I'm gonna read
195 stories
EGO by CynthiaPaul2002
CynthiaPaul2002
  • WpView
    Reads 11,143
  • WpVote
    Votes 2,735
  • WpPart
    Parts 12
ایگو به معنی «خود» گفتی عشق جنگه، پس من چاقو رو تو قلبت فرو کردم تا حسابی خونریزی کنی دلبندم، و با چشمایی که لهجه‌ی بوسه داشتن به تماشای مرگت نشستم. 𖤐⃟🕸️Fɪc: EGO 𖤐⃟🕸️Gᴇɴʀᴇ: Cʀɪᴍɪɴᴀʟ, Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, Aɴɢsᴛ, Smut, 𖤐⃟🕸️Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ
SHARP by SHOGOL
SHOGOL
  • WpView
    Reads 3,266
  • WpVote
    Votes 662
  • WpPart
    Parts 14
همه چیز با دیدار امگای نوجوون قانون شکن و رئیس آلفای بخش جرائم سازمان یافته توی راهروی اداره ی پلیس شروع شد. مسیرشون هیچوقت نباید یکی میشد. دو خط موازی به هم نمیرسن تا وقتی یکیشون بشکنه. ژانر: امگاورس، جنایی، درام، روانشناختی کاپل: چانبک، هونهان(فرعی) نویسنده: shogol رده سنی: +18 روزهای آپ: جمعه
Shape My Soul  by iamRaaz
iamRaaz
  • WpView
    Reads 1,941
  • WpVote
    Votes 409
  • WpPart
    Parts 11
یه پلیس و یه مواد فروش. چه ترکیب قشنگی! اون هیچ شانسی نداشت و این رو خودش خوب میدونست. لعنت به هرچی کراشِ کوفتیِ مسخره‌ست. بکهیون به تازگی با دیدن سرگرد ایستگاه شماره شصت و پنج احساس عجیبی توی قلبش میپیچه. اون نمیدونه چرا از بین این همه آدم، روحش پیله کرده به اون مرد ولی آرزو میکنه فقط با صاحب اون چشم‌های درشت قهوه‌ای رنگ، پروانه بشه حتی با وجود اینکه خوب میدونه رازهای تاریکش بالی برای پروانه شدن براش نگذاشتن. ♘ꜰɪᴄ: ꜱʜᴀᴘᴇ ᴍʏ ꜱᴏᴜʟ ♘ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ ♘ɢᴇɴʀᴇ: ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ,ᴀɴɢꜱᴛ,ᴄʀɪᴍɪɴᴀʟ,ᴅʀᴀᴍ ɴᴄ+18
『𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑬𝒏𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒓』 by Andras_Town
Andras_Town
  • WpView
    Reads 3,526
  • WpVote
    Votes 803
  • WpPart
    Parts 15
«ژنرال پارک چانیول، مردی با اراده‌ای آهنین و قلبی پر از امید، سال‌ها از عمرش رو صرف خطرناک‌ترین ماموریت زندگیش میکنه:یافتن همسرش، بیون بکهیون. در این مسیر پر از چالش و ماجرا، او با دشمنان سرسخت و تله‌های مرگبار روبرو شده، اما هیچ گاه از هدفش دست نکشیده آیا عشق او به بیون بکهیون، که همچون نوری در دل تاریکی می‌درخشه ، می‌تونه اون مرد رو به پیروزی برسونه؟» توجه❗️ این فیکشن در ادامه فن فیکشن «انفورسر» نوشته شده 𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐄𝐧𝐟𝐨𝐫𝐜𝐞𝐫 ɢᴇɴʀᴇ: ᴀᴄᴛɪᴏɴ, ᴍᴀғɪᴀ, ᴀɴɢsᴛ, ᴅᴀʀᴋ ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sᴜᴘᴇʀɴᴀᴛᴜʀᴀʟ ᴀᴜᴛʜᴏʀ: ᴍᴀsᴛᴀɴɪ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ, ʜᴜɴʜᴀɴ ᴀɢᴇ ʀᴇsᴛʀɪᴄᴛɪᴏɴ: +18
Nyctophilia by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 17,019
  • WpVote
    Votes 3,318
  • WpPart
    Parts 48
به قدری دور از رودخانه‌ی سن و به قدری بالاتر از سطح شهر که بشه ایفل رو درحال چشمک زدن دید، ویلای شیشه‌ای موسیو پارک چانیول قرار داشت. مردم پاریس می‌گفتن خونه‌ی موسیو شب‌ها نامرئی میشه. می‌گفتن خود موسیو هم می‌تونه با سایه‌ها یکی بشه. موسیو پارک مردی با چشمانی همرنگ گردبادِ زمردین بود. تنها. عطرسازی جوان و مدیرعاملی جوان‌تر. مردی که گویا تجسم سکوت به رنگ سیاه بود. مردی که گویا فقط با عطر، قلب یخیش و نگاه منجمدش کمی شبيه به زنده‌ها میشد. موسیو پرده‌های خونه‌اش رو کنار نمی‌زد. دسته گل‌ها و ماکارون‌های سیاه سفارش می‌داد و از روزی که دستور داد یه پیانوی شیشه‌ای براش بسازن، گاهی سایه‌ای از لبخندش رو میشد بعد از آخرین نوت موسیقی نیمه‌شب دید. مردم شهر ندیده بودن اما می‌گفتن موسیو دیگه تنها نیست. درست از کریسمس سالی که موسیو تصمیم گرفت جایی جز خونه‌اش برای شب تولدش باشه. 𝅘𝅥𝅱‌ 𝑪𝑶𝑼𝑷𝑳𝑬𓍯𓂃: Chanbaek 𝅘𝅥𝅱‌ 𝑮𝑬𝑵𝑹𝑬𓍯𓂃: Forced Married, Dark, Romance 𝅘𝅥𝅱‌𓍯𓂃:🔞NC +18 آخرین کتاب از مجموعه‌ی inclination (تمایل، نهاد، شیب، انحراف)
The Silent Court of Perfumes  by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 42,720
  • WpVote
    Votes 3,856
  • WpPart
    Parts 12
‌꯭‌⃫❴❥ بدون عطر₊⊹˚ بدون صدا♫♩❵‌ دنیای اونا دو بخش داشت. گرگ‌هایی با ظاهر انسان که عطرها قدرت‌شون بودن. انسان‌هایی که تنها قدرت‌شون زندگی بود. درحالیکه عطرها آواز می‌خوندن و از احساسات ترانه داشتن، دنیا پلیدانه برای اون حکم سکوت داده بود. و کی جز یه قاضی می‌تونست حکم‌ها رو بشکنه؟! ‌꯭‌⃫❴❥𝘾𝙊𝙐𝙋𝙇𝙀: Chanbaek, Hunhan❵‌ ‌꯭‌⃫❴❥𝙂𝙀𝙉𝙍𝙀:Romance, Omegavers, Fluff, Smut❵‌ ‌꯭‌⃫❴❥NC+18❵‌
[Completed] •⊱ Legacy ⊰• (ChanBaek) Persian Translation by EXOPerFic
EXOPerFic
  • WpView
    Reads 1,240
  • WpVote
    Votes 233
  • WpPart
    Parts 17
⋅⋅⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⋅⋅ فن فیکشن ترجمه ای Legacy فصل اول: Bloodlines کاپل: چانبک، كايسو، هونهان ژانر: رمنس، ماوراء طبيعي، خون آشامي، انگست، اسمات نویسنده: ParkAnJae مترجم: Kyle شهروندان سئول در زمان‌ها و مناطق مختلف قتل عام می‌شدند ولی هیچ رد و الگویی از مظنون این کشتار بی‌رحمانه در دست نبود؛ به غیر از رد خونی دستی که روی پیراهن یکی از قربانی‌ها پیدا شد که مال خود قربانی نبود! قاتل یک انسان بود؛ یا شاید هم موجودی فراتر از آن! ⋅⋅⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⋅⋅
 Wave Song  by nairobex
nairobex
  • WpView
    Reads 3,174
  • WpVote
    Votes 545
  • WpPart
    Parts 17
بیون بکهیون عضو گارد ساحلی که بیشتر سال رو توی کشتی میگذرونه و همسرش پارک چانیول که گیتاریست یک بندِ و همراه پسر کوچکشون هیون زندگی میکنن، اما چی میشه اگر خانواده سه نفرشون بخاطر دریا دونفره بشه؟ "وقتی موج‌ها صدای کسی رو با خودش ببرن، دیگه سخت می‌تونی بشنویش... این داستان بکهیونه. یا شاید چانیوله. یا شاید هم هیونه، پسری که وسط دریا و خشکی، بین دو تا پدر زندگی کرده و حالا، برای آخرین بار، قراره داستانشونو بنویسه..."
Forbidden by SNON1380
SNON1380
  • WpView
    Reads 4,469
  • WpVote
    Votes 863
  • WpPart
    Parts 38
سال‌ها پیش، دو مرد از طبقه‌های کاملاً متفاوت جامعه، دوستی عمیقی با هم داشتن بابای بکهیون، مردی شریف از یک خانواده‌ی معمولی روستایی، و بابای چانیول، تاجر پولداری که تو شهر زندگی می‌کرد. در ظاهر، این دو دوست تصمیم می‌گیرن بچه هاشون رو رو از بچگی برای ازدواج با هم نامزد کنن ، تا اتحادشون رو حفظ کنن. ولی این قول ساده، شروع یک زنجیره‌ی از دروغ‌ها، پنهان‌کاری‌ها و خیانت‌هایی می‌شه که زندگی هر دو خانواده را نابود می‌کنه.