[persian translation]
•ترجمه برای مدتی متوقف شده•
از نظر مردان قانون، اون روحی بود که هرگز دستشون بهش نمیرسید.
اون برای CIA «آدمی که کارها رو گرهگشایی میکنه» بود.
اگه از بیرون نگاه کنید، اون فقط یه میلیاردر بود که کلابهای شبانه داشت.
اون یه روح بود که با وارد کردن یه کوکائین پونزده میلیارد دلاری به کشور، آغاز به نوشتن افسانهی خودش کرده بود و سابقهی کِیفَریش پر بود از قاچاق، جنایتها و باجگیریها.
اما اون برای هری استایلز، مثل یه نیمه شبِ ابدی بود.
باید از همان اول میفهمیدم که داستان ما عشق نبود..
داستان ما روحی بود که درون زندگیمان جریان یافت..
و دست ترسناک مرگ آن روح شیرین را با خود برد..
باید میدانستم که من و تو..عاشق نیستیم..
من و تو زندگی هستیم که درون هم میجوشیم..!
ایده:98/1/4
Words have power💚💙