(Completed)
خاطرات مبهم!
خاطراتی که باعث شد پسر بی گناهی مثل جیمین وارد بازیِ ناعادلانه ای بشه . بازیی که فقط مافیایی مثل جانگ کوک برنده میشدن .
جیمین فقط میخواست به خواسته اش برسه ، خواسته ای که برای براورده کردنش باید به جانگ کوک نزدیک میشد.
نزدیک شدن به جئون جانگ کوک ، رئیس بزرگترین باندِ مافیا یک تصمیم غلط بود ولی تنها راه بود. تنها راهی که جیمین رو به خواسته اش می رسوند تا جیمین بتونه تمام خاطرات لعنتیش رو به سرانجام برسونه.
--------------------
جانگ کوک: از پسرای بد خوشم نمیاد. پسرای بد باید تنبیه بشن دقیقا مثل تو که باید تنبیه بشی . بهت هشدار داده بودم پسر خوب و مطیعی باشی.
با دست ازادش گونم رو نوازش کرد.
+دوست ندارم پسر خوشگلی مثل تورو تنبیه کنم ولی متاسفانه از پسرای بد خوشم نمیاد حتی خوشگلش.
----------------'
#1kookmin
#1 jikook
#1gayfiction
#1 mafia
#1 fiction
#1 iran
#2 iran
#3fiction
ژانر : عاشقانه ، کمدی ، هیجانانگیز ، کمی جنایی
پسر کت و شلوار به تن قدمی به جلو برداشت و تعظیم طولانی کرد .
با جدیت تمام خودش رو معرفی کرد
"جئون جانگکوک"
جیمین چشم هاشو باریک کرد و از جاش بلند شد . تمام قد رو به روی پسر بلند قد ایستاد
"جئون جانگکوک؟"
"بله قربان"
جیمین زمزمه کرد"قربان؟"
برای اینکه مجبور نشه دوباره این کلمه رو بشنوه سریع گفت.
"به من نگو قربان ، این چیزیه که بقیه باهاش پدرم رو صدا میزنن"
مرد سری تکون داد
"بله قربان" ....
کاپل اصلی =کوکمین
کاپل فرعی=تهگی
ترجمه فیک The president's son
ا میدوارم لذت ببرید:)
[کامل شده♡]
جیمین یه دکتر موفق کاملا استریته (خودش اینجوری میگه) و از گی ها بدش میاد و عاشق دوست دخترشه!
کوکی برادر جدید جیمین! یه خواننده گی موفق و خیلی تخس که میاد میشه بلای جون جیمین و تمام برنامه هاش رو بهم میریزه :)
(این فیک دیگه توی تو پیج اینستا آپ نمیشه و فقط اینجا میزارمش)
جیکوک💜
◆Genere: smut (a bit harsh) _ romance _ angst
همه چیز ازون شبی شروع شد که من به هوای اینکه اونم یه مرد بی بندوبار عوضیه که دنباله یه رابطه یه شبه می گرده بهش نزدیک شدم!
◆◆◆
_: جانگوک، اسمت خیلی بهت میاد..همون طور با غرور..زیبا و محکم!
_: البت برای تو آقای جون!
دستمو که روی سینش بود رو خط فکش کشیدم و گفتم:
امشب نمی خوای منو مال خودت کنی کوک؟! من تمام و کمال در اختیارتم!
فشار محسوسی به پایین تنش آوردم و نزدیک گوشش ادامه دادم...
_: هرکاری دوست داری باهام بکن!
_: چرا نمی فهمی جیمین؟! من..نمی خوامت..من..ازت..خوشم نمیاد..حالم از فکر کردن به سکس با همجنسم..بهم می خوره!
Kookmin_Vmin
◆◆◆
اسم : نابودی پارک جیمین:)
کاپل : کوکمین_کوکوی
ژانر:امپرگ _ ریل لایف_ انگست_
(قبل خلاصه بگم این ی وانشاته که خودم نمیدونم چند پارتیه :| باید بگم معذرت می خوام همش امپرگ میزارم من توی اینستاگرام همیشه برای ژانر های
فیک هام یا وانشات هام نظر سنجی میزارم و طبق خواسته ی فالوور ها من ژانر میزارم ایدیم پایین میزارم اگه میخوایید تو انتخاب ژانر ها شرکت کنید)
@kookminstans.ir
خلاصه:
جیمین ۱۸ ساله ای که عاشق مکنه ی کوچولوی گروه میشه و همیشه پس زده میشه تا وقتی که مکنه بدون هیچ دلیلی به اون ابراز علاقه میکنه همه چی تا چند ساعت خوبه ولی ی چیزی جیمین اذیت میکنه سردی تهیونگ و دوری هیونگ هاش
همون روز میره دفتر مدیریت کمپانی تا با بنگ پی دی نیم
صحبت که صحبت های کوک رو میشنوه و نابودی پارک جیمین از همون جا شروع میشه :))))..........