نخونین حیفه🖤
130 stories
Sweet Ahjussi |kookv| by Itsshadowbaby
Itsshadowbaby
  • WpView
    Reads 8,160
  • WpVote
    Votes 938
  • WpPart
    Parts 5
-پایان یافته- "جونگ‌کوک از مردای سن بالا خوشش می‌اومد؟ شاید... خب جز این نمیشد دلیل دیگه ای برای خراب کردن ماشین اون مرد جذاب پیدا کنه." کاپل: کوکوی
Name : magic of green by T_forever_K
T_forever_K
  • WpView
    Reads 73,993
  • WpVote
    Votes 4,921
  • WpPart
    Parts 32
کاپل : کوکوی ژانر : درام ،رومنس ، ددی کینک ، اسمات خلاصه : تهیونگ پسر چشم و گوش بسته ای که تازه از خانواده سخت گیرش جدا شده و پا تو یه شهر غریبه میزاره چه اتفاق هایی براش تو این شهر میفته ؟
beauty and the beast ╴KOOKV✔️ by the_popola
the_popola
  • WpView
    Reads 80,696
  • WpVote
    Votes 10,129
  • WpPart
    Parts 10
beauty and the beast ╎دیو و دلبر «تمام شده» ∘₊✧──────✧₊∘ جونگ کوک شرخر محله‌های فقیر نشینه. بعد از اینکه توسط پلیس دستگیر می‌شه و مدتی توی زندان می‌مونه، تصمیم می‌گیره برای خودش شغلی دست و پا کنه و از شرخری در بیاد؛ برای همین دوستش بهش پیشنهاد می‌کنه که پرستار بچه‌ی تازه متولد شده‌ی تهیونگ بشه! ∘₊✧──────✧₊∘ کاپل: کوکوی(کاپل فرعی ندارد.) ژانر: کمدی، فلاف، عاشقانه. ∘₊✧──────✧₊∘ کانال تلگرام: polacore
ماهِ‌کویر by loran_impo
loran_impo
  • WpView
    Reads 4,190
  • WpVote
    Votes 630
  • WpPart
    Parts 18
شن‌های داغ، آفتاب سوزان، شبیه به کوره آهن! گرمای زیاد کلافه‌اش کرده بود و مردک بی خیال رو به رویش انگار صبر او را میسنجید. مشتهای گره زده‌اش را بالا آورده و منتظر یه فرصت بود تا محکم توی نیشخند امپراطور بکوبه! اما اون مردک عوضی! طوری با لذت روی شن ها میجهید انگار که نه مبارزه بلکه داشت روی شنها میرقصید. پایش را بالا آورد ولی قبل از اینکه بتواند به پهلوی امپراطورِکویر بکوبد، مردک تابی به تنش داد. پاش هوا را شکافت. شن ها زیر پاش لرزید. نقش بر زمین شد! _خسته شدی شاهزاده زال؟ نفس نفس میزد. شنهارا توی مشتش میفشرد. کاش خفه میشد! _نکنه دیگه صلح نامه رو نمیخوای، هوم؟ عرق، از پیشانی اش بر روی شن میچکید. خسته بود...و عصبی. _یا پاشو و بامن بجنگ یا به کشورت برگرد. من هم قول میدم آوازه این شکستت توی کل دنیا بپیچه! ■Couple: Kookv ■Update: ■Genre: enemies to lovers, history, smut
Koko and Meow |au| by Itsshadowbaby
Itsshadowbaby
  • WpView
    Reads 42,734
  • WpVote
    Votes 6,266
  • WpPart
    Parts 23
تبدیل شدن گربه زخمی ای که به خونه‌ش آورده بود، میتونست آخرین چیزی باشه که جونگ‌کوک انتظارش رو داشت! "-لعنتی چشمات... بگذریم، لطفا بهم بگو این یه خواب فاکیه و تو واقعا دم و گوش نداری." "+دارم... میخوای دست بزنی؟" "-چی؟!!" کاپل: کوکوی - هر جمعه آپ میشه
Love in nyc by camomile_13
camomile_13
  • WpView
    Reads 171,981
  • WpVote
    Votes 19,130
  • WpPart
    Parts 31
خلاصه : تهیونگ امگایی که برای کارشناسی بورسیه دانشگاه هنر نیویورک رو می‌گیره و با هوسوک و رزیتا و جونگکوک همخونه میشه ... البته که زندگی در کنار جونگکوک براش بدون دغدغه نخواهد بود چون هردو دچار عشقی میشن که ازش فرارین .... بخشی از داستان : دیگه نمی‌تونست جلوی احساساتش رو بگیره! انگار تک تک سلول‌های وجودش، از بی‌رحمی اون فرشته‌ی شکلاتی به درد اومده بود. چشمای قرمز و اشک‌آلودش رو به موجودی که، هر پلک زدنش قلبش رو زیر و رو می‌کرد، دوخت. با دیدن چشمان اشکی تنها عشق زندگیش، حالش ویرون تر شد. دستای لرزونش رو به صورتش کشید تا شاید آروم بشه. با صدای گرفته و بمش گفت: -من نمی‌دونم تو از من، توی تصوراتت چه هیولایی ساختی شکلات؛ اما من بدون تو خوب بودم. بی‌قراریش بیشتر شد و فریاد کشید: -من بدون عشق تو بهتر از این ها بودم. تو منو عاشق خودت کردی و باید مسئولیتش رو قبول کنی...! ____________ کاپل اصلی :کوکوی کاپل های فرعی :هوسوک_رزیتا/نامجین / سیکرت کاپل ژانر: امگاورس، کمدی، عاشقانه، درام داستان بیشتر محوره کوکوی میچرخه و برای کاپل دیگه ای این فیک رو شروع نکنید #kookv#کوکوی#bts
"GYPSY"   [KOOKV] by Setayeshghoubadi
Setayeshghoubadi
  • WpView
    Reads 7,599
  • WpVote
    Votes 1,000
  • WpPart
    Parts 8
؛ از خوش شانسی امگای کولی بود یا بدشانسیش ... تهیونگ نمیدونست . بعد از اتفاق هایی که افتاده بود و حسی که در انتها تجربه میکرد ، نمیتونست قضاوت کنه . اما قطعا رفتارهایی که در پانزده سالگیش باهاش شده بود نمیتونست حقش باشه . اون معصوم تر و خام تر از اینهایی بود که بتونه این بی‌رحمی هارو تحمل کنه . بدنش ظریفتر از اونی بود که بتونه خشونت هارو تاب بیاره . افکارش تحمل این حجم از غم و دلتنگی رو نداشت . حس تنهایی .. دور از خانواده و دوستان شادش . روحیه ی سرزنده و آزادی طلبش تاب تحمل اسیری رو نداشت . . . . . اما گذشته بر تمام اینها .. تهیونگ عاشق " اون " شد . ؛ دینگ دینگ دینگ .. برای فهمیدن تمام ماجرا ، با ما همراه باشید ( تبلیغات با لحن هیجانی 😂🤝🦦) درود بر بروبچ واتپد باید بگم لیلیث اینجاست؟ بعله لیلیث اینجاست با یه مینی فیک از کاپل زیبای جونگکوک و تهیونگ ژانر : عاشقانه .. امگاورس ... اسمات ..فانتزی.. کمی غمگین .. تا حدودی وحشیانه ... با یه پایان خوش . فقط نکته ای که قابل گفتنه اینه که داستان ادبیات بازی داره بچه ها . پس لطفا اگه سنتون مناسبه بخونید . (+15) و زمان آپ هم نامشخصه بچه های گلم . اما سعی میکنم طولانی نشه .
Diavolo Del Nord | VK by Mortellenta
Mortellenta
  • WpView
    Reads 108,615
  • WpVote
    Votes 12,652
  • WpPart
    Parts 48
ورتیگو د ویتو، رئیس دوم و جانشین مافیای ایتالیا، مردی مرموز که زندگی‌ش رو متعلق به پدرخوانده‌اش می‌دونه، برای ماموریتی به کره جنوبی برمی‌گرده. اما رفتن به اونجا و دیدارش با ژنرال ارتش کره جنوبی، جئون جونگکوک، خیلی چیزها رو عوض می‌کنه و خیلی از رازهارو برملا میکنه! ژنرالی که ممکنه ماشین آدم‌کشی رو تبدیل به فردی متفاوت کنه. Diavolo Del Nord | شیطانِ شمال Genre : Criminal, Dark romance, Psychological, Angst, Smut Couple : Vkook - Secret
• · · ┈┈┈─IBL⸸S's ΛDΛM─┈┈┈ · · • by F0ZHXX
F0ZHXX
  • WpView
    Reads 671
  • WpVote
    Votes 162
  • WpPart
    Parts 16
تهیونگ:بچها میخوام براتون یه قصه‌ی جدید بگم...! قصه‌ای که از آسمون تا زمین زبون زد همه شد... قصه‌ی آدم و حوا،با مداخله های ابلیس.. قصه‌ای که پر از نقصه! آدم اولین انسانی بود که ذره ذره و با حوصله خلق شد...موجودی که وعده شده بود برترین موجود جهان میشه، فقط برای خوردن یه سیب به زمین فرستاده شد؟ یا ابلیس که زیباترین و قدرتمندترین فرشته و محبوب بهشتی ها بود و فقط بخاطر یه نافرمانی کوچیک به جهنم تبعید شد؟ • · · ┈┈┈─ᴵᴮᴸᶤˢ'ᶳ ᴬᵈᵃᵐ─┈┈┈ · · • ⩩❚𝘾𝙊𝙐𝙋𝙇𝙀: 𝙆𝙊𝙊𝙆𝙑👨‍❤️‍👨 ⩩❚𝙂𝙀𝙉𝙍𝙀: 𝙍𝙊𝙈𝘼𝙉𝘾𝙀 𝘿𝙍𝘼𝙈𝘼 𝙎𝙈𝙐𝙏 𝙁𝘼𝙉𝙏𝘼𝙎𝙔✨ ⩩❚𝙐𝙋 𝘿𝘼𝙔𝙎:هر وقت بتونم ⁦(─.─||)🗓️ ⩩❚𝙒𝙍𝙄𝙏𝙀: 𝙁0𝙕𝙃𝙓𝙓📝
prejudice by Vkookand23
Vkookand23
  • WpView
    Reads 4,970
  • WpVote
    Votes 447
  • WpPart
    Parts 8
-تعصب- چند شاتی در دو ورژن کوکوی و ویکوک امگای جوونی که مجبور میشه تن به ازدواج با یه آلفای مذهبی بده. البته این ازدواج از بچگیش توافق شده بود. سیگار و روی لبش گذاشت و با صدای بمی زمزمه کرد. -لباسات و در بیار. میخوام بدنتو ببینم. couple:kookv,vkook Genre: smut , force marriage , omegaverse writer:cillian .Two version. "ممکنه یه مقدار از تصور شما نسبت به مذهب مسیحیت متفاوت باشه ، به هر حال دیدگاه منه"