره دختری به نام جنی که به خاطر اینکه پدرشون از دست نده خون بس آدم خشن و مغروری میشه.......... ژانر: عاشقانه ، اسمات
kook oppa:)🌻 by hyuminmin
hyuminmin
  • WpView
    Reads 11,192
  • WpVote
    Votes 1,189
  • WpPart
    Parts 14
وضغیت:[کامل شده] یه دختر هفده ساله که خونش تو اتیش میسوزه و.. fiction:boyxgirl about:jungkook & you writer: hyumin✨
Portrait |Jungkook by scribe_nyx
scribe_nyx
  • WpView
    Reads 13,241
  • WpVote
    Votes 1,289
  • WpPart
    Parts 23
بعضی وقتها سختترین ضربههای زندگیمونو از کسایی میخوریم که با تمام وجود عاشقشونیم کسایی که فکر میکنیم تا ابد کنارمون میمونن و هیچ وقت ترکمون نمیکنن اما چی میشه اگه یه روز بیخبر غیبشون بزنه؟ وزمانی که با نبودشون کنار اومدیم یکدفعه سر و کلشون پیدا بشه آیا شعله عشقی که به زحمت خاموشش کردیم دوباره روشن میشه؟یا از اون مهم تر آیا اون شخصو میبخشیم؟ ژانر: عاشقانه، جنایی، زندگی روزمره شخصیت های اصلی: جونگ کوک، نامجون، سوکجین، تهیونگ، ایسول
Destiny (Completed) by btslove_sk
btslove_sk
  • WpView
    Reads 17,235
  • WpVote
    Votes 2,132
  • WpPart
    Parts 13
دستم رو به نشونه تهدید جلوش گرفتم : کوکی چیزی نمیگه ولی من میرم به بابام میگم اونوقت میفهمین . جیمین زد زیر خنده و تهیونگ دوباره از پشت بغلم کرد و خودش رو بهم چسبوند دستشو رو پام کشید: خوش به حال بابات که تو پرنسسشی کاش من دَدیت بودم خواستم ازش جدا شم ولی فایده نداشت محکم تر به خودش فشارم داد و بلند داد زد : میگم راسته که بابات فقط سی و پنج سالشه یعنی هیجده اینا بوده که تو به دنیا اومدی نه؟ سرش رو به گوشم نزدیک کرد اگه مامانتم مثل ما شونزده سالش بوده پس نظرت چیه مامان بابات رو الگو کنیم واسه خودمون؟ کاپلی و دختر پسری
Northern Dancing Leaves | Jungkook by Best_Of_Beth
Best_Of_Beth
  • WpView
    Reads 6,739
  • WpVote
    Votes 676
  • WpPart
    Parts 28
صوت بر هم خوردن بال های سیاه از پشت سرش حتی با وجود نغمه بیصدای جاذبه، تو گوشش میپیچید و حس آزادی رو به تمام وجودش هدیه میداد. سرش رو کمی مایل به پایین گرفت و به منظرهی نسبتا تاریک زمین چشم دوخت. به انعکاس چشم نواز نور ماه بر روی سنگ های شیشه نمای آکوارین قصر و روشنایی چشمک زن شعله آتشدانهای باغ بلوط. " نمیشد قبلش موهات رو ببندی؟" صدای دلخور آشنایی رو تو ذهنش شنید و در جوابش آگاهانه خندید. _ نمیدونستم شب های اینجا تا این حد محشره. _ خیلی چیزا هست که هنوز نمیدونی. در جواب نجوایی که کنار گوشش شنید، سرش رو به پشت چرخوند و در حالیکه باد شدید چشمهاش رو میسوزوند، با شوق کوچکی که در نگاهش میرقصید به جونگکوک خیره شد. _ فکر کنم ما یه قراری داشتیم، خیلی وقته از نیمه شب گذشته. *** رویایی به رنگ دنیایی فریبنده .سفـری طولانی به واسطه رویاهایی ناشناخته .گم شده ای در میـان رویـا و واقعیـت روایت حماسه یک شاهدخت و یک انسان، از دو دنیای متفاوت. ~~~~ رقص برگ های شمالی# فصل اول اتمام یافته.! فصل دوم در حال آپ...! Written by #Beth
Until I Met You || COMPLETED by jungkook_bts_maknae
jungkook_bts_maknae
  • WpView
    Reads 493,915
  • WpVote
    Votes 18,507
  • WpPart
    Parts 14
What if you asked Jungkook out, you meant to be a joke. But t he took it seriously. And you started dating. But rumors says that Jungkook is a playboy who changes girlfriend every week. But you still fell in love with him even knowing he's gonna break up with you.
Get lost! by drk_angel_
drk_angel_
  • WpView
    Reads 21,722
  • WpVote
    Votes 2,324
  • WpPart
    Parts 32
با تموم جونی که تو پاهای ضعیفش بود می دویید.... حتی دلش هم نمیخواست پشت سرش رو نگاه کنه به گذشته ای که ازش در حال فرار بود... ژانر: رمنس، دراما، اکشن، انگست شخصیت های اصلی: جین، جیسو، جونگ کوک، نائون وضعیت= کامل شده🍃
Psychotic | Persian Translation ( jungkook~jin) by Best_Of_Beth
Best_Of_Beth
  • WpView
    Reads 81,598
  • WpVote
    Votes 9,410
  • WpPart
    Parts 51
"دوستش داشتم،نه بخاطر اینکه اون با فرشته های وجودم میرقصید,بخاطر اینکه آوردن اسمش شیطان های درونمو آروم میکرد" - Christopher Poindexter **** original Story Written By : @weyhey_harry *** این داستان ، بازگردانی شده !! ترجمه از #بث
᭝‌ 𝐂𝐨𝐮𝐫𝐚𝐠𝐞 𝐒1| جسـارت  by Aristya_1016
Aristya_1016
  • WpView
    Reads 45,389
  • WpVote
    Votes 4,205
  • WpPart
    Parts 23
،، وضعیت: پایان یافته 𓏲 • فیکشن دارای دو فصل می‌باشد • ⤎ تلخی دنیا هیچوقت تمومی نداره. لی رونا دختر وزیر کشور بود که به شدت توسط پدرش تحت محافظت کلافه‌کننده‌ای قرار گرفته بود. همین روحیه سرکش و لجباز دخترش رو تحریک می‌کرد. برای همین طی یک اقدام ترور، پدرش با شخصی به نام جی‌کی مواجه می‌شه که مخفیانه و با هویت مخفی، کثافت کاری‌های مردم رو در قبال مقداری پول انجام می‌داد. برای همین تصمیم گرفت این خلافکار حرفه‌ای رو به عنوان بادیگارد شخصی دخترش استخدام کنه! ⋅───╼─╾───⋅ _ تو توی دنیایی زندگی می‌کنی پول و قدرت حرف اول رو می‌زنه. آدم‌های ضعیف وقتی سختی می‌بینن خیلی زود کنار می‌کشن و می‌میرن ولی آدم‌های قوی و قدرتمند با انتقام و چنگ و دندون حقشونو می‌گیرن. من فقط دارم حقمو می‌گیرم... خواهرم رو. انتقام ظلم‌هایی که در حقش شده. تو پول داری ولی قدرت نداری. تو ضعیفی رونا... یه آدم ضعیفی! _من ضعیفم و قدرت ندارم... ولی انسانیت دارم. خوبی دارم... احساساتم هنوز نمرده و سیاه و آلوده نشده. _پس همینجوری با این احساست ظریفت شکننده‌ات بمون لی رونا! ᝰ Couple: ⤷ Jeon Jungkook x Lee Rona ⤷ Park Jimin x Kim Sooyung ⤷ Kim Taehyung ᝰ Genre: ⤷ Romance ⤷ Angst ⤷ Exciting ⤷ Action ‼️در حال ویراستاری است‼️
Behind the scene by nanaly80
nanaly80
  • WpView
    Reads 11,607
  • WpVote
    Votes 933
  • WpPart
    Parts 3
ژانر : وان شات ، عاشقانه ، طنز ، درام، برشی از زندگی ، کمی ورزشی همه ی ما تنها اون چیزی رو می بینیم که روی صحنه اتفاق میفته. به ندرت پیش میاد کسی از پشت صحنه خبر داشته باشه. جئون جونگ کوک برای همه یه افسانه است ، در حالی که برای اون دختر... "وضعیت : تکمیل شده "