COMPLETED
Ranking #1 in Fanfiction
-حداقلش من همینی ام که هستم، تو کی هستی پشت نقاب هات ؟!
+من همون لعنتیم که قرار بود عذابت بدم، ولی نمیدونستم با عذاب دادنت خودمم نابود میشم !
"بوک کامل شده"
خبببب گایززز این بوک به درد حال و روز امروزی ما میخورههه
من اتوشکی ام و این سومین فف هستش که دارم مینویسم و امیدوارم خوشتون بیاد شومبوساااا🥺✨❤️
•
•
•
•
•
•
این فف دارای صحنه های:فان و 🔞 و ناراحت کننده میباشد اگه خوشتون نمیاد نخونین🤝
[Completed]
" تو خیلی ریزه میزه و شکننده ای. من میخوام همونطور باهات رفتار کنم" لویی با یکی از فرهای هری بازی میکنه و لبخند میزنه " پسر پرفکت من. هزای من"
" میگن تو مثل یه خدا راه میری. نمیتونن باور کنن من تو رو ضعیف کردم"
....
لویی یه پانکه. معروف برای بی ادب و آزاردهنده بودن نسبت به همه.
به استثناء هری استایلز.
تنها چیزی که یادم میاد.کوچه ی نیمه تاریک و یه گودال قرمز از خونه...
"این تقصیر تو نبوده زین...تقصیر تو نبود.اینو یادت نره.."
حرفای اخرش این بود...اخرین حرفاش بهم این بود...که تقصیر من نبوده...ولی اگه اون روز من نمیرفتم تو اون کوچه.......
اون روز کی بهم زنگ زده بود؟کی باعث شد برم تو اون کوچه؟کارش چقدر مهم بود؟به اندازه ی جون یه نفر؟!
فکر نمیکنم.........
zarry stylik au
[ completed ]
Book 3
صحبت نویسنده با خودش
_میدونی چیه ؟ به نظرم اونا در هر صورت با هم رو به رو میشدن .
+اما کلی "اگه" وجود داشت که باعث میشد هیچ وقت همو نبینن
_اما همو دیدن ! پس به نظرم اگه چندین جهان موازی وجود داشته باشه ... ما داریم با داستان هامون اونو به این جهان نشون میدیم . شاید هر کدوم از ما یکی از اون جهان های موازی رو دیدیم و اومدیم تا برای بقیه تعریفش کنیم.
+متوجهی که داری کصشر میگی ؟
_ولی من این دیدگاه رو دوست دارم .
+توی همه ی جهان ها اونا همو میبینن و عاشق میشن...
_دیدی قانعت کردم ؟
+آره و that's the calamity...
Smut🔞
Zayn top⬆️
Louis top⬆️
Larry Ziam Shiall diley
زندگی کردن تو دنیا یعنی سختی کشیدن...
یعنی واسه به دست آوردن چیزی که بهش علاقه داری باید تموم تلاشت و بکنی... باید واسش بجنگی؛ چون دنیا بهشت نیست!!
عشق، یعنی علاقه ی شدید! و من برای به دست آوردن کسی که عاشقشم، در برابر دنیا می ایستم...
.
.
.
بالاترین رتبه(فن فیکشن های فارسی) : #1