"من معتقدم که تو موافقت کردی امشب بیای چون چیزی رو میخوای که تو خونه پیدا نکردی."
اون صدایی داشت که برای صحبت سکسی مناسب بود. بی عیب و نقص بود.
"میتونم تو چشمات ببینم که تو به شدت احتیاج داری که توسط شخصی به طور نفس گیر، به اندازه خودت لطیف به فاک بری. جنی، من همون شخصم. میتونم تورو به جاهایی برسونم که فقط درموردش خیال پردازی کردی."
Jenlisa
|Completed|
"من-من دوست دخ ترتم."
"چی؟! چطور ممکنه؟"
جنی کیم برای سفر کاری شرکت به پیست اسکی یانگ پیونگ میره. لالیسا مانوبان، همکار و تحسین کننده مخفی جنی هم به این سفر میره.
بعد جنی با یه حادثه ناگوار روبرو میشه که باعث فراموشی موقتیش میشه و همه خاطراتشو از دست میده اما این شرایط فقط یه روز ادامه داره...
آیا لیسا از این فرصت استفاده میکنه تا بالاخره کنار جنی باشه؟
آیا جنی بعد از 24 ساعت خاطراتش رو به یاد میاره؟
Jenlisa
Translation
+18