"بکهیون... محض رضا ی خدا. من میدونم که از زندگی چهچیزی میخوام. اینکه تو رو داشته باشم، خب؟ اما تو... تو نمیدونی. نمیدونی چهچیزی میخوای. از زندگی، من، حتی خودت! بهم میگی ازدواج کنم و بعد بابتش بازخواستم میکنی. من رو میبوسی و روز بعد میگی که عشقم احمقانهست. ازم میخوای تمومش کنم و بعد شاکی میشی که چرا ازت دوری کردم... داری من رو به جنون میرسونی. داری کاری میکنی که از دستت خودم رو خلاص کنم، بکهیون!"
[CHANBAEK × KAIHUN]
[Angst × Slice of life]
•عنوان | مثل هیچکس
•کاپل | سکای/کایهون
•ژانر | فانتزی [اُمگاورس]، رُمنس، انگست، اسمات
•تایم آپ |
•نویسنده | haratahug/هارا
•خلاصه
توی دنیایی که امگاها ناگزیر به اطاعتن، سرکشی یک نقص محسوب میشه!
توی دنیایی که آلفاها به تسلطشون مغرورن، همدلی یک ضعف محسوب میشه!
زمانی که تفاوت یک جرمه و بهاش باید پرداخت بشه،
جایی که واژهها و صفتها بیرحمانه روح و جسم رو به زنجیر میکشن،
تقابل یک سرکشی با یک همدلی، دنیای جدیدی خلق میکنه!
دنیایی که میتونی خودت باشی؛ مثل هیچکس!
COMPLETED
✾ژانر: BDSM.Angst.Dram.Smut
✾کاپل: کایهون ✯ چانبک
✾خلاصه: سهونی که از روی تفریح کیف کیم جونگین معاون مدیر عامل رو می دزده حتی یک درصد هم احتمال نمیده که به اون مرد گره بخوره...
بکهیون از جانب خانواده ش طرد میشه و به دشمن خانواده ش پناه میبره...چی میشه اگه زندگی ی داستان هیجان انگیزتر براشون در نظر بگیره؟
"این عشقیه که درد داره..."
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
"من هیچ وقت آدم خوبی نبودم...هیچ وقتم نمیخوام خوب باشم...چون خوب بودن باعث میشه آدم اون بخش تاریک وجودشو نادیده بگیره... در همه ی آدما از دو قسمت خوب و بد شخصیتشون ساخته شدن...ولی درمورد تو...اشتباهم این بود ک نیمه تاریک وجودتو ندیدم...در واقع نخواستم که ببینم...تو منو بالا بردی...و خودت از همون بالا منو پرت کردی پائین..."
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
- از آدمای ساکت خوشم میاد. چون حرفی که ارزش گفتن داشته باشه تقریبا وجود نداره و اینو فقط اونا میفهمن.
☁️🍃🌼
مولتی شاتِ هیولای پوشالی
کاپل: هونهو
ژانر: درام، عاشقانه
🗽 کامل شده🎠
بیون بکهیون و پارک چانیول دو سال پیش توی یه روز آفتابی به بهونه ی مسافرت، در یکی از جزایر استرالیا ازدواج کردن.
ولی هیچکس جز یه سری دوستای معدود از این اتفاق خبری نداره و همه فکر میکنن دو تا دوست هم خونه ن
بکهیونی که یه پچه مایه دار ولی مستقله و چانیولی که یه پسر قویه چون تموم این سالا هیچ خانواده ای نداشته و خانواده ی بکهیون تقریبا خانوادش بودند...
ولی چی میشه اگر به اصرار خانواده ی بکهیون بخوان براش همسری انتخاب کنند؟
چانیول رییس یک کمپانی بزرگ به اختلال شدید OCD (وسواس) مبتلاست و به علت همین بیماری با وجود تمایل شدیدش تا به حال نتونسته با کسی رابطه ی جنسی داشته باشه .
از اونجایی که گرایش جنسی اون به جنس موافقه ، با راهنمایی های دکترش به این نتیجه میرسه که بهتره سکس رو از یک پسر باکره شروع کنه . پسری که مطمئنه سالمه و بیماری خاصی نداره . تا کم کم بتونه به ترسش غلبه کنه .
چانیول به دنبال یک پسر باکره میگرده اما پیدا کردنش آسون نیست . چون چانیول به دنبال عشق نیست و میخواد در ازای پرداخت پول مدت کوتاهی رو با اون پسر باشه . پیدا کردن یک هرزه ی باکره از اون چیزی که فکر میکنه سختتره خیلی سختتر .
تا اینکه یک شب در صفحات پورنی که تقریبا هر روز با اونها خودارضایی میکنه یک آگهی میبینه .
پسری که حاضر به فروش باکرگیش به مبلغ خیلی گزافیه .
توضیح : خلاصه ی داستان ممکنه خیلی سکسی و بالای هجده به نظر برسه اما در حقیقت شبیه به بقیه ی فیکهای منه و از حد معمول قرار نیست خارج بشه .
کاپل اصلی: کایسو
ژانر: ورزشی، مدرسه ای، رمنس، درام، اسمات
نویسنده: jongnugget
مترجم: Kosar
وضعیت: کامل شده
خلاصه: کیم جونگین
کاپیتان تیم فوتبال دانشگاه اسام. بازیکن خط حمله.
اون یه روتین داشت _خوردن، خوابیدن، آموزش دادن، و بعد بردن. اما نمیدونست که همه چی میتونست بخاطر فقط یه نفر تغییر کنه؟
الان، حتی بهترین روتینها هم یه جاهایی خسته کننده میشن.
من پارک چانیول ،تاپ آیدل کره، یه صبح بیدار شدم و دیدم اون رازی که به مدت ده سال سعی در مخفی کردنش داشتم، توسط ساسنگ فن نفرت انگیزم که به اسم BBH معروف بود فاش شده‼️
و اون راز چیزی نبود جز اینکه من یه گی لعنتیم💦🌝
اما این نکته افتضاح ماجرا نبود....💢
من تو مستی اون پسر روانی رو روی تخت خودم به فاک داده بودم و بکهیون فیلم رابطه هاتمون رو تو چنل یوتیوبش آپلود کرده بود🔥
و حالا باید تصمیم میگرفتم که ساسنگ فن بیست ساله شیطان صفتم رو بعنوان دوست پسرم معرفی و یا برای همیشه از صنعت سرگرمی خداحافظی کنم🛵✨