torkiakosar's Reading List
98 hikaye
𝐍𝐮𝐦𝐛 tarafından emily_ofnewmoon
emily_ofnewmoon
  • WpView
    OKUNANLAR 3,409
  • WpVote
    Oylar 822
  • WpPart
    Bölümler 9
{کامل شده} داستانی کوتاه از رابطه ی دو پسر. یکی از اونها متحمل درد و رنج جسمی و روحی بسیاریه، و دیگری متحملِ عشق به اونه. برشی از کتاب: "شاید توی زندگی بعدی تونستم نجاتت بدم. شایدم توی همین یکی، ولی با یه زندگی دیگه!" *𝐖𝐞𝐥𝐥, 𝐟𝐮𝐧𝐧𝐲 𝐲𝐨𝐮'𝐫𝐞 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐫𝐨𝐤𝐞𝐧 𝐨𝐧𝐞 𝐁𝐮𝐭 𝐈'𝐦 𝐭𝐡𝐞 𝐨𝐧𝐥𝐲 𝐨𝐧𝐞 𝐰𝐡𝐨 𝐧𝐞𝐞𝐝𝐞𝐝 𝐬𝐚𝐯𝐢𝐧𝐠 '𝐂𝐚𝐮𝐬𝐞 𝐰𝐡𝐞𝐧 𝐲𝐨𝐮 𝐧𝐞𝐯𝐞𝐫 𝐬𝐞𝐞 𝐭𝐡𝐞 𝐥𝐢𝐠𝐡𝐭 𝐈𝐭'𝐬 𝐡𝐚𝐫𝐝 𝐭𝐨 𝐤𝐧𝐨𝐰 𝐰𝐡𝐢𝐜𝐡 𝐨𝐧𝐞 𝐨𝐟 𝐮𝐬 𝐢𝐬 𝐜𝐚𝐯𝐢𝐧𝐠... 𝐬𝐡𝐨𝐫𝐭 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐧𝐨𝐭 𝐚 𝐟𝐚𝐧𝐟𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧
اردیبهشتِ سوخته. tarafından emily_ofnewmoon
emily_ofnewmoon
  • WpView
    OKUNANLAR 765
  • WpVote
    Oylar 143
  • WpPart
    Bölümler 7
[کامل شده] "اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۶ زمانی بود که لای کتاب جلد سفیدش یک عکس سیاه و سفید نگه میداشت" خلاصه ی کتاب: دو دوست قدیمی، یکی با سری پر از سودا و دیگری با قلبی پر از عشق به هنر. اتفاقات دست به دست هم میدن، کوچه های خاکی و رنگ‌پریده ی اصفهان شاهد ذره های فیروزه ای رنگ احساسات اون دو نفرن. اما پایان داستان به چه رنگی رغم میخوره؟ [فنفیکشن نیست. محل وقوع: ایران دهه ی پنجاه شمسی]
+2 tane daha
moi de ton rêve tarafından emily_ofnewmoon
emily_ofnewmoon
  • WpView
    OKUNANLAR 1,978
  • WpVote
    Oylar 486
  • WpPart
    Bölümler 12
{کامل شده} [من از رویای تو] -حالا توی این رویاهات...من رو چه شکلی میبینی؟ +یه پیرمرد احمق. یک بعد از ظهر پاییزی، یک پارک کوچیک، یک تاب چهارنفره، دو نفر، چند جمله.
+9 tane daha
Somewhere In The Woods tarafından emily_ofnewmoon
emily_ofnewmoon
  • WpView
    OKUNANLAR 8,757
  • WpVote
    Oylar 2,925
  • WpPart
    Bölümler 32
{کامل شده} 𝘻𝘢𝘺𝘯 𝘮𝘢𝘭𝘪𝘬 / 𝘭𝘪𝘢𝘮 𝘱𝘢𝘺𝘯𝘦 عمارت مین وود یک پیرزنه. پیرزنی که لباس های نو تنش کرده باشی و توقع داشته باشی دوباره جوان و شاداب بشه. و زینِ بیست و شش ساله این رو خوب میدونه، میدونه که پشت لبخند درخشان و گیرایی نگاهش چهره ای مخفی شده که کسی ندیده. چهره ی پسربچه ای که با نگاهی مبهم به حرف های خاله ی خشک مذهب و عبوسش گوش میده. با کنجکاوی به مجسمه مریم مقدسِ توی کلیسا خیره میشه و هیچوقت نمیفهمه که چطور دست باریک و لرزان سرنوشت صورتش رو لمس میکنه و اون رو وارد صحنه ی نمایشش میکنه. جایی که به این باور میرسه که "یک افسانه هرگز نمیمیره" {𝘛𝘩𝘦𝘺 𝘸𝘦𝘳𝘦 𝘤𝘳𝘺𝘪𝘯𝘨 𝘸𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦𝘪𝘳 𝘴𝘰𝘯𝘴 𝘭𝘦𝘧𝘵, 𝘎𝘰𝘥 𝘪𝘴 𝘸𝘦𝘢𝘳𝘪𝘯𝘨 𝘣𝘭𝘢𝘤𝘬 𝘏𝘦'𝘴 𝘨𝘰𝘯𝘦 𝘴𝘰 𝘧𝘢𝘳 𝘵𝘰 𝘧𝘪𝘯𝘥 𝘯𝘰 𝘩𝘰𝘱𝘦, 𝘩𝘦'𝘴 𝘯𝘦𝘷𝘦𝘳 𝘤𝘰𝘮𝘪𝘯𝘨 𝘣𝘢𝘤𝘬} /ژانر: تخیلی، معمایی، رمز و راز/ Number 1 #mysteriuos Number 2 #ziam
𝗚𝗼 tarafından ishouka
ishouka
  • WpView
    OKUNANLAR 10,443
  • WpVote
    Oylar 2,216
  • WpPart
    Bölümler 12
[Completed] تو و قلبت میتونین ازم متنفر باشین، اما از من و قلبم نخواه که تنهات بذاریم...
QUESTIONS tarafından panizw
panizw
  • WpView
    OKUNANLAR 16,259
  • WpVote
    Oylar 1,941
  • WpPart
    Bölümler 18
همه داستان هایی برای گفتن دارند , اگر سؤال های خوبی از آن ها بپرسید . ||
+6 tane daha
رازهای رازآلود راز tarafından atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    OKUNANLAR 11,457
  • WpVote
    Oylar 2,242
  • WpPart
    Bölümler 14
سفرهای کوچولو به همه جا با من می‌آی؟ . پ.ن: #راز_آواره Not a Fanfiction
Upstairs tarafından atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    OKUNANLAR 114,883
  • WpVote
    Oylar 15,132
  • WpPart
    Bölümler 50
«طبقه‌ی بالا» من تنهای تنها بودم! یادم نبود چند وقته... سال‌ها... خاطرات کم‌کم پاک شدن. حتی اسمم رو به سختی به یاد می‌آرم. شب و روزها می‌گذرن. یادم نیست به چه گناهی این جا حبس شدم. هیچی یادم نیست... تنهایی، تنهایی، تنهایی... ...و بعد، یه روز در صدایی کرد و من به جای صورت روانپزشک، چهره‌ی یه دختر جوان رو توی چارچوب در دیدم! ...که وحشت‌زده به من خیره شده!!! A Niall Horan Fanfiction
Half-Blood tarafından atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    OKUNANLAR 119,523
  • WpVote
    Oylar 29,628
  • WpPart
    Bölümler 162
«دورگه» پایبند اقوام و اماکن نشو. انسان باش. بدون مرز! A Louis Tomlinson Fanfiction highest ranking: #4 in fanfiction
Unjust Heaven tarafından atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    OKUNANLAR 16,944
  • WpVote
    Oylar 3,695
  • WpPart
    Bölümler 46
«بهشت بی‌عدالت» بهشت ثروتمند، از جهنم فقیر ساخته شده! 🔹ویکتور هوگو🔹 A Liam Payne Fanfiction