◆Genere: smut (a bit harsh) _ romance _ angst
همه چیز ازون شبی شروع شد که من به هوای اینکه اونم یه مرد بی بندوبار عوضیه که دنباله یه رابطه یه شبه می گرده بهش نزدیک شدم!
◆◆◆
_: جانگوک، اسمت خیلی بهت میاد..همون طور با غرور..زیبا و محکم!
_: البت برای تو آقای جون!
دستمو که روی سینش بود رو خط فکش کشیدم و گفتم:
امشب نمی خوای منو مال خودت کنی کوک؟! من تمام و کمال در اختیارتم!
فشار محسوسی به پایین تنش آوردم و نزدیک گوشش ادامه دادم...
_: هرکاری دوست داری باهام بکن!
_: چرا نمی فهمی جیمین؟! من..نمی خوامت..من..ازت..خوشم نمیاد..حالم از فکر کردن به سکس با همجنسم..بهم می خوره!
Kookmin_Vmin
◆◆◆
جیمین پسر ۱۷ ساله بی کاریه ک تو ی شهر کوچیک زندگی میکنه
به خاطر استایل عجیبش هیچ جا بهش کار نمیدن
ن ک عجیبا
اون فقط موهاشو رنگ میکنه و تتو داره و بدنش پر پیرسینگه
اما تازگیا در مورد عمارت جعون ت حومه شهر شنیده
جایی ک همه پسرا کار پیدا میکنن
فقط نمیدونه چ کاری اما همه راضین
چی میشه اگ با اون جعون مغرور عوضی آشنا بشه
چی میشه اگ از ی منشی ب دوسپسر مدیر شرکت تبدیل شع شه
و حالا چی میشه اگ برای اولین بار عاشق بشه🙂
وضعیت : تمام شده