user27899563's Reading List
29 stories
" UNTOLD " [Complete] by RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    Reads 89,633
  • WpVote
    Votes 16,097
  • WpPart
    Parts 33
•¬‌کاپل: چانبک | ویکوک •¬‌ژانر: امگاورس | فلاف | اسمات | عاشقانه •¬‌خلاصه: فارغ از تمام پیچیدگی‌ها و سختی‌های زندگی، اون بیون بکهیون بود؛ امگای زیبایی که مدت‌های طولانی در روزمرگی‌های پر از آشفتگی‌اش، به دنبال آلفایی می‌گشت که با تمام وجود بهش عشق بورزه و بپذیرتش و از مخمصه‌هایی که دچارشه نجاتش بده. بکهیون آرزو داشت تا آلفای جذاب و پولداری نصیبش بشه و اون رو از قرض و بدبختی‌هایی که تمامی نداشتن، نجات بده... و روزِ بعدی، اون پارک بکهیونی بود که برهنه، در بازوان همسر سکسی‌اش حبس شده و برقِ حلقه‌ای که چشم هر بیننده‌ای رو خیره می‌کرد، سندِ واقعی بودن این ازدواج بود؛ در حالی که بکهیون هیچ چیزی از چانیول به یاد نمیاورد و تنها خاطره‌ای که به یاد داشت، خوابیدنِ شب قبل و آرزو‌ش بود! -من باید باور کنم که تو همسرمی پارک چانیول؟! باورم شه که ازدواج کردیم؟ ═ ∘♡༉∘ ═ #Asteria
" Dilatin "[Uncomplete] by RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    Reads 15,823
  • WpVote
    Votes 3,324
  • WpPart
    Parts 28
•¬کاپل: چانبک •¬شخصیتها: کیم جونگین | اوه سهون | دو کیونگسو | لو هان | ژانگ ییشینگ | وو ییفان | کیم جونمیون •¬ژانر: عاشقانه | اکشن | جنایی | اسمات •¬خلاصه: بیون بکهیون رهبر یکی از بزرگترین باندهای مافیا آسیاست و گذشته مجهولش داخل یک مخدر به اسم دیلاتین حل شده. پارک چانیول یک داروساز تابع قوانین بود؛ قبل از اینکه برحسب اتفاق زندگی بکهیون بین دستهاش قرار بگیره و قلب چانیول تو مشت این مرد یخزدهست... ═ ∘♡༉∘ ═ #exist 🌿
Faded Away by DemoxDan
DemoxDan
  • WpView
    Reads 12,033
  • WpVote
    Votes 1,861
  • WpPart
    Parts 14
• Sometime Some people Can make You Faded Away • -ت..تو کی هستی؟؟ +من کسیم که قراره بهت بگه که از حالا به بعد باید چجوری زندگی کنی کاپل: چانبک-هونهان-(کاپل های فرعی) ژانر:اسمات-خشن-بی دی اس ام-تاریخی-انگست نویسنده:DemoDan
🍷The 100 million dollar prostitute🍷{Chanbaek Ver.} by PARIII_LAND
PARIII_LAND
  • WpView
    Reads 73,394
  • WpVote
    Votes 9,391
  • WpPart
    Parts 22
جنده ی پارک چانیول بودن....۵ کلمه...۱۹ حرف.....محض رضای فاک به این سادگیا نیست ...نیست اگه اون پارک لعنتی رئیس بزرگترین باند قاچاق اعضای بدن اوراسیا باشه.....نوچ نوچ این همش نبود....نه تا وقتی که مجبوری تا خرخره تو کثافت کاریاش فرو بری...فقط خفه شو...تو فقط جندشی بک....ولی قراره جندش بمونی؟ 🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷 -نگاش کن...هنوز نگاهش رو ماست...فکر نمیکنی باید یه نمایش خوب بعد از مرگش نشونش بدیم؟ محال بود....سکس جلوی یه جنازه...جنازه غرق خون نفسشو بیرون داد +ار...اربا.. -زبونت باز شد؟....خوبه...برای جیغ زدن بهش نیاز داری دست ارباب داشت میرفت سمت پنتیش -بیا یه ذره متفاوتش کنیم...هوم؟ انگشتای ارباب به پنتی توری چنگ زد....یه تجاوز دیگه ولی این بار تو تخت نبودن...سالن اپرا...جای مقدسی بود که داشت کثیف میشد. یا مادرمقدس مارا بیامرز و ببخش. 🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷 -کسی رو هم کشتی؟ +فقط چندتا پلیس -ادم چی؟ +نه فقط پلیس 🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷 قبل از اینکه به خودم بیام اون سیگار لعنتی تنها یادگارم از تو شد...سیگار نم دارم...لبای زخمیم...لباسای فاحشه ها زیادی بهم میاد...اینجا موهای فاحشه ها رو نمیتراشن....موهام بلند شده...این شهر بدون نقاب قبولم نمیکنه. ژانر:اسمات/انگست/خشن/بی دی اس ام/هپی اند
" UnderWorld "[Uncomplete] by RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    Reads 15,825
  • WpVote
    Votes 3,376
  • WpPart
    Parts 35
•¬کاپل: چانبک | هونهان | کایسو | کریسهو •¬ژانر: فانتزی | عاشقانه | اساطیری •¬خلاصه: قدرتمند ترین خدا در میان دروازده تن از برترین ها و مالک نشان ماه و خورشید بود. نیرویی در اختیار داشت که هیچ کس توان مقابله در برابرش را در خود نمیدید. اگر میخواست؛ قدرت نابودی داشت و یا حیات میبخشید! این موهبتی بود که به اون هدیه شد. و این احساس شوم، ترس نام داشت یا حسادت؟ هر چه که بود؛ بنای یک طغیان شد و آشوب، هستی را در بر گرفت! یازده خدا و الهه با یکدیگر متحد شدند و در برابرش ایستادند؛ اما هیچ یک نتوانست او را به زانو درآورد... ارس؛ با نیرنگ او را به دام کشید و با جدا کردن دو نشان ماه و خورشید، او اسیر شد؛ روحش را به قسمت های مختلف تقسیم کردند و هر تکه برای پایداری عالم، در هستی تجسم گرفت. آفرودیت تکه عشق و دو نشان ماه و خورشید را به فرمانروای جهان برین داد و امید داشت، این توازن غیر مطلق، برای مدتی باقی باشد... اما او در جسم عشق بازگشت و این بار، بکهیون تمام قسمت های روحش را بازپس خواهد گرفت؛ و آن روز، پایان جهان است! ═ ∘♡༉∘ ═ #exist 🌿
lovely boys  by nazninpio
nazninpio
  • WpView
    Reads 13,443
  • WpVote
    Votes 1,989
  • WpPart
    Parts 23
لاولی بویز به معنی 🚫پسرای دوست داشتنیه 🚫 اولین تصوری که توی ذهن همه میشینه بعد شنیدن این اسم چند تا پسر کیوت و دوست داشتنی و بامزه و آرومن پسرای که گوگولی و ساکتن ولی گررررلز باور نکنید اونا به هرچی شبیهن جز آروم و ساکت و کیوت اون لعنتیا تک تکشون یک دویل واقعین ا: [LB]♡ مخفف لاولی بویز ♡ اصلی :Bts&Exo🍻 فرعی: سکرت⚡ 🚫لطفا محدودیت سنی رو رعایت کنید 🚫 من مسئولیت هیچ چیزی رو قبول نمیکنم 😈 تاریخ شروع: 1400/5/2 تاریخ آپ:هر هفته دو پارت یا شایدم سه پارت
🪐🔮𝚂𝚊𝚟𝚒𝚘𝚛🔮🪐ناجـی by Seboom_l
Seboom_l
  • WpView
    Reads 34,528
  • WpVote
    Votes 10,292
  • WpPart
    Parts 54
🪐🔮𝚂𝚊𝚟𝚒𝚘𝚛🔮🪐 •~تمام شده~• 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞:𝑊𝑒𝑟𝑒𝑤𝑜𝑙𝑓,𝑂𝑚𝑒𝑔𝑎𝑣𝑒𝑟𝑠𝑒,𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒,+17,𝐒𝐦𝐮𝐭,𝐻𝑎𝑝𝑝𝑦 𝑒𝑛𝑑~🌸 Release days: Wednesdays💕✨ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐶ℎ𝑎𝑛𝑏𝑎𝑒𝑘~(𝑠𝑢𝑟𝑝𝑟𝑖𝑠𝑒) 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫:𝑆𝑒𝑏𝑜𝑜𝑚_𝐿 𝐒𝐲𝐧𝐨𝐩𝐬𝐢𝐬: _:ایـن رو متوجـه میشـی که مـن یه آلـفای لعنتیم؟🐺🪐 موهای کوتاهش رو بهم ریخت و بعد از اینکه روی چشم های پاپی مدلش فرود اومدند ، چشم غره ایـ به اون دراز عصبانـی داد...🍂🌧️ +:آلـفای لعنتی،میدونـی که به چپم نیـست که چی هستی🌙🌗 نفس عمیقی کشید و به سرخ شدن اون دراز نگاه کرد.💕 +:زمیـن رو درسـت طی بکـش احمـق! آلـفا به نشانه اعتـراض هقـی زد و با کلافـگی زمیـن رو محکـمتر طـی کشیـد...👀 #Savior #Chanbaek #Omegaverse #alpha #omega
The Alpha  by ooh_rihun
ooh_rihun
  • WpView
    Reads 35,497
  • WpVote
    Votes 7,301
  • WpPart
    Parts 22
،کاپل:چانبک، هونهان ، رمنس،فانتزی، اسمات +18، werewolf زمان آپ :سه شنبه ها دلش میخواست تنها باشه، دلش می‌خواست یه روزی ازین شهر دور بشه و برای خودش یه زندگی جدا داشته باشه، اما شرایط گله این اجازه رو بهش نمی داد، اون جانشین رئیس بود و تازمانی که نفس می‌کشید باید توی گله میموند، از طرفی هم نیمه ی دیگه روحش رو توی این شهر کوفتی پیدا کرده بود و حس می‌کرد باید اون پسر خواستنی با بوی توت فرنگی و نوتلا رو مال خودش کنه، ازین فکر لبخندی زد و درحالی که به سقف اتاقش خیره بود ، گفت _بالا خره پیدات کردم، 🐺🐺🐺🐺🐺🐺🐺🐺🐺🐺🐺🐺🐺🐺
⛓|ᴍʸ ʜᵃⁿᵈˢᵒᵐᵉ sˡᵃᵛᵉ|• [ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ.ʟᴀʏʙᴀᴇᴋ] by FictionaryNotes
FictionaryNotes
  • WpView
    Reads 8,807
  • WpVote
    Votes 1,195
  • WpPart
    Parts 20
شاید بعضیا فکرشم نکنن که این کارارو بکنه، حتی فکرشم نکنن که انقد مهربون و دل نازک باشه. اون کسی نبود که زود امیدشو از دست بده اما روحیه ای داشت که زود آسیب میدید. چانیول یه پسر بی آزار و دوس داشتنی که بخاطر در اوردن پول عمل قلب مادرش وارد شغلی شد که خطرناک نبود، اما خاطراتی ازون شغل که باهاش میشه فهمید به یه آدم دیگه ی مثل خودش آسیب زده و باعث مرگش شده، این شغل رو براش خطرناک میکرد و بکهیونی که دیوانه وار دوستش داشت و همیشه دلسوزش بودو نگران میکرد. چی میشه اگه همون اتفاقای وحشتناک برای چانم بیوفته؟ چجوری میتونست عاشق کسی بشه که برای یه سال بادیگاردش شده بود؟ چی میشه اگه نتونه با هیچ راهی جلوی این اتفاقارو بگیره؟ چی میشه اگه پشت همه ی این اتفاقا، کسی باشه که یه روزی عزیز ترین کسش بود؟🥂🏷 •نام⸙ ͎.: #MyHandsomeSlave •ژانر⸙ ͎.: اسمات/عاشقانه/درام/سداند •کاپل⸙ ͎.: چانبک/لیبک •نویسنده⸙ ͎.: #چوئی •رده سنی⸙ ͎.: +۲۱ #کامل
You are engel😇😇 by HananeKavoosi
HananeKavoosi
  • WpView
    Reads 5,975
  • WpVote
    Votes 760
  • WpPart
    Parts 6
شیومین برای اینکه یه گرگ سفید اصیله انتخاب می شه تا با پسر رئیس قبیله چن ازدواج کنه. همه چی خوبه تا وقتی که مادر شیومین پیدا می شه و ........