Reading List
200 قصة
𝘴𝘸𝘪𝘮𝘮𝘪𝘯𝘨 𝘤𝘰𝘢𝘤𝘩|Au|taekook بقلم Arkaxo
Arkaxo
  • WpView
    مقروء 40,872
  • WpVote
    صوت 5,516
  • WpPart
    فصول 25
جئون جونگکوک مربی شناست، چی میشه اگه روی پدر شاگردش کراش بزنه؟ 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦:𝘴𝘭𝘪𝘤𝘦 𝘰𝘧 𝘭𝘪𝘧𝘦, 𝘤𝘰𝘮𝘦𝘥𝘺, 𝘳𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘴𝘮𝘶𝘵 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦:𝘷𝘬𝘰𝘰𝘬/𝘬𝘰𝘰𝘬𝘷 ... -تهیونگ چیزه یعنی آقای کیم خیلی دیدنتون شدم از خوشحال خاک تو سرم منظورم این بود که خیلی خوشحال شدم از دیدنتون. تهیونگ درحالی که خودشو کنترل می‌کرد نخنده با جونگکوک دست داد و تعظیم کوتاهی کرد. -منم همینطور جونگکوک شی
Casino بقلم Nazanin_low
Nazanin_low
  • WpView
    مقروء 111,127
  • WpVote
    صوت 11,616
  • WpPart
    فصول 8
Completed کیم تهیونگ کسی نبود که چیزی رو ببینه، بخواد، و بدست نیاره.. و اون شب توی یکی از سرنوشت سازترین بازی‌هاش توی کازینوی شخصی خودش، چشمش به پسری افتاد که قسم می‌خورد تاحالا مثلش رو ندیده! و اون عروسک از خوش شانسیش، پسر رقیب اون شبش بود و بزرگ‌ترین اشتباه اون مرد شرط بستن روی پسرش بود.... *پسرتو می‌خوام... *چی؟! *جونگکوکِ تو.. حالا شد جونگکوکِ من! ......... couple:Taekook genre:smut. romance
Stranger بقلم Nazanin_low
Nazanin_low
  • WpView
    مقروء 9,372
  • WpVote
    صوت 1,413
  • WpPart
    فصول 4
Completed Couple:vkook Promise that you won't change... "بگو... با صدات... هر کاری که من باهات میکنمو تبدیل به یه داستان کن و برام تعریف کن... همین حالا که دارم برای اولین بار لمست می‌کنم برام تعریفش کن که چه حسی داره! " "توام... مثل بقیه‌ای... توام همون چیزارو می‌خوای... مگه نه؟ " "اره کوک می‌خوام! و بهتره دیگه بهم نگی جنتلمن و محترم چون از همون شب اول که دیدمت می‌خواستم! " . .
Son of Satan بقلم Nazanin_low
Nazanin_low
  • WpView
    مقروء 9,325
  • WpVote
    صوت 1,284
  • WpPart
    فصول 9
Completed "تو... چی هستی❓" با چشمهای بسته پرسید و بعد دوباره نگاهش رو به چشمهای تهیونگ داد. میتونست حس کنه.. از این مکالمه متنفره.. میتونست حس کنه توی عذابه❗️ "مطمئنی میخوای بشنوی❓" "میخوام بشنوم.. " " نیمی از من.. دقیقا مثل توعه! همون نیمی که عاشقته.. که داره باهات همین الان حرف میزنه.. ولی یه نیمه ی دیگه ازم... " جونگکوک ضربان قلبش رو با پیش رفتن جمله ی اون پسر توی حلقش حس میکرد. و به لبهاش خیره بود تا زودتر بشنوه.. ولی تهیونگ اون لبارو گاز گرفت و چشمهاش رو روی هم گذاشت. "نیمه ی دیگت چی❓❗️" "اهریمن... شیطان! پلید! همون چیزی که.. امشب دیدی❗️" Name : son of Satan Couple: vkook Ganre: Fantasy_Romance_Horror_smat
𝐁𝐚𝐫𝐞𝐝 𝐭𝐨 𝐘𝐨𝐮 {ⱽᵏ} بقلم Teahkook_writer
Teahkook_writer
  • WpView
    مقروء 47,170
  • WpVote
    صوت 7,297
  • WpPart
    فصول 21
جئون جونگ‌کوک، بعد از یه گذشته سخت و دردناک ، حالا برای شروع شغل جدیدش به منهتن نقل مکان کرده . جایی که قراره بزودی دستیار نامجون گریتی در بخش حسابداری باشه . یه زندگی ساده و بی دردسر، البته اگه اون آلفای مرموز و جذاب بهش اجازه میداد . ***************** Genre :: Omegaverse , smut , romance, 🩶 Couple :: Vkook , yoonmin, namjin 💀 ترجمه رمان " عریان برای تو " که سریع ترین رکورد فروش کتاب را در بریتانیا زد 🔥
Hyung Crash | AU بقلم Vk_12300
Vk_12300
  • WpView
    مقروء 239,647
  • WpVote
    صوت 30,502
  • WpPart
    فصول 47
روزی روزگاری یه پسر روی هیونگ عزیزش کراش میزنه... و این خیلی خوبه البته تا وقتی که هیونگش دوست دختر نداشته باشه!! اینجاست که همه چی به فنای سگ میره! ولی ایا همیشه قراره اینجوری بمونه؟ شاید اره شایدم نه کی میدونه.. توی اکیپ دوستانه شون کلی اتفاقات پاره کننده میوفته بخونش پشیمون نمیشی ژانر: کمدی، روزمره، عاشقانه، اسمات، یه کوچولو با احتیاط وارد شید شروع: 1404/1/3 پایان:1404/3/17 VK ✨ #1 au #1 jungkook #1 romance #1 taekook #1 bts
+20 أكثر
Scenario and oneshot بقلم zakiehj
zakiehj
  • WpView
    مقروء 18,227
  • WpVote
    صوت 1,303
  • WpPart
    فصول 11
Vkook💕kookv
Royal Omega بقلم zakiehj
zakiehj
  • WpView
    مقروء 76,451
  • WpVote
    صوت 9,369
  • WpPart
    فصول 16
Multi Shot Couple: Vkook Gener: historical, omegavers , romance, angst, smut "تهیونگ، امگایی سلطنتی که به جای نشستن روی تخت امپراتوری بعد از مرگ پدرش، مجبور به ازدواج با پسرعموی زورگوش می‌شه و لقب ملکه رو به دوش می‌کشه. با ورود جونگ‌کوک، ندیمه‌ی امگایی که بوی بدنش هوش از سر ملکه می‌بره، ممنوعه‌ترین عشق تاریخ شکل می‌گیره!"
Indemnity  بقلم zakiehj
zakiehj
  • WpView
    مقروء 3,959
  • WpVote
    صوت 541
  • WpPart
    فصول 17
روایتگر داستان افسرِ بالا مقام کره‌ی شمالی که برای جاسوسی به کره‌ی جنوبی میره و استاد پسر، معاون رئیس جمهور کره‌ی جنوبی میشه. و سرانجام این برخورد سرنوشت ساز شاید عجیب ترین رویداد تاریخ زندگی اون دو باشه. . . . . جونگ‌کوک بین پاهای تهیونگ نشسته بود و سرش رو روی سینه‌ی اون گذاشته بود و غرق در صدای امواج دریا و تپش‌های منظم قلبِ معشوقش بود و به گذشته فکر می‌کرد! _ به چی داری انقدر عمیق فکر میکنی زیبای برفی؟ صدای بم و مردانه‌ی تهیونگ اونو به حال برگردوند با لبخندی عمیق رو به تهیونگ گفت: _ به روزایی که نداشتمت، رُز مشکی دست نیافتی من! اون روزا تو میگفتی عشق وجود نداره، ولی من موندم تا بهت ثابت کنم حتی فاصله‌ی سنی ۲۲ سالمونم نمیتونه عاشق تو نبودن رو بهم تحمیل کنه! Couple:vkook Genre: romance, angest, criminal, smut روز‌آپ: جمعه‌ها نویسنده: Ana