taekook7476yizhan's Reading List
103 stories
... por fangirl-409
fangirl-409
  • WpView
    LECTURAS 1,191
  • WpVote
    Votos 65
  • WpPart
    Partes 12
𝙍𝙚𝙣𝙚𝙬𝙚𝙙 𝘽𝙤𝙣𝙙𝙨 por Taekookieshub
Taekookieshub
  • WpView
    LECTURAS 588,919
  • WpVote
    Votos 23,802
  • WpPart
    Partes 55
𝑰𝒏 𝒂 𝒕𝒂𝒍𝒆 𝒐𝒇 𝒃𝒆𝒕𝒓𝒂𝒚𝒂𝒍 𝒂𝒏𝒅 𝒓𝒆𝒅𝒆𝒎𝒑𝒕𝒊𝒐𝒏, 𝒂 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈 𝒂𝒄𝒕𝒐𝒓, 𝑱𝒖𝒏𝒈𝒌𝒐𝒐𝒌, 𝒇𝒊𝒏𝒅𝒔 𝒉𝒊𝒎𝒔𝒆𝒍𝒇 𝒆𝒏𝒔𝒏𝒂𝒓𝒆𝒅 𝒊𝒏 𝒂 𝒘𝒆𝒃 𝒐𝒇 𝒅𝒆𝒄𝒆𝒊𝒕 𝒔𝒑𝒖𝒏 𝒃𝒚 𝒉𝒊𝒔 𝒄𝒍𝒐𝒔𝒆𝒔𝒕 𝒇𝒓𝒊𝒆𝒏𝒅, 𝑱𝒆𝒏𝒏𝒊𝒆, 𝒂𝒏𝒅 𝒄𝒐-𝒂𝒄𝒕𝒐𝒓, 𝑱𝒐𝒐 𝒀𝒐𝒖𝒏𝒈. 𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒓𝒂𝒈𝒊𝒄𝒂𝒍𝒍𝒚 𝒆𝒔𝒕𝒓𝒂𝒏𝒈𝒊𝒏𝒈 𝒉𝒊𝒎𝒔𝒆𝒍𝒇 𝒇𝒓𝒐𝒎 𝒉𝒊𝒔 𝒇𝒂𝒎𝒊𝒍𝒚, 𝒇𝒂𝒕𝒆 𝒈𝒓𝒂𝒏𝒕𝒔 𝒉𝒊𝒎 𝒂 𝒓𝒂𝒓𝒆 𝒐𝒑𝒑𝒐𝒓𝒕𝒖𝒏𝒊𝒕𝒚 𝒕𝒐 𝒓𝒆𝒘𝒓𝒊𝒕𝒆 𝒉𝒊𝒔 𝒑𝒂𝒔𝒕 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒆𝒆𝒌 𝒗𝒆𝒏𝒈𝒆𝒂𝒏𝒄𝒆. 𝑨𝒔 𝒉𝒆 𝒏𝒂𝒗𝒊𝒈𝒂𝒕𝒆𝒔 𝒕𝒉𝒆 𝒊𝒏𝒕𝒓𝒊𝒄𝒂𝒄𝒊𝒆𝒔 𝒐𝒇 𝒕𝒊𝒎𝒆, 𝒘𝒊𝒍𝒍 𝒉𝒆 𝒓𝒆𝒄𝒍𝒂𝒊𝒎 𝒕𝒉𝒆 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒇 𝒉𝒊𝒔 𝒓𝒊𝒄𝒉 𝒉𝒖𝒔𝒃𝒂𝒏𝒅, 𝒐𝒓 𝒊𝒔 𝒂𝒏𝒐𝒕𝒉𝒆𝒓 𝒅𝒆𝒔𝒕𝒊𝒏𝒚 𝒂𝒘𝒂𝒊𝒕𝒊𝒏𝒈 𝒉𝒊𝒎 𝒊𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔? ᴡᴀʀɴɪɴɢꜱ: • ᴛᴏᴘ ᴛᴀᴇ ᴀɴᴅ ʙᴏттомкооᴋ • ᴛʜɪꜱ ᴘʟᴏᴛ ᴀɴᴅ ꜱᴛᴏʀʏʟɪɴᴇ ɪꜱ ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇʟʏ ᴍɪɴᴇ ᴀɴᴅ ɪ ᴅᴏɴ'ᴛ ᴀʟʟᴏᴡ ᴀɴʏᴏɴᴇ ᴛᴏ ᴄᴏᴘʏ ɪᴛ • ᴛʜɪꜱ ꜱᴛᴏʀʏ ɪꜱ ᴀᴜᴛʜᴏʀ'ꜱ ɪᴍᴀɢɪɴᴀᴛɪᴏɴ ꜱᴏ ᴅᴏɴ'ᴛ ᴛᴀᴋᴇ ɪᴛ ꜱᴇʀɪᴏᴜꜱʟʏ • ᴍᴘʀᴇɢ • ᴄʀᴏꜱꜱ-ᴅʀᴇꜱꜱɪɴɢ • ʜᴀᴘᴘʏ ᴇɴᴅɪɴɢ
dazouuya⁦ㄟ(≧◇≦)ㄏ por Nepenthe_00
Nepenthe_00
  • WpView
    LECTURAS 188,081
  • WpVote
    Votos 22,524
  • WpPart
    Partes 116
وانشات هایی از انیمه های مختلف ♡ ولی اکثرا از بانگو هستن ^^ هر پارت داستان جدا داره ؛)
✨Light Of My Heart✨ por jong_han
jong_han
  • WpView
    LECTURAS 99,755
  • WpVote
    Votos 12,452
  • WpPart
    Partes 18
جونگکوک پسر خجالتیه که وقتی هشت سالش بوده توی یک تصادف مادرشو از دست میده ، از اون به بعد با پدرش زندگی میکنه و وضع مالی خوبی نداره ... پدرش همیشه دنبال قمار و شرط بندیه و شبایی که از بار به خونه بر میگرده تن نحیف و سفید جونگکوک رو با کتک هاش کبود میکنه...! اما مشکلات جونگکوک فقط پدرش نیست ، اون تازه وارد دبیرستان شده و هیچ کسو نمیشناسه .... چی میشه اگر فاک بوی پولدار مدرسه هم به زندگیش اضافه شه..؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ Couple: Vkook,Yoonmin,Namjin Genres: Romance Smut🔞 School life Fluff ❌این فن فیک صحنه های +18 داره پس اگر خوشتون نمیاد نخونیدش ❌
¤change¤(completed) por reyhoon6
reyhoon6
  • WpView
    LECTURAS 31,009
  • WpVote
    Votos 6,640
  • WpPart
    Partes 39
"همه چیز از یه تغییر شروع میشه" شیائو جان بخاطر فشار های روانی که بهش وارد شده قصد خودکشی داره اما در همین حوالی با وانگ ییبو رو به رو میشه!کسی که بی شک بیشتر نه اما کمتر از خودش دیوانه نیست! عاقبت این دو چی میشه؟از راز های همدیگه سر در میارن؟؟میفهمن پشت تمام این ماجرا ها چی بوده؟ منم نمیدونم بیاین ببینیم داستان چی میگه... کاپل:ییجان(ییبو تاپ) ژانر:رومنس،اجتماعی،روزانه،اسمات،کینکی
  Easter rabbit ( خرگوش عید پاک por jiho85
jiho85
  • WpView
    LECTURAS 1,777
  • WpVote
    Votos 343
  • WpPart
    Partes 9
🥚اسم : خرگوش عید پاک 🥚ژانرها: تخیلی/اسمات/رمنس/کمدی/امپرگ 🥚کاپل ها: تهکوک/سپ/نامجین 🥚نویسنده: جیهو 🥚خلاصه داستان :تهیونگ، شخصی که به خداناباوری سرسختانه‌ش مشهور بود، به عنوان یه آرتیست هیچ دوره از زندگیش مسیح و عید های مسیحیان از جمله عید پاک رو قبول نداشت و سرسختانه از دیدن یا خوندن هرگونه فیلم و انیمیشن و یا حتی کتابی با مضمون اعیاد مسیحیان یا هرمذهب دیگه ای دوری میکرد!! دیدن تبدیل شدن یه انسان سبد تخم مرغ به دست توی بوته های حیاط پشتی خونش به یه خرگوش و غیب شدنش اونم درست یک شب قبل عید پاک رو چطور میتونست هضم کنه؟
🍷Vampire por jiho85
jiho85
  • WpView
    LECTURAS 88,306
  • WpVote
    Votos 8,990
  • WpPart
    Partes 36
🍷 فن فیک خون اشام🍷 🕯اسم داستان:Vampire 🕯ژانرها: رمنس/تخیلی/اسمات/فانتزی/ 🕯رده سنی:+۱۸ 🕯️ وضعیت آپ: نامعلوم 🕯نویسنده: جیهو 🕯کاپل ها: تهکوک/سپ/ نامجین 🕯خلاصه داستان:کیم تهیونگ جزو خون آشام برتر سیاه بود، و برای افکار متفاوتی که داشت سال ها از خانوادش دور بود. یک روز که برای خون خوردن به بیرون رفته بود سبدی که بچه ی کوچکی داخل قرار داشت رو پیدا کرد،برای اولین بار لبخند زد و تصمیم گرفت اون بچه رو بزرگ کنه اما چی میشه که کیم تهیونگ روزی عاشق فرزند خوندش جئون جونگکوک بشه ؟!تنها کسی که تونسته افکار متفاوتش رو درک کنه و بهش عشق بورز؟! #Vampire🥇🏆✨ #jimin🥇🏆✨ #گی🥇🏆✨ #jin🥇🏆✨
๑┈Red Jade ♩  por atochi_atobe
atochi_atobe
  • WpView
    LECTURAS 4,854
  • WpVote
    Votos 1,359
  • WpPart
    Partes 18
⅌ Couple: WangXian ⋆ ⅌ Genre: Historical - Slice of life - Dram ⋆ جوانی بر روی تخت سلطنتی تکیه زده و با مهره سلطنتی که در دستانش بود بازی میکرد، انگار نه انگار که آن شی چیزی با ارزش است. پاشُ روی پاش انداخته بود و زیر چشمی به زن و مردی که کنارش ایستاده بودن نگاه کرد. چشماش رو با تنبلی بالا اورد و به افرادی که مقابلش زانو زده بودن نگاهی انداخت. اون افراد چهره مرد رو به خاطر ماسکی که بر چهره داشت نمیتونستن ببینن و براشون سوال بود که اون مرد جوان کی هستش که در عرض چند روز کل پایتخت را گرفته! مرد جوان بلاخره تصمیم گرفت دست از بازی بردارد و کنجکاوی افراد مقابلش را برطرف کند. -فقط یک چیز بهتون میگم. شما ها باید بدهی که به من دارید رو به خوبی پرداخت کنید. و پوزخند شیطانی بر روی لباش نشست
𝒀𝒐𝒖𝒓 𝑻𝒂𝒔𝒕𝒚 𝑩𝒍𝒐𝒐𝒅 por Littledemon2026
Littledemon2026
  • WpView
    LECTURAS 17,309
  • WpVote
    Votos 3,863
  • WpPart
    Partes 24
وانگ ییبو... خون آشام چندصد ساله ای که هیچکس از وجودش خبری نداشت... چون سالها بود در جنگلی نفرین شده زندانی بود و هیچوقت نمیدونست چطور این نفرین رو بشکنه و از زمانی که یادش میومد، از خون هیچ انسانی تغذیه نمیکرد تا اینکه یه روز شیائو ژان کنجکاو به جنگلی که تا به الان کسی جرات ورود بهش رو نداشته، پا میزاره و بدترین اتفاق میفته... زخمی میشه و خونریزی میکنه و بوی شیرین خونش، به خون آشامی که سالهاست لب به خون هیچ انسانی نزده و با این بو بشدت تشنه شده، میرسه وقتی ژان سرش رو بالا میاره پسری با موی شلخته و چشمهای قرمز شده، بالای سرش میبینه "اگه میخای بلایی سرت نیاد... زودتر برو" Genre: Vampire. fantasy. Romance. Angst. mpreg. smut Top: Yibo