.....
6 cerita
A remedy for a broken heart[L/S][Z/M] oleh atwshkei
atwshkei
  • WpView
    Membaca 29,594
  • WpVote
    Vote 3,365
  • WpPart
    Bab 42
"بوک کامل شده" دارویی برای قلب شکسته........ و زندگی ای تاریک و سرد....... کی میتونه اون دارو باشه؟...... کی میتونه اون زندگی رو تغییر بده؟؟؟....... کی میتونه اون آدم مرده رو زنده کنه؟؟........ کی؟؟......... • • • • • • • • این فف دارای صحنه های:🔞،خشن،قتل،کمی فان و دارک می باشد..... لطفا اگه خوشتون نمیاد نخونین🤝
پسرای بدن ساخت oleh iam_narssis
iam_narssis
  • WpView
    Membaca 5,256
  • WpVote
    Vote 336
  • WpPart
    Bab 22
این بوک جهت سمی کردن ذهنتون و وقت گذروندن و کمی خندیدنه امیدوارم لذت ببرید❤
Wanna Fuck?  oleh SepandX
SepandX
  • WpView
    Membaca 73,868
  • WpVote
    Vote 15,828
  • WpPart
    Bab 39
لویی غالبا یه لاشیه و هری فک میکنه که اون یه آشغاله. تا وقتی که نظرش عوض میشه. • a Larry Stylinson Fanfiction. • _ترجمه ی فارسی. نویسنده : mochaharry تلگرام : FanfictionsOnly
SIN(LarryStylinsonAU) oleh S_Larry_S
S_Larry_S
  • WpView
    Membaca 252,075
  • WpVote
    Vote 29,139
  • WpPart
    Bab 40
Original Larry Stylinson (persian AU) for Iranian Larry shippers
12 (l.s)(z.m) -Complete- oleh toovic
toovic
  • WpView
    Membaca 249,855
  • WpVote
    Vote 44,179
  • WpPart
    Bab 58
۴ تا جوجه دانشجو که تنها دغدغه ی زندگیشون نمره ی دانشگاس و فکر میکنن تمام دنیا دور خودشون میچرخه و تنها چیزی که بهش فک می کنن اینه که کرم بعدیشونو کجا بریزن. غافل از اینکه یه اتفاق عجیب انتظارشونو میکشه ! یه اتفاق عجیب؟ شایدم یه موجود عجیب! موجودی که اجازه ورود به این دنیا رو نداره.... کاری که انجام دادن واقعا ارزششو داشت ؟؟ ........ نگاهمو به چشمای یخیش دوختم. تیله های بی روح آبیش نه تنها کمکی به کمتر شدن لرز بدنم نمیکرد بلکه حس میکردم مثل سیاه چاله روحمو سمت خودش میکشید. دستشو اروم بالا اورد و روی فکم گذاشت و از سرمای غیر عادی دستش صورتم مور مور شد. آروم سرمو سمت راست برگردوند. با دیدن بازتاب خودم توی آینه نفسم برید آخه...‌ فقط.... من..... توی آینه معلوم بودم. ⚠️هنگام خوندن فف نخ و سوزن همرایتان باشد.....خطر پاره شدن(از خنده) پارت های اولیه در دست تعمیر میباشد🛂