up💚💙
68 stories
Firefly[l.s] by zayni85
zayni85
  • WpView
    Reads 150
  • WpVote
    Votes 34
  • WpPart
    Parts 4
راه عشق ما مثل یه ادم کور و کرم شبتابه من اون ادم کورم که عصاشو داده کرم شبتاب میخواد کرم شبتاب راهشو نشونش بده و باهم برن فارق از اینکه کرم شبتاب عصای ادم کورو برده و اونو جا گذاشته.... 💙Love is love 🏳️‍🌈
ALL MY LOVE FOR YOU[l.s].[z.m] by zayni85
zayni85
  • WpView
    Reads 375
  • WpVote
    Votes 66
  • WpPart
    Parts 6
خاطرات،زندگی کوچک ما هستند غوطه‌ور میان تمام مشغله های روزمره... خاطرات مثل چاقویی تیز هستند که زمان اونها رو به دست گرفته و گاهی میان خوشه ها اون رو میان قلب ادم ها فرو میکنه.... وقتی فکر میکنی همه چیز بهتر شده... وقتی که فکر میکنی همه چیز تمام شده... وقتی که با تمام وجود سعی میکنی اونها رو دفع کنی... دفن کنی زیر حجم تمام نشدنی بغض هات... یا حتی زل بزنی... زل بزنی و اشک بریزی و با اونها حرف بزنی... حرف بزنی و اونها رو کنار هم بچینی... دور صندوقچه فلزی از جنس غم ها... و برای ابد در گوشه ای رهاشون کنی... و چشم باز و کنی و سعی کنی ب یاد نیاری... شاید هم بشه... شاید هم موفق بشی... شاید هم فراموش کنی... اما با تلنگری کوچک... با یه تصویر کوچیک... با شنیدن یک صدا... حتی با حس یک رایحه... پرت میشی وسط جاده ای پر پیچ و خم... پرت میشی میان خاطرات... و بالاخره میفهمی که میتونی چشم هات رو به روی حقایق ببندی، اما روی خاطرات نه... مثل خاطراتی که ما باهم داشتیم...! 💙Love is love🏳️‍🌈
𝓔𝓿𝓮𝓻 𝓵𝓪𝓼𝓽𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 [𝓏.𝑀]. [𝓁.𝓈] by zayni85
zayni85
  • WpView
    Reads 1,572
  • WpVote
    Votes 306
  • WpPart
    Parts 14
راه رسیدن به عشق خیلی کوتاهه مخصوصا عشقی که از نفرت شروع میشه راهش جوری پیش میره که اصلا انتظارش رو نداری اما اخرش عشق شیرینی میشه درست مثل عشق من و تو عشق ما...! 💙Love is love🏳️‍🌈
little one _L.s (Persian Translation) by 00Libraaaaa
00Libraaaaa
  • WpView
    Reads 7,481
  • WpVote
    Votes 1,197
  • WpPart
    Parts 15
Little one_L.S (Persian Translation) لویی یه عوضی اما نه برای هری چون اون بیبی شه . جایی که لویی به بدی شهرت داره اما هیچ چیز مانع محافظت از بیبی کوچولوش نمیشه و از هر اتفاق بدی که قراره توی دبیرستان یا زندگی برای اون بیوفته جلوگیری میکنه 《Libra 》
Another Love [L.S] by nlarryn
nlarryn
  • WpView
    Reads 4,338
  • WpVote
    Votes 1,146
  • WpPart
    Parts 22
ما غریبه هایی بودیم که به دوست ها و بعد بهترین دوست ها تبدیل شدیم، حالا یا میتونیم این عشق رو بپذیریم، یا دوباره به غریبه هایی تبدیل بشیم، ولی با هزاران خاطره... تو برای این عشق چقدر میتونی شجاع باشی؟! Cause love, is only for the brave :) .................. -تو مال منی. و من روی دارایی هام خیلی حساسم. +من خیلی وقته که تعلقی به تو ندارم. -اگه به من تعلقی نداری، به هیچ کس دیگه هم تعلقی نداری. .................... من عاشقت شدم.... با هر لبخندت، با هر نگاهت، با هر بار پلک زدنت، با هر بار نفس کشیدنت... تو مثل خون قلبم رو پر کردی و بعد به تک تک سلول هام رفتی و اونجا نفوذ کردی.... ولی تو... چطور تونستی؟!
Smultronstället "Larry" by fookinglost
fookinglost
  • WpView
    Reads 2,744
  • WpVote
    Votes 552
  • WpPart
    Parts 11
جنگل، خیلی بزرگتر از اون دوتا پسر و علاقه آبی رنگشون بهم بود‌. اما وقتی جوونی و کسی رو دوست داری همه چیز حول محور شما دو نفر میچرخه. آپ: متوقف شده.
I wanna be your slave [L.S][Z.M] by mahla_larry
mahla_larry
  • WpView
    Reads 11,193
  • WpVote
    Votes 1,563
  • WpPart
    Parts 18
چشم های جنگلی... :هر لحظه ازم دور میشدی ولی فهمیدن اینکه نمیخوای جایی بری اونقدرا هم سخت نبود بیب. میتونم همه چیزی که تمام مدت با چشمات ازم میخواستیو بهت بدم کیتن فقط بخوا و به زبون بیارش : fuck me daddy
Our Song| L.S by LouehHarreh28
LouehHarreh28
  • WpView
    Reads 4,603
  • WpVote
    Votes 1,275
  • WpPart
    Parts 34
هری با خانوادهش تازه از لندن به دانکستر اومدند و باید دو سال اخر دبیرستانش رو کنار دانش اموزای جدیدی بگذروانه که هیچی ازشون نمیدونه. تنها دوستی که توی شهر داره پری ادواردزه که از طریق اینترنت باهم اشنا شدن. لویی تمام سعیش رو میکنه که امسال هم کاپیتان تیم فوتبال مدرسه بمونه و اون رو توی کارنامه تحصیلیش برای وارد شدن به بهترین دانشگاه نگه داره. درعین حال حواسش به دوستاش هم هست و سعی میکنه ازشون مراقبت کنه. لری زیام نایل+ان‌ماری و فرندشیپ های خوشگل
‹‹ 𝗙𝘰𝘳𝘤𝘦𝐝  𝗛𝘶𝘨𝐬 ›› by tommo2844
tommo2844
  • WpView
    Reads 18,386
  • WpVote
    Votes 3,820
  • WpPart
    Parts 39
میزدی و درد میکشیدم؛ شدم عاشق و نبودی مجنون! مجنون منی که مسکن بودم و تو ویروسی همچون طاعون و وبا ... به جایی رسیدم که نگران دست توهم، نه صورتِ خودم که مقصد انگشت‌هات بود ... گناهِ باهم بودن که هیچ گناهِ عذاب کشیدن من هم برای تو! شومی یک ‌اجبار!🍃 و در آخر قلب بازنده ای که مقابلت به زانو در آمد ... پناه بردم به اغوشت گرچه اجبار بود!༆ ྅𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫𝐬:𝗮𝘁𝗶 𝗮𝗻𝗱 𝗻𝗮𝗳𝗮𝘀🧘🏽‍♀🎻
Confessions Of A Gay Disney Prince [L.S] *Persian Translation* by Esslarrie
Esslarrie
  • WpView
    Reads 14,206
  • WpVote
    Votes 3,848
  • WpPart
    Parts 56
" جای شما اینجا نیست، عزیزم، چون هیچ همجنسگرایی تاحالا وجود نداشته و نخواهد داشت. تو فقط عقلتو از دست دادی. اما من نجاتت نمیدم؛ خودت رو نجات بده! " ____________________________________ سلام، این اولین تجربه ی من از نوشتن فن فیکشن تو واتپده و امیدوارم خوشتون بیاد. این داستان در اصل ترجمه هست و نویسنده ی واقعی Jayme Dray هست. ____________________________________ بخش اول《 پرنسس داخل برج 》: چَپتر ۱ تا ۲۲ بخش دوم《 پرنسسی که توانایی پرواز داشت 》 : چپتر ۲۳ تا ۴۹ بخش سوم《 شاه به لاما🦙 تبدیل شد 》: چپتر ۵۰ تا ۶۹ بخش چهارم《 ملکه ی قلب ها ثابت شد 》: چپتر ۷۰ تا ۹۰ بخش پنجم《 شرور با یک دوک 》: چپتر ۹۱ تا ۱۰۰ بخش ششم《 نبرد برای پا ها 》: چپتر ۱۰۱ تا ۱۱۵ بخش هفتم《 اژدها، خر را دوست دارد 》: چپتر ۱۱۶ تا ۱۳۰ ____________________________________ هشدار ❗❗ این داستان شامل صحنه های جنسی، خشونت گرافیکی و سناریو هایی است که میتواند یادآور حمله جنسی باشد. اگر نمیخواین این صحنه هارو بخونین به علامت ⚠️ دقت کنید.