𝐈 𝐝𝐨𝐧'𝐭 𝐤𝐧𝐨𝐰 𝐰𝐡𝐚𝐭 𝐭𝐨 𝐬𝐚𝐲 𝐩𝐭.𝟒
نام و نام خانوادگی📝: مغز فندقی (Hazelnut Brainy)🌰
گل سر سبد🌼: کوکمین🐣🐰
با حضور ویژه📸: ویهوپ🐯🦄 + وِندی (ردولوت)🐿
توضیحات تکمیلی📌: داستان از اونجایی که شروع میشه که کوک با جیمین شی -مغز بزرگ دانشگاه- هم اتاقی میشه!!!
چگونگی شکل گیری📽: همه چیز از وقتی شروع شد که نویسنده بعد از ۴ بار ریواچ کردن سریال شرلوک هلمز با بازی بندیکت کامبربچ تصمیم به شرلوک کردن جیمین شی کرد!
(توجــــه⭕ : عملا هر چی تو این داستان میخونین چرت و پرته...حوصله نداشتم نرفتم سرچ کنم همچین رشته ای وجود داره یا نه؛ نویسنده گشادهههههه! )
زارتان زورتان😈💦؟ هنوز تصمیم نگرفتم🤠
❤ (◍•ᴗ•◍)با تشکر از همراهی شما(ʘᴗʘ✿)🧡
فصل اول ---> کامل شده
فصل دوم ---> درحال عاپ
داستان راجب یه بیبی بوی کیوت و هورنیه که به طور خیلی اتفاقی، با یه زوج هورنیتر از خودش آشنا میشه.
رابطهی تریسام؟ آره!
تهکوک ازش اینو میخواستن و جیمینِ ۱۷ ساله، از خداشم بود که به جای داشتنِ یه ددیِ رویایی، دوتا ددی رویایی داشته باشه.
اما خب...
همه چی به اون سادگیا که فکر میکنید نیست...
💜💙💚💛🧡❤💜💙💚💛🧡❤💜💙💚💛🧡❤
این بوک به خاطر عکسها و صحنههای +18 تا به حال ۴ بار ریپورت شده🤣🤦♀️
عزیزان بوک اسماته! نخونید ک بزنید از اون طرفم ریپ کنید😑
Completed♥️🗝
بخشی از فیک:
"بس کن بس کن چرا فکر میکنی سختی که تو تحمل کردی و من تحمل نکردم چرا همچین فکر مسخره ای میکنی؟ به همون اندازه ای که تو سختی کشیدی منم کشیدم ، من و ببین ! تو باعث شدی من اینجوری بشم..اینی که میبینی جلوته هیولایی که خودت از من درست کردی .....
•••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
"بازی با کلمات چیزی رو تغیییر نمیده ، قلب شکستم رو فقط با اثبات کردن دوست داشتنت میتونی ترمیم کنی"
_______________________
"بیا خوده حرومزادش اومد ....
"ب.کشم"
جیمین به سختی گفت لبخند لرزونی زد با نفرت به چشمای اون مرد نگاه کرد
هر لحظه کمبود اکسیژن بیشتر به بدنش فشار میاورد احساس خفگی بهش دست میداد
پارک با دیدن پررویی جیمین بیشتر حرصش گرفت حلقه دستاش رو دور گردن پسرک تنگ تر کرد و محکمتر اون رو به سمت زمین فشرد
داستان درباره پسری 20ساله به اسم پارک جیمینه که پدرش را در یک تصادف از دست می ده و مادرش هم زمین گیر میشه.
در این شرایطِ سخت، مین یونگی رئیس جیمین به او کمک زیادی می کنه.
اما جیمین به شدت از مین یونگی نفرت داره و هر وقت با یونگی رو به رو می شه یه دعوا پیش میاد.
ژانر :رمنس ، اسمات ، درام ،هپی اند ، امپرگ ،و.......ِ...
کاپل :یونمین
(کامل شده )
#yoonmin
کوک داخل یک خانواده فقیر به دنیا اومده و مادر پدرش رو
داخل تصادف از دست میده .
چی میشه با دوستش جیهوپ بره به کلاب و بعدش..
ژانر : هپی اند - اسمات - امپرگ - کمی کمدی - فلاف
کاپل اصلی : ویکوک
فرعی : نامجین و یونمین
اتمام یافته
فیکشن و فیکچت [کامل شده]
خلاصه: جونگکوک آیدول موفق کره جنوبیه که یه شب با کیم تهیونگ -یه دانشجوی ادبیات تو آمریکا- میخوابه. چند ماه بعد یه پیام دریافت میکنه که بچهش رو بارداره...
ولی جونگکوک بچهش رو میخاد⁉️
کاپل اصلی: کوکوی
کاپلهای فرعی: یونمین - نامجین
ژانر: امگاورس/ امپرگ/ انگست
نویسنده اصلی: Amy
کاپل اصلی:یونمین، کوکوی
فرعی: نامجین
ژانر:امگاورس، اسمات، هپی اند، مدرسه ای
°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
+(فک کنم متوجه شدی جفتیم... ؟)
-بل....له الفا
+پس هرزه بازیاتو تموم کن فهمیدیییی
-ولی..ولی ما فقط دوستیم
+تو هرزه منی فهمیدی فقط ماله مننن
-من... من هرزه نیستم
با سیلیه دیگ ای ک تو گوشش میخوره تعادلشو از دست میده و میفته زمین.....
YOONMIN
°°°°°°°°°°°°
-چرا اصرار داشتی که به همه بفهمونی هرزه نیستی امگا؟
کوک زیاده روی کرده بود عصبی بود و نمیتونست فروموناشون کنترل کنه
تهیونگ زانوهاش سست شدنو با زانو رو زمین افتاد
+ا... الفا.. بس.. بسه
کوک نمیتونست خودشو کنترل کنه پس داد زد
-بگو امگاااا
تهیونگ حالش بد بود خیلیم بد بود
اشکاش گونه هاشو خیس میکردن.... داشت از حال میرفت
+چون هستممممم
KOOKV