[COMPLETED]
*لیام من میترسم...
تو عاشق کدومشونی؟
اون پسر پانک عوضی ای که روزا زندگیتو جهنم میکنه؟
یا...
اون پسر بچه افسرده ای که شبا به بغلت پناه میاره؟
+اگه بگم جفتشون,فکر میکنی دیوونم...نه؟
لیامی که کل زندگیش تو یه خواننده ی معروف و دوست داشتنی به اسم زین مالیک خلاصه شده و حالا قراره یه سفر چند ماهه رو باهاش تجربه کنه...
کاور:deborah_me@
[وضعیت:کامل شده!]
1 #ziam
1 #zaynmalik
❌چند ماه آپ نخواهد شد❌
+ دلم تنگ شده برا روزایی که سیبیلای بلندت توی تیلیت کلهپاچه میرفتن و برات ضعف میکردم.
× دلم تنگ شده برا روزایی که اونقدر خوشگل بودم و با دیدنم توی ستونا میخوردی.
+ دلم تنگ شده برا روزایی که نوار میبستی رو ترک دوچرخه و دم خونهم میشستی و نوشابه زرد میخوردی.
× دلم تنگ شده برا روزایی که قایمکی پشت درختای باغ همدیگه رو میبوسیدیم و پرندههات روی شونهتو کثیف میکردن.
+ دلم تنگ شده برا روزایی که صابون گلنارا رو به یادت تموم میکردم.
[Completed]
وقتی یه نویسندهی سریالهای آبکی تلویزیون روی خوانندهای که هر هفته توی بار مورد علاقش اجرا میکنه کراش داره و نمیتونه جلو بره و باهاش حرف بزنه چیکار میکنه؟ درست حدس زدید راجع بهش مینویسه!
ششمین نوشته
Cover by lovely @IWontBeTheOne
[Completed]
"پیکسی؛ پری چهره ای که در زیر نور ماه می رقصد "
.
.
+بهت گفته بودم دیگه دنبالم نگرد؛ دنیای تو برای من زهره
_و من به حرفت گوش نکردم زِد چون تو برای من خود مرهمی
❌تمام شده، پایان غمگین❌
لویی عصبانی بود
لویی خرابکار بود
لویی سیگار میکشید
لویی مسخره اش میکرد
لویی تکالیفش رو میدزدید
هری از لویی متنفر بود
هری... باید یک هفته تمام رو با لویی میگذروند...؟!
این نمیتونه چیزی بیشتر از یه فاجعه باشه!