میشه یه کتاب از " تو " بنویسم ؟
اونوقت کلمه به کلمه ش رو حفظ میکنم و هر وقت که احساس ناراحتی کردم ، این کلمات رو مثل چسب زخم میچسبونم به زخمای ریز و درشتِ روی قلبم .
- با عشق . مین یونگی xx
[Complete]
Genre:angst, romance, slice of life
࣪Couple:Jakehoon
اون مثل یه مه بود که باعث میشد اطرافم تو تاریکی شب سفید باشه اما خورشید خیلی زود طلوع کرد
و اون محو شد.
•°. *࿐𝘤𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥
"ام خب ببین تو خیلی آدم خوبی هستی و کاکائو داغ خوشمزه ای درست میکنی... ولی کل این قضیه لب و اینا- ببین وقتایی که تو به لبام خیره میشی متوجه میشم و حقیقتش این خیلی رو م-"
"آه ببخشید، ممکنه درخواست عجیبی باشه ولی میشه سرت رو بالا بگیری؟" مینهو همونطور که سرش رو کج کرده بود ادامه داد "آخه باید لب خونی کنم وگرنه نمیتونم بفهمم چی میگی"
•°. *࿐𝑃𝑒𝑟 𝑇𝑟𝑎𝑛𝑠𝑙𝑎𝑡𝑒