ShahrzadFoghani's Reading List
15 stories
Money heist de stylinmaynefan
stylinmaynefan
  • WpView
    Leituras 70
  • WpVote
    Votos 12
  • WpPart
    Capítulos 2
سرقت....! کلمه ای بی معنی که گاهی اوقات زندگیه یه ادم رو از این رو به اون رو میکنه؛ کلمه ی چهار حرفی ای که خطورش به ذهن هرکسی ممکنه اما عملی کردنش نه! کلمه ای که خیلی ها ازش متنفرند اما خیلی هاهم کار هر روز یا بهتره بگم هر ثانیه شونه؛ کلمه ای که به زبون اوردنش ساده بنظر میرسه ٬ اما فقط به نظر میرسه...!
Not Again? (L.S) de fatestylinson
fatestylinson
  • WpView
    Leituras 45,209
  • WpVote
    Votos 8,251
  • WpPart
    Capítulos 31
هری به سمت لویی میره و دستهاش رو روی پهلوهای لویی میذاره. آرزو داشت میتونست لویی رو با نوک انگشتهاش بسوزونه همونجور که لویی با وجودش اونو میسوزوند. "دوباره نه،" هری وقتی تیشرت لویی رو بالا میده، تکرار میکنه. دستهای لویی بالا میاد وقتی که هری تیشرت رو از سرش رد میکنه، و بی‌توجه به سمت تخت لویی میندازتش. "من دوباره با تو نمیخوابم،" هری زمزمه میکنه. "حتما،" لویی میگه، لبهاش به گردن هری میچسبه که باعث میشه سرش رو کج کنه. "اگر تاثیری داره همینجور حرفت رو تکرار کن." هری ناخن‌هاش رو روی کمر لویی میکشه. "دوباره نه،" ناله میکنه. "این- این بار آخره." .یا. وقتی هری استایلز و لویی تاملینسون هم‌اتاقی هستند. اونا از همدیگه متنفرن. حداقل این چیزیه که خودشون فکر میکنن. Persian Translation The original story belongs to @aditistylinson
Sin (persian translation) de larry_fanfic_iran
larry_fanfic_iran
  • WpView
    Leituras 367,927
  • WpVote
    Votos 51,836
  • WpPart
    Capítulos 58
گى بودن گناهه. تتو كردن گناهه. سكس داشتن قبل از ازدواج گناهه. بودن با لويى گناهه، هرى اينو ميدونه. اون ميدونه بودن با اون مرد مخالف هر چيزيه كه اون باور داره. اما حتى اگر اون مذهبيه ولی هنوزم كنجكاوه. *** *this book is translate by page and its not allowed to copy*
Bodyguard de fable_army
fable_army
  • WpView
    Leituras 92,941
  • WpVote
    Votos 14,778
  • WpPart
    Capítulos 48
[COMPLETED] 💣"بادیگارد" یعنی محافظ شخصی، کسی که وظیفه داره از جونت محافظت کنه. 💥حالا چی می‌شه اگه وظیفه‌شناسی جاش رو به احساسات بده؟ 🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺 ≈بادیگارد≈ 〽شیپ: لری/ لویی تاپ 〽وضعیت آپ: تکمیل شده 〽ژانر:عاشقانه،درام،هیجان انگیز، تریلر، مولتی فندوم 〽نویسنده:melorin_stylinson 🆔Instagram: jentle_.girl دیگر آثار: فن‌فیکشن‌های چشم‌هایش (لری) امشب اشکی می‌ریزد (لری) ارباب جوان (لری) دشمن ملت(لری) دروغگوی خوب (هیدلسورث)
The Trip [L.S] de flavian28
flavian28
  • WpView
    Leituras 16,929
  • WpVote
    Votos 4,349
  • WpPart
    Capítulos 29
هری به عنوان آخرین مقصدِ سفرش، قصد داشت به آریزونا بره. اما پسری که با ماشینِ داغونش کنار جاده براش نگه داشت، زندگیشو عوض کرد...و البته همه ی شلوارهاشو هم به فنا داد! :) ⚠️پیشنهاد میکنم همه ی چپترهارو یکجا نخونید. 1 in #louisandharry 2 in #1directionfanfic 3 in #larry
Truth or courage de ZAXstyles
ZAXstyles
  • WpView
    Leituras 28,703
  • WpVote
    Votos 3,287
  • WpPart
    Capítulos 31
_گفت : جرأت یا حقیقت؟ +گفتم : مگه فرقی هم داره؟ _گفت : نه +گفتم : حقیقت؟ _گفت : دوسم داری؟ +گفتم : میشه جرأت رو انتخاب کنم؟ _گفت: باشه، جرأت! توو چشام زل بزن... "Cover by :IWontBeThe One
Camper nowhere(L.S) de hlilaaaaa
hlilaaaaa
  • WpView
    Leituras 23,459
  • WpVote
    Votos 2,960
  • WpPart
    Capítulos 20
اردوی تابستانی! لویی باخودش فکرمیکرد از خونه‌ای که براش حکم جهنم رو داره دور شدن ازش بهتره!!ولی چه اتفاقی میوفته که پشیمون میشه و تنها آرزوش برگشتن به همون جهنمه!!! Warning:Self harm and mentions of rape. if these attend you please don't read it.
Gray World(L.S) de S_Larry_S
S_Larry_S
  • WpView
    Leituras 150,233
  • WpVote
    Votos 18,022
  • WpPart
    Capítulos 52
(completed) يه دنياي جديد با قانون هاي جديد...
my starry night(L.S) de regularkiana
regularkiana
  • WpView
    Leituras 22,586
  • WpVote
    Votos 5,010
  • WpPart
    Capítulos 28
[ OnGoing... ] هری استایلز نقاش معروف پسره زیبایی رو توی خواب هاش ملاقات می کنه اما هیچ ایده ای نداره که اون کیه... برای همین هر دفعه که از خواب بیدار میشه صورت اون پسرو نقاشی میکنه صورت بی نقص اون آپ: دوشنبه ها
Force And Hate(L.S/BDSM) de nitara70
nitara70
  • WpView
    Leituras 684,404
  • WpVote
    Votos 53,404
  • WpPart
    Capítulos 87
هری لبای خشکش رو از هم باز کرد ولی صدایی ازشون خارج نشد.لویی گفت من یه قرارداد نوشتم تو اونو امضا میکنی و بعد منم اجازه میدم بهت غذا بدن و بعدشم میتونی بخوابی.نظرت چیه فرفری؟ هری دندوناش رو از خشم روی هم فشار داد.
+mais 10