امگاورس(لری/زیام)
12 stories
توضیحات by Tarastyle
Tarastyle
  • WpView
    Reads 625
  • WpVote
    Votes 60
  • WpPart
    Parts 4
سلام اسم من طراوته و از 21 شهریور 1393 روز جمعه ساعت 9 شب دایرکشنرم از بچگی داستان مینویسم و از پاییز فن فیک و همه ی داستان هام همراه با کاوره فیلم و عکسه. داستانی که واستون میذارم اسمش (هم خون) هستش که شخصیت های برجستش هری و لویی هستن. خون آشام و گرگینه ایه اما ترسناک نیست همه ی پسرا توش حضور دارن. چند تا نکته رو من باید بگم. 1 اینکه میدونم گرگینه ها توی شب گرگ میشن و خصلت گرگی پیدا میکنن اما در داستان اصلا به این موضوع اشاره نشده. 2 در داستان هری هم مثله خون آشام ها شب ها بيداره و صبح ها میخوابه.میدونم در حقیقت اینجوری نیست اما واسه داستان لازم بود. امیدوارم خوشتون بیاد. لایک و کامنت فراموش نشه چون خودم نوشتم و ترجمه ای نیست دوست دارم ایراد ها و خوبی هاش رو بدونم آیدی تلگرامم هست برای نظراتتون @Taravat_Stylinson
TRIPLE S (StylesTriplets+Louis ) by Zara23M
Zara23M
  • WpView
    Reads 157,579
  • WpVote
    Votes 17,805
  • WpPart
    Parts 35
Omega Louis Alpha Edward, Harry & Marcel styles Best rank: #1 in هری #1 in استایلز
The Alpha's Omega (Persian Translation) by Larry_iran
Larry_iran
  • WpView
    Reads 101,095
  • WpVote
    Votes 16,287
  • WpPart
    Parts 33
کتاب اول - عاشق هیولایی مثل اون بودن باعث میشه تا به سلامت عقل خودت شک کنی. [Persian Translation] Original story by @shtyles
Valley of the Wolves by loulouTomlinson91
loulouTomlinson91
  • WpView
    Reads 23,135
  • WpVote
    Votes 6,863
  • WpPart
    Parts 33
❌complete❌ لویی پسر دوم پادشاه سارای است و مورد حسادت و خشم برادر بزرگترش چه اتفاقی می افتد اگر قدرت حمایت پدرش را از دست بدهد و بی پناه به دره ای پر از گرگ روانه شود ژانر : تخیلی _ رومنس #Larrystylinson #L&H💙💚 ITS A BUTTOM LOUIS FF
Broken Demon #1 by larryshadinn
larryshadinn
  • WpView
    Reads 355,328
  • WpVote
    Votes 43,357
  • WpPart
    Parts 157
لوییس تاملینسون.نمره الف رشته ی باستان شناسی ،پسرکوچولو و ریزه ای که تو سری خور بودنش بین المللی شده! پروژه ی بزرگی که قرار بود کل دپارتمان تاریخ باستان شناسی رو تکون بده و لویی تمام انرژیشو روش گذاشته بود ولی با یه کل کل ساده با استاد کلاس تمام زحمتش رو به باد میده و مجبور میشه تو یه پروژه ی جدید باورشو ثابت کنه... "موجودات ماورالطبیعه وجود خارجی ندارن!" یعنی...بیخیال!گرگینه؟خون آشام؟پری دندون؟هنوزم کسی به اینجور چرندیات باور داشت؟ ************************ هری استایلز.قد بلند ،قوی و مقتدر و تو یه کلمه "کامل!" گرگینه ای که همه ازش حساب میبردن و حتی جرات نداشتن مستقیم به چشمهاش نگاه کنن و مشکل اصلی کجا بود؟ اون یه بتای لعنتی بود و برای پیروزی تو جنگی که زیاد باهاش فاصله نداشتن نیاز به یه آلفا داشت،یه آلفای قوی و برای پیدا کردن اون آلفا مجبور بود به حرف یه پیشگوی کثیف اعتماد کنه و بعد چند سال فقط دوتا گزینه براش باقی مونده بود! زین مالیک،از لحاظ بدنی قوی،مقتدر،با یه هاله ی بزرگ و قوی که تمام اطرافیانش رو مجبور میکرد تا ازش حساب ببرن و تو یه جمله "اون میتونه یه آلفای خفن باشه!" و دومین گزینه...لوییس تاملینسون؟ فکر نکنم!
Accidentally Mated (L.S)  by fatestylinson
fatestylinson
  • WpView
    Reads 44,828
  • WpVote
    Votes 7,065
  • WpPart
    Parts 29
لویی تازه به سن 24 سالگی رسیده و خیلی یهویی به امگا تبدیل شده. ظاهرش کاملا تغییر کرده، حتی اخلاقش هم کمی تفاوت پیدا کرده. هری یه آلفاعه و دیدن لویی به عنوان یه امگا از همون اول گیجش میکنه. اون بوی فوق‌العاده‌ای میده، خیلی خوشگله، اما هری استریته. همچنین لویی هم استریته، خب... حداقل این چیزیه که اون فکر میکنه. اوضاع خیلی عجیب و غریب میشه وقتی که هری بطور ناگهانی لویی رو میت میکنه و همه چی عوض میشه. اوضاع بهتر میشه، یا بدتر؟ *تمامی چپتر ها از دید هری هستن Persian Translation The original story belongs to @pretzelsncake *-*
Broken Demon #2 by larryshadinn
larryshadinn
  • WpView
    Reads 191,211
  • WpVote
    Votes 27,585
  • WpPart
    Parts 192
تو احمق ترین آلفایی هستی که به عمرم دیدم ...تو نمیتونی یه هیولا رو با شکنجه و شکستن استخون هاش و له کردن وجودش از بین ببری!یه هیولا با شکستن از بین نمیره...تو با هر بار شکستن یه هیولا اونو از بین نمیبری...تو فقط اونو قوی تر از اون چیزی که بود میکنی ... . . . بدون اینکه نگاهمو از ماه کامل و نورانی بگیرم یه نفس عمیق کشیدم و از روی سقف به حیاط بزرگ و روشن زیر نور ماه خیره شدم... جنگ تموم شده بود.جفتم و تموم اعضای خانوادم با آرامش خواب بودن و من تمام عضلاتم سنگ شده بود!از وقتی تونستم بفهمم جریان چیه خودمو آماده نگه داشتم...میدونستم هرگز...هرگز نباید شدت گاردمو کم کنم.جنگ تموم شده بود ولی بزرگترین خطری .که میتونست خانوادمو تهدید کنه هنوز اون بیرون بود...یه هیولای شکسته....خودم
My Lovely Mate  by Art_Miss
Art_Miss
  • WpView
    Reads 18,614
  • WpVote
    Votes 3,655
  • WpPart
    Parts 33
همه چیز از اونجا شروع شد که خانواده تاملینسون تصمیم گرفتن برای بهتر شدن حال تنها پسرشون - که یه امگاس- پک خودشون رو برای دیدن پک استایلزها و عوض کردن حال و هوا ترک کنن تا شاید لویی -امگای دوست داشتنی و شیرین خانواده- بتونه میتش رو پیدا کنه و اگه نه برای همیشه اونجا بمونه -به دلیل قانون مزخرف پک خودشون - اما هیچ کس نمیدونست که لویی شروع به حس کردن چیزای عجیب راجب کسی میکنه همه باور دارن اون فرد از درون مرده -در رابطه با عشق-. از اون طرف هری استایلز آلفای آینده پک زیاد از اومدن خانواده خالش به پکشون راضی نیست بیشتر هم به خاطر این موضوع که همه یه حساسیت بیش از حد به پسر امگای اونا نشون میدن و از اون هم میخوان که حواسش چهار چشمی که هیچ ،هزار چشمی به اون باشه ولی هیچکس این وسط فکر نمیکنه که اونم یه زندگی ای برای خودش داره و یه پک برای اداره کردن. البته که این غر زدن ها و نارضایتی های آلفای بداخلاق فقط با دیدن اون امگای کوچولو از بین میره و شروع می کنه به حس کردن چیز هایی جدید ، عجیب ولی درعین حال دوست داشتنی .
Wolve [L.S] by gayswillwin
gayswillwin
  • WpView
    Reads 121,746
  • WpVote
    Votes 14,378
  • WpPart
    Parts 56
من آسیب دیده ام این زخم از بین نمیره و بزرگتر و دردناکتر از قبل میشه زنجیر اختیارم دست خودم نیست حمله کردن و اسیب زدن به اطرافیانم قسمتی از وجودم شده من انسانی ام از جنس تاریکی گرگها به کسي رحم نميکنن ميکنن؟ حتی وقتی مقابل چیزی قرار بگیرن ازش کم نمیارن اما چرا من تو اقیانوس چشماش سقوط کردم ؟ * این داستان توسط یاسی استایلینسون نوشته شده و امیدوارم لذت ببرید * *complete*
The Omega's Alpha (Persian Translation) by Larry_iran
Larry_iran
  • WpView
    Reads 6,732
  • WpVote
    Votes 1,178
  • WpPart
    Parts 4
کتاب دوم - رازهای تاریک در سایه ها کمین کرده‌ند. [Persian Translation] Original story by: @shtyles