I'm gonna read
193 stories
Shape My Soul  por iamRaaz
iamRaaz
  • WpView
    LECTURAS 1,933
  • WpVote
    Votos 409
  • WpPart
    Partes 11
یه پلیس و یه مواد فروش. چه ترکیب قشنگی! اون هیچ شانسی نداشت و این رو خودش خوب میدونست. لعنت به هرچی کراشِ کوفتیِ مسخره‌ست. بکهیون به تازگی با دیدن سرگرد ایستگاه شماره شصت و پنج احساس عجیبی توی قلبش میپیچه. اون نمیدونه چرا از بین این همه آدم، روحش پیله کرده به اون مرد ولی آرزو میکنه فقط با صاحب اون چشم‌های درشت قهوه‌ای رنگ، پروانه بشه حتی با وجود اینکه خوب میدونه رازهای تاریکش بالی برای پروانه شدن براش نگذاشتن. ♘ꜰɪᴄ: ꜱʜᴀᴘᴇ ᴍʏ ꜱᴏᴜʟ ♘ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ ♘ɢᴇɴʀᴇ: ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ,ᴀɴɢꜱᴛ,ᴄʀɪᴍɪɴᴀʟ,ᴅʀᴀᴍ ɴᴄ+18
『𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑬𝒏𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒓』 por Andras_Town
Andras_Town
  • WpView
    LECTURAS 2,773
  • WpVote
    Votos 665
  • WpPart
    Partes 13
«ژنرال پارک چانیول، مردی با اراده‌ای آهنین و قلبی پر از امید، سال‌ها از عمرش رو صرف خطرناک‌ترین ماموریت زندگیش میکنه:یافتن همسرش، بیون بکهیون. در این مسیر پر از چالش و ماجرا، او با دشمنان سرسخت و تله‌های مرگبار روبرو شده، اما هیچ گاه از هدفش دست نکشیده آیا عشق او به بیون بکهیون، که همچون نوری در دل تاریکی می‌درخشه ، می‌تونه اون مرد رو به پیروزی برسونه؟» توجه❗️ این فیکشن در ادامه فن فیکشن «انفورسر» نوشته شده 𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐄𝐧𝐟𝐨𝐫𝐜𝐞𝐫 ɢᴇɴʀᴇ: ᴀᴄᴛɪᴏɴ, ᴍᴀғɪᴀ, ᴀɴɢsᴛ, ᴅᴀʀᴋ ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sᴜᴘᴇʀɴᴀᴛᴜʀᴀʟ ᴀᴜᴛʜᴏʀ: ᴍᴀsᴛᴀɴɪ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ, ʜᴜɴʜᴀɴ ᴀɢᴇ ʀᴇsᴛʀɪᴄᴛɪᴏɴ: +18
Nyctophilia por MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    LECTURAS 13,563
  • WpVote
    Votos 2,914
  • WpPart
    Partes 48
به قدری دور از رودخانه‌ی سن و به قدری بالاتر از سطح شهر که بشه ایفل رو درحال چشمک زدن دید، ویلای شیشه‌ای موسیو پارک چانیول قرار داشت. مردم پاریس می‌گفتن خونه‌ی موسیو شب‌ها نامرئی میشه. می‌گفتن خود موسیو هم می‌تونه با سایه‌ها یکی بشه. موسیو پارک مردی با چشمانی همرنگ گردبادِ زمردین بود. تنها. عطرسازی جوان و مدیرعاملی جوان‌تر. مردی که گویا تجسم سکوت به رنگ سیاه بود. مردی که گویا فقط با عطر، قلب یخیش و نگاه منجمدش کمی شبيه به زنده‌ها میشد. موسیو پرده‌های خونه‌اش رو کنار نمی‌زد. دسته گل‌ها و ماکارون‌های سیاه سفارش می‌داد و از روزی که دستور داد یه پیانوی شیشه‌ای براش بسازن، گاهی سایه‌ای از لبخندش رو میشد بعد از آخرین نوت موسیقی نیمه‌شب دید. مردم شهر ندیده بودن اما می‌گفتن موسیو دیگه تنها نیست. درست از کریسمس سالی که موسیو تصمیم گرفت جایی جز خونه‌اش برای شب تولدش باشه. 𝅘𝅥𝅱‌ 𝑪𝑶𝑼𝑷𝑳𝑬𓍯𓂃: Chanbaek 𝅘𝅥𝅱‌ 𝑮𝑬𝑵𝑹𝑬𓍯𓂃: Forced Married, Dark, Romance 𝅘𝅥𝅱‌𓍯𓂃:🔞NC +18 آخرین کتاب از مجموعه‌ی inclination (تمایل، نهاد، شیب، انحراف)
The Silent Court of Perfumes  por MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    LECTURAS 49,634
  • WpVote
    Votos 2,580
  • WpPart
    Partes 6
‌꯭‌⃫❴❥ بدون عطر₊⊹˚ بدون صدا♫♩❵‌ دنیای اونا دو بخش داشت. گرگ‌هایی با ظاهر انسان که عطرها قدرت‌شون بودن. انسان‌هایی که تنها قدرت‌شون زندگی بود. درحالیکه عطرها آواز می‌خوندن و از احساسات ترانه داشتن، دنیا پلیدانه برای اون حکم سکوت داده بود. و کی جز یه قاضی می‌تونست حکم‌ها رو بشکنه؟! ‌꯭‌⃫❴❥𝘾𝙊𝙐𝙋𝙇𝙀: Chanbaek, Hunhan❵‌ ‌꯭‌⃫❴❥𝙂𝙀𝙉𝙍𝙀:Romance, Omegavers, Fluff, Smut❵‌ ‌꯭‌⃫❴❥NC+18❵‌
[Completed] •⊱ Legacy ⊰• (ChanBaek) Persian Translation por EXOPerFic
EXOPerFic
  • WpView
    LECTURAS 1,182
  • WpVote
    Votos 230
  • WpPart
    Partes 17
⋅⋅⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⋅⋅ فن فیکشن ترجمه ای Legacy فصل اول: Bloodlines کاپل: چانبک، كايسو، هونهان ژانر: رمنس، ماوراء طبيعي، خون آشامي، انگست، اسمات نویسنده: ParkAnJae مترجم: Kyle شهروندان سئول در زمان‌ها و مناطق مختلف قتل عام می‌شدند ولی هیچ رد و الگویی از مظنون این کشتار بی‌رحمانه در دست نبود؛ به غیر از رد خونی دستی که روی پیراهن یکی از قربانی‌ها پیدا شد که مال خود قربانی نبود! قاتل یک انسان بود؛ یا شاید هم موجودی فراتر از آن! ⋅⋅⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⋅⋅
 Wave Song  por nairobex
nairobex
  • WpView
    LECTURAS 2,806
  • WpVote
    Votos 526
  • WpPart
    Partes 17
بیون بکهیون عضو گارد ساحلی که بیشتر سال رو توی کشتی میگذرونه و همسرش پارک چانیول که گیتاریست یک بندِ و همراه پسر کوچکشون هیون زندگی میکنن، اما چی میشه اگر خانواده سه نفرشون بخاطر دریا دونفره بشه؟ "وقتی موج‌ها صدای کسی رو با خودش ببرن، دیگه سخت می‌تونی بشنویش... این داستان بکهیونه. یا شاید چانیوله. یا شاید هم هیونه، پسری که وسط دریا و خشکی، بین دو تا پدر زندگی کرده و حالا، برای آخرین بار، قراره داستانشونو بنویسه..."
Forbidden por SNON1380
SNON1380
  • WpView
    LECTURAS 4,009
  • WpVote
    Votos 773
  • WpPart
    Partes 38
سال‌ها پیش، دو مرد از طبقه‌های کاملاً متفاوت جامعه، دوستی عمیقی با هم داشتن بابای بکهیون، مردی شریف از یک خانواده‌ی معمولی روستایی، و بابای چانیول، تاجر پولداری که تو شهر زندگی می‌کرد. در ظاهر، این دو دوست تصمیم می‌گیرن بچه هاشون رو رو از بچگی برای ازدواج با هم نامزد کنن ، تا اتحادشون رو حفظ کنن. ولی این قول ساده، شروع یک زنجیره‌ی از دروغ‌ها، پنهان‌کاری‌ها و خیانت‌هایی می‌شه که زندگی هر دو خانواده را نابود می‌کنه.
The Friendship (completed) por E_Lilac_xo
E_Lilac_xo
  • WpView
    LECTURAS 3,777
  • WpVote
    Votos 750
  • WpPart
    Partes 12
یه دوستانه اکلیلی پر از فراز و نشیب از یه دوستی قدیمی پر از ناگفته‌ها و احساسات قدیمی #The_friendship Genre: Romance, daily life, fluff, اکلیلی🤷‍♀ Couple: Chanbaek/Baekyeol, MoongRu
♤ Desdemona ♤ por Viaiba
Viaiba
  • WpView
    LECTURAS 20,507
  • WpVote
    Votos 3,351
  • WpPart
    Partes 15
دو خانواده مافیایی که به خون هم تشنه ان و برای کشتن همدیگه لحظه شماری میکنن .. چانیول آلفای خانواده نیکولایچ ، از یه پدر صربستانی و مادر کره ای و بکهیون امگای خانواده بیون ... این دو نفر هیچوقت فکرنمیکردن وسط دشمنی که خانواده هاشون باهم دارن ؛ عاشق همدیگه بشن . قرار های یواشکی همراه با ترس و لرز ؛ بوسه و لمس های سریع وسط مهمونی های بزرگ و دور از چشم بقیه ، کادوهایی که از سر ترس قایم میشدن ، تعصبی که روی همدیگه داشتن ، سرانجام همه اینا به یه ازدواج پنهانی منجر شد ‌. ولی هیچکدوم نمیدونستن که عشق و ازدواجشون قراره یه جنگ بزرگ بین دو خانواده رو شروع کنه . ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ ♤ ʜᴜɴʜᴀɴ ♧ ᴋʀɪꜱʜᴏ♡ ɢᴇɴʀᴇ : ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀꜱᴇ , ᴍᴀꜰɪᴀ , ᴍᴘᴇʀɢ , ᴅᴀʀᴋ ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ , ꜱᴍᴜᴛ ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
IᏟᎬ ᏢᎾᏢ por anna_6104
anna_6104
  • WpView
    LECTURAS 4,500
  • WpVote
    Votos 891
  • WpPart
    Partes 8
خلاصه: بیون بکهیون ۱۸ ساله درونگرایی که جرعت شروع کردن یک مکالمه ساده رو هم نداشت ولی چیشد که با دیدن چشم های اون دانش آموز انتقالی خیلی دلش می خواست جرعت حرف زدن رو پیدا کنه؟ برای اولین بار تو زندگیش جرعتشو جمع کرد و توی چشمای پارک چانیول ۱۸ ساله، دانش آموز انتقالی از اینچئون گفت: " می تونیم بعد از مدرسه همو ببینیم؟" و حالا اینجا بود ۹ سال بعد و بکهیون ۲۷ ساله الان زندگی خودش رو داشت ،رستوران خودش رو داشت و همسرش پارک چانیول رو داشت. و به خودش افتخار می کرد که اونروز تونست شجاعت به خرج بده.. ^~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^ + برای همیشه ی همیشه مال منی..... مال خود خودم - برای همیشه ی همیشه مال توعم..... مال خود خودت ^~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^ ژانر:رومنس _ زندگی روزمره _ اسمات کاپل: چانبک(اکسو) _ تویون( توایس) وضعیت: کامل شده نویسنده:anna #ice_pop چانبک #تویون#