گى بودن گناهه.
تتو كردن گناهه.
سكس داشتن قبل از ازدواج گناهه.
بودن با لويى گناهه، هرى اينو ميدونه.
اون ميدونه بودن با اون مرد مخالف هر چيزيه كه اون باور داره.
اما حتى اگر اون مذهبيه ولی هنوزم كنجكاوه.
***
*this book is translate by page and its not allowed to copy*
[ C o m p l e t e ]
چه اتفاقی ميوفته،وقتي لويی تاملينسون مغرور ت وي نوجووني زخم عميقی روی قلب يه پسر بچه ی عاشق ايجاد ميكنه و ده سال بعد با همـون پسر روبرو ميشه؟
⚠️ Mpreg ⚠️
📌تمامی نوشته ها تراوشات خیالی ذهن نویسنده میباشد
و هیچگونه شباهتی با اشخاص در واقعیت ندارد❗️
یادمه حرفای قشنگی بهم میزدی گفتی دوست داشتن مثله نشستن روی ساحل دریا میمونه امن و قشنگه ولی عاشق شدن یعنی بتونی ریسک کنی و حتی خطر غرق شدن رو به جون بخری و امتحانش کنی.من به خاطر تو شنا کردن رو امتحان کردم ولی تو بهم راجب توتیاهای زیر اب چی زی نگفته بودی حالا پاهام زخمی شدن و دیگه نمیتونم ادامه بدم...
"اما هممون میدونیم که من میتونم هرکسیو عاشق خودم کنم"
"هاه، هرکسی؟"
لویی سرشو تکون داد.
"بیاین اینو با یک شرط بندی جالب ترش کنیم، من شرط میبندم که میتونم کسیو پیدا کنم که عاشق تو نشه"
"میدونی کی؟" استنلی به اطراف نگاه کرد تا اینکه چشمش به ی نفر خورد.
" اره "
"کی؟"
" هری استایلز "
--------------------------
هری اروم و ساکته، هیچوقت دردسری درست نمیکنه. اون دیگه نمیخواد مشکلی برای خانوادهی از قبل خراب شدهش درست کنه. هری حتی دوستی هم نداره چون نمیخواد کسی بدونه چه زندگی بدی داره!
لویی بچه پولداری که تو ناز و نعمت بزرگ شده با یه آلت تناسلی بزرگ! اون به معنای واقعی اون چیزو (دیکشو) توی هر کسی فرو میکنه تا چیزی حس کنه... هرچیزی! اون از دوست داشته شدن لذت میبره اما به نظر میرسه که تاحالا کسیو دوست نداشته.
بنابراین وقتی شرط بندی میشه لویی باید هری رو عاشق خودش کنه. و هری باعث میشه لویی بدون داشتن سکس های بی معنی چیز جدیدیرو حس کنه.
این فقط یک شرطبندی ساده بود...
[Complete]
هری انتظار نداشت که دبیرستان آسون باشه. خواهرش براش یهعالمه داستان تعریف کرده بود و هری میدونست که قراره توی یه جهنمِ چهارساله باشه.
ولی جدا از همهچیز، اون دقیقا انتظار نداشت که فرشتهها هم توی جهنم بیان.
Supernatural!AU
°Persian Translation°
🐈⬛ COMPLETED
هری یه پسر شیرینه و شهر جدیدی که بهش نقل مکان میکنه باعث میشه گربهی عزیزش حامله بشه، چند تا کینک مخفی داره، از همسایه بی ادبش منتفره و روحیهی کله شقش اونو به سمت کلی دراما میکشونه.
🐈⬛ SMUT, LOUIS TOP
🐈⬛ PERSIAN TRANSLATION
«من هیچوقت نخواستم عاشق بشم، مخصوصن عاشق بهترین دوست برادرم»
_
هری از وقتی یادشه رو لویی تاملینسون کراش داشته
لویی بهترین دوست برادرش،لیامه.اون میدونه هری روش کراش داره و این باعث شده که از اون پسر متنفر بشه.
لویی حس میکرد دنیا داره تموم میشه وقتی فهمید هری قراره با اون و دوستاش به تور بیاد.
ولی تو اون مدت زیاد...
اونا عشق رو پیدا میکنن؟
و چه اتفاقی میوفته اگه دوست هری هم از این داستان خوشش بیاد و واردش بشه؟
احتمالا قلب یک نفر میشکنه ولی کی؟
Completed
۱۹ژوئن سال ۱۹۲۴ در دهکده کوچکی در نزدیکی شهر لندن خانواده تاملینسون به طرز وحشیانه ای به قتل رسیدند طبق گفته یک شاهد آن شب دو مرد خانه تاملینسون را ترک کردند اما هرگز پیدا نشدند.
بعد از قتل چند نفری ادعا کردند که پسر کوچک خوانواده را دیده اند خانه تا ۹۰ سال خالی بود تا اینکه زوج استایلز به همراه دو فرزند خود یعنی هری و جما به خانه نقل مکان کردند .
(هپی اند )
(ژانر : تخمی تخیلی، اندکی وحشت ، عاشقانه های لو و هزا )
《Libra》