𝘖𝘔𝘌𝘎𝘈𝘝𝘌𝘙𝘚𝘌
4 cerita
𝗧𝗮𝗻𝗴𝗲𝗿�𝗶𝗻𝗲 𝗿𝗲𝘀𝗰𝘂𝗲 𝗼𝗽𝗲𝗿𝗮𝘁𝗶𝗼𝗻 oleh ImLuna_moon
ImLuna_moon
  • WpView
    Membaca 295,373
  • WpVote
    Vote 50,707
  • WpPart
    Bab 54
[𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝] وقتی که امگای نارنگی مثل همیشه به کتابهاش پناه آورده بود تا شکستی که اخیراً خورده بود رو فراموش کنه، کتابی با اسم و طرحی جالب توجهش رو جلب کرد. زمانی که اون رو خوند متوجه‌ی چیز عجیبی شد؛ اتفاقات و شخصیت های اون کتاب واقعی بودن و حتی خودش هم توی ‌داستان بود! این یه‌جور پیشگویی بود؟ ولی چرا اون باید یه شخصیت شرور باشه؟ یعنی آخرش قراره که به همین سادگی نابود بشه؟ یکی به نارنگی کمک کنه.. · · ─────── ·𖥸· ─────── · · Name:Tangerine rescue operation[عملیات نجات نارنگی] Genre: Omegaverse, Fantasy, Romance, Fun, Maybe a little smut? Couple: Kookv Writer: Luna🌙 ◉Start:1401/06/28 ◉End: 1403/01/16 ░این فیکشن هیچ ارتباطی به زندگی و شخصیت واقعی آرتیست ها ندارد! همچنین فاقد اسما‌ت‌های مولایی است دوست عزیز🦭
"AVATAR" oleh __taekookv__
__taekookv__
  • WpView
    Membaca 87,950
  • WpVote
    Vote 11,219
  • WpPart
    Bab 29
خلاصه داستان: به پسر "آواتار" دست زدن تاوان سنگینی داره! زمانی که یه تار مو ازش کم شه به دست آووردن کل پک های "آواتار" و نگهداشتن پک خودت که سهله دیگه حتی نمیتونی لباس تو تن ات رو حفظ کنی چون "آواتار" قراره اون رو همراه با بدنت بدره!! کاپل:کوکوی ژانر: امگاوورس/تخیلی/فانتزی/رومنس/امپرگ زمان آپ:چهارشنبه
𝗢𝗯𝗹𝗶𝘃𝗶𝗼𝘂𝘀 𝗠𝗿.𝗕║𝗞𝗼𝗼𝗸𝗩 ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ oleh Iyeseulkim2000
Iyeseulkim2000
  • WpView
    Membaca 26,639
  • WpVote
    Vote 4,684
  • WpPart
    Bab 12
آقای B بی توجه (کامل شده) 🐺🌤 زندگی بتای معمولی ای به اسم جئون جونگ کوک توسط یه امگا به کل زیر و رو میشه! اون کیه که فقط آقای بی نمیشناستش؟ ─── ・ 。゚❂: *.🌤.* :❂゚。・ ─── ⋮🐺🌤𝗪𝗲𝗯𝘁𝗼𝗼𝗻 𝗡𝗮𝗺𝗲 ⇒ آقای بی بی توجه ⋮🐺🌤𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲 ⇒ کوکوی ⋮🐺🌤𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲𝘀 ⇒ امگاورس، اسمات، یائویی، کمدی ⋮🐺🌤𝗘𝗱𝗶𝘁𝗼𝗿 & 𝗧𝗿𝗮𝗻𝘀𝗹𝗮𝘁𝗼𝗿 ⇒ یسول کیم ⋮🐺🌤𝗦𝘁𝗮𝗿𝘁 & 𝗘𝗻𝗱 𝗗𝗮𝘁𝗲 ⇒ 30 May 2021 ~ 2 Sep 2021
𝐅𝐫𝐞𝐲𝐚 oleh theycallmeaiden
theycallmeaiden
  • WpView
    Membaca 22,913
  • WpVote
    Vote 2,749
  • WpPart
    Bab 8
શ |•Nᴀᴍᴇ: Freya શ |•Gᴇɴʀᴇ: Romance-Omegaverse-Mpreg-Fluff-Smut શ |•Cᴏᴜᴘʟᴇ: KookV پـلـک‌های روی هم افتاده و مـژه‌هـای بلند و طـلـایی رنگـش که روی گـونــه‌هـای سرخ از خجالت پسرک سایـه انداخته بود، قطعه‌ای ظریـف و هنـری از ارزشمندترین خــزانـهٔ بهشتی به حساب می‌آمد. رایـحــه گرم و ملایـم گل‌های ادریـسـی تن امـگــا، شـکـم برآمده و عشق خالصی که در یکـا یـک نگاه‌های خالـصــانه‌اش خلاصه می‌شد... همه و همه مهر تاییدی بر دلیل پرسـتـش او بود. تهیونگ، بـتـی زیبا و مـعـبــودی لایـق برای پرستش بود. امگای ظریفی که که مانندش جایی بین افسـانـه‌های اسـاطــیـری رو به فراموشی سـوق پیدا کرده بود. تهـیـونـگ چیزی جز خدای کوچک و الهــه افسـانـه‌ای جونگ‌کوک نبود. تهیونگ، نامـی هـم رده با فـریــا، الـهـه‌ای از جنــس شـهــوت و زیـبــایـی بود!