UNFINISHED + DISCONTINUED
"you're all mine; the hair, the lips, the body, it's all mine."
highest previous rankings:
- #1 in jimin
- #1 in pjm
- #1 in btsfanfic
cover by: @TheChristianChimChim on Wattpad
|تکمیل شده|
دو وکیل در قرن ۱۹ میلادی به هم دیگه علاقه مند میشن اما مشکلات زیادی سر راهشون قرار میگیره. هردوی اونها متاهلن و جامعه ی اون زمان، درکی از عشق بین دو همجنس نداره...
🍭ژانر:مامیکینک-امگاورس-اسمات-رمنس-روزمره-
❣کاپل اصلی:جنلیسا
❣کاپل فرعی: هونهان
~~~~~~~~~~~~~~~~~
همه چیز قرار بود عادی پیش بره! بورسیه لعنتی رو گرفته بود. میتونست روی پای خودش وایسته و لازم نباشه که نگران آینده بشه.
ولی همه چیز قابل پیشبینی نیست و یکی از اونها پیشبینی آدمهاییه که لیسا قراره ملاقات کنه!
کمدی ترین فیکشن واتپد
فیکشــن: جــینجــر ginger
کاپــل: ویـکـوکــ VKOOK
ژانـر: ددی کینــک ، فلــاف ، اسمــات ، رمنــس❤️ ، کمــدی
نویسنـده: مهتــا
روز آپ: هر دوشنبه به صورت منظــم!
═════════════════════════
خــلاصــه:
جئــون جونگکـوک صاحــب غــذاخــوری کوچیــکیه که کســب و کارش بعد از باز شــدن رستــوران بزرگـی درســت مقــابل غذاخوریش کســاد شده!
صاحــب رستــوران رقیــب، جــوانی به اســم کیم تهیــونگ که با گرایشــات جنســی متفــاوت از جونگـ کـوک درخواســت میکنه تا در ازای اینکه بیبیــش بشه و زیــرش بخــوابه، کســب و کار خانوادگیــش رو نجــات بــده!
آیا جونگکـوک تخــس و لجبــاز، آوارگــی رو به خوابیــدن زیر ددی تــه ترجیــح میده و مثل همیشــه با داد و فریــاد حقــش رو میگیره یا مثل یه پاپی کیــوت به آغــوش تهـیـونگ پنــاه میبــره؟!
═════════════════════════
ژانر : عاشقانه ، کمدی ، هیجانانگیز ، کمی جنایی
پسر کت و شلوار به تن قدمی به جلو برداشت و تعظیم طولانی کرد .
با جدیت تمام خودش رو معرفی کرد
"جئون جانگکوک"
جیمین چشم هاشو باریک کرد و از جاش بلند شد . تمام قد رو به روی پسر بلند قد ایستاد
"جئون جانگکوک؟"
"بله قربان"
جیمین زمزمه کرد"قربان؟"
برای اینکه مجبور نشه دوباره این کلمه رو بشنوه سریع گفت.
"به من نگو قربان ، این چیزیه که بقیه باهاش پدرم رو صدا میزنن"
مرد سری تکون داد
"بله قربان" ....
کاپل اصلی =کوکمین
کاپل فرعی=تهگی
ترجمه فیک The president's son
امیدوارم لذت ببرید:)
[کامل شده♡]
↳Alexithymia ↰
اتمام
↢ " ناتوانی در درک و بیان احساسات "
↢ " نمیبخشمت
↢ به خاطره تمام خنده هایی که از لبهام گرفت
↢ ولی میبخشمت
↢ به خاطره عشقی که در قلبم حک کردی "
↢ تهیونگ پسری که از بیماری آلکسی تایمیا رنج می بره و چی می شه اگه یک روز با یک رمان به نام " عشق " مواجه بشه ؟؟
عشق براش چه معنی می تونه داشته باشه ؟
《completed》
شماره ناشناس :
هی
جانگکوک
عشقت داره بهت خیانت میکنه
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
کیم تهیونگ :
سلام جانگکوک
من تهیونگم
کسی که عاشق دوست پسر برادرش شده
و احمقی که برای محافظت از عشقش نهایت تلاشش رو میکنه
Original story by : @lostinkth
Translating by : @meli19952000