🙂💙Have played with my feelings...
22 stories
𝑂𝑛𝑒 𝑊𝑒𝑒𝑘. by Haru_Gogo
Haru_Gogo
  • WpView
    Reads 52,977
  • WpVote
    Votes 7,822
  • WpPart
    Parts 9
[Completed] ساعت دوازده شب بود و آرزو کردم، کاش دوباره عاشقم می‌شدی.. ____________________ "بیا جدا شیم.. من یکی رو دیدم.. و اون.. از تو بهتر بود" "فقط یک هفته بهم وقت بده" - مینی فیک - 🤍کاپل اصلی : کوکوی 🤍ژانر : انگست ، رمنس ، تراژدی 🤍Start : [00/2/11 , 16:2] 🤍End : [00/3/31 , 18:24] ©️The base of This beautiful story belongs to : scarlet_sunset ☁️✨ امیدوارم دوستش داشته باشید 🎐🤍 -Edited -Major character death!
「𝐓𝐇𝐄 𝐓𝐈𝐌𝐄: 𝐋𝐨𝐬𝐢𝐧𝐠 𝐘𝐨𝐮 𝗜𝗜 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤」 by __Nili__
__Nili__
  • WpView
    Reads 95,772
  • WpVote
    Votes 25,628
  • WpPart
    Parts 152
「 زمآن: از دست دادنِ تو 」 「 فصل دوم 」 「 کامل شده 」 ᯈ𝐀𝐛𝐨𝐮𝐭 𝐓𝐇𝐄 𝐓𝐈𝐌𝐄 𝐬𝐞𝐚𝐬𝐨𝐧 𝐭𝐰𝐨: زمان، وسیله‌ای برایِ انتقام از من بود و من مثل انتقامِ بی‌رحمیِ زمان بودم. در واقع؛ بی‌رحم ترین انتقامِ زمان، من بودم! من اشباع شده‌ترین آدمی بودم که شاید هرگز نباید نزدیکت می‌شدم. هیچ چیز نمی‌تونست من رو از باتلاقی که داخلش فرو رفته بودم نجات بده تهیونگ. حتی تویِ زرد رنگ با عشق بنفشت... و من کم‌کم توی خودم دفن میشم و بی‌صدا از آخرین نفس‌هام استفاده می‌کنم. ᯈ𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 ᯈ𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐅𝐚𝐧𝐭𝐚𝐬𝐲, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐌𝐲𝐬𝐭𝐫𝐲, 𝐀𝐧𝐝 𝐎𝐜𝐜𝐮𝐥𝐭 ᯈ𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫⇛𝐍𝐢𝐋𝐢
「𝐓𝐇𝐄 𝐓𝐈𝐌𝐄: 𝐅𝐢𝐧𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐘𝐨𝐮 𝗜𝗜 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤」 by __Nili__
__Nili__
  • WpView
    Reads 92,777
  • WpVote
    Votes 16,723
  • WpPart
    Parts 42
「 زمآن: پیدا کردنِ تو 」 「 فصل اول 」 「 کامل شده 」 ᯈ𝐀𝐛𝐨𝐮𝐭 𝐓𝐇𝐄 𝐓𝐈𝐌𝐄 𝐬𝐞𝐚𝐬𝐨𝐧 𝐨𝐧𝐞: وقتی برای اولین بار بوسیدمش، گریه کرد! اون زمان فکر می‌کردم تویِ اشک هایی که از چشم‌هاش میچکه، پر از حسِ شوق و عشقه؛ فکر میکردم ترس های اون هم مثل ترس های منه. اما اشتباه می‌کردم! اون با وجودِ تمام خواستن هاش، انگار من رو نمی‌خواست. و من چقدر کور بودم که نمی‌دیدم! اون مثلِ کابوسِ من بود اما در همین حال بهترین رویایِ من هم بود. یا شاید سرابِ یک رویا...؟ می‌گفت که من همیشه حسرتش بودم، از روزی که من رو دید. امیدوار بودم من هم فقط یک سراب باشم؛ اما سراب فقط رویا بود و رویا همیشه حسرت. ᯈ𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 ᯈ𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐅𝐚𝐧𝐭𝐚𝐬𝐲, 𝐌𝐚𝐠𝐢𝐜𝐚𝐥, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐒𝐦𝐮𝐭, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐌𝐲𝐬𝐭𝐞𝐫𝐲, 𝐅𝐥𝐮𝐟𝐟, 𝐒𝐜𝐡𝐨𝐨𝐥-𝐥𝐢𝐟𝐞, 𝐀𝐝𝐯𝐞𝐧𝐭𝐮𝐫𝐞 ᯈ𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫: 𝐍𝐢𝐋𝐢
The reason [Persian Translation] by soha_mayne
soha_mayne
  • WpView
    Reads 44,090
  • WpVote
    Votes 7,371
  • WpPart
    Parts 9
[Completed] تو دلیل زنده بودن منی (این فیک با اجازه‌ی نویسنده ترجمه شده است.) Translator @soha_mayne writer @zvxcblist
The Change ( Completed ) by setared
setared
  • WpView
    Reads 366,382
  • WpVote
    Votes 57,155
  • WpPart
    Parts 43
وضعیت: تکمیل شده کاپل اصلی: ویکوک/ کوکوی ژانر: درام، رومنس، روانشناسی میدونی قبل از اینکه یه اتفاق خیلی بزرگ توو زندگیت بیفته، درست قبلش، چی میشه؟! هیچی! دقیقا هیچی. و این اتفاقیه که برای کیم تهیونگ هم رخ میده. درست وقتی اونقد درگیر روزمرگی هاشه که فکر میکنه هیچی نمیتونه زندگیش‌ رو از این یکنواختی نجات بده، یه پسر لال همه چیز رو تغییر میده. روتین زندگیش رو، تعریفش رو از زندگی، از دوستی، از عشق، و از هدف. #1 in روانشناسی #1 in عاشقانه #1 in psychology #1 in sliceoflife #1 in farsi #1 in تهکوک
Star Renaissance || VKook ~ Completed by millennium_story
millennium_story
  • WpView
    Reads 210,956
  • WpVote
    Votes 36,114
  • WpPart
    Parts 40
Star Renaissance _ زود باش کتابا رو رد کن بیاد حرفاش باعث شد ابرو های جونگ کوک بیشتر بالا برن _ کدوم کتابا ؟؟ پسر بی توجه به تعجب اون از توی جیبش مقداری پول در آورد دست جونگ کوک رو گرفت گذاشت کف دستش _ زود باش پسر من وقت ندارم جونگ کوک اخماشو تو هم کشید و دست پسره رو پس زد _ هی من نمیدونم راجع به چی حرف میزنی پسره که انگار عصبانی شده بود جلو اومد . صورتش به اندازه ی یه برگه کاغذ با جونگ کوک فاصله داشت با حرص از لای دندوناش غرید _ من وی هستم همون که قرار کتابا رو ازت تحویل بگیره . پولت رو هم که دادم به اون سایون احمق بگو دفعه ی دیگه یکی رو بفرسته که اینطوری مثل تو دو ساعت نخواد سوال پیچم کنه بچه جون حالا هم زود باش من تمام شب رو وقت ندارم جونگ کوک همچنان متعجب به چشمای عصبانی شخصی که خودشو وی معرفی کرده بود خیره شد . هیچ ایده ای نداشت که اون آدم اصلا داره راجع به چی حرف میزنه ولی اینو خوب میدونست که رعیت ها توی سرزمین اسکورو حق خوندن و نوشتن ندارن و حمل کتاب نوعی جرم محسوب میشه . شاید باید یکم بدجنس میبود. ♦♦★♦♦ کاپل: ویکوک - نامجین - یونمین ژانر: فانتزی - رمنس نویسنده: Scarlett & Nafas *میتونید پیدیاف این فیک رو توی چنلمون پیدا کنید* 1 in #بیتیاس 1 in #Seokjin 1 in #Jimin
Will you be my boy again? by sleepyland
sleepyland
  • WpView
    Reads 390,592
  • WpVote
    Votes 36,594
  • WpPart
    Parts 27
میگفتن عشق بچگانه نمی تونه پایدار باشه و هوس زودگذره ولی این دیگه چه جور عشقی بود که جئون تهیونگ بیخیالش نمیشد. جانگکوکی که بعد از سه سال همسرش رو پیدا میکنه و با چیزا غیر منتظره رو به رو میشه...
°• Holy Five •° by RedAngel72
RedAngel72
  • WpView
    Reads 1,119
  • WpVote
    Votes 255
  • WpPart
    Parts 1
وانشات: پنجِ مقدس کاپل: چانبک ❤ بکهیون پسریه که از متفاوت بودن متنفره و همیشه سعی کرده مثل بقیه در جهت جریان آب شنا کنه و چانیولم از اون دسته آدماس که همیشه امیدواره و به معجزه باور داره... حالا به نظرتون "پنج" واقعا میتونه براشون معجزه کنه؟
🌸Gustavia Superba🌸 by PnyFanfic
PnyFanfic
  • WpView
    Reads 2,740
  • WpVote
    Votes 558
  • WpPart
    Parts 6
- خلاصه ↓↓ «من چانیولم، قراره کشیش بشم، تمام عمرم یه پسر پاک و معصوم بودم... و البته که هستم! البته اگه بتونم از پس بکهیون ، پسرِ خوش گذرونِ وزیرِ این کشور بربیام و به راه راست هدایتش کنم، همین طوری هم خواهم ماند!» -باشه مشکلی نیست، کشیش شو و منم میشم یه انسان ناپاک، وظیفه ی تو هم اینه که منو هدایت کنی، باید راهنماییم کنی و تا آخر عمر "کشیش من" بمونی یول، فقط من. ❥• Cᴏᴜᴘʟᴇ : ChanBaek , SeKai ❥• Gᴇɴʀᴇ : Romance , Comedy ❥• Aᴜᴛнᴇʀ: 𝐏𝐚𝐫𝐲𝐚࿐໋
Apathy by magnolia614
magnolia614
  • WpView
    Reads 1,393
  • WpVote
    Votes 331
  • WpPart
    Parts 3
🌪دوشاتی:بی‌حسی 🌪ژانر:رمنس/درام 🌪کاپل:چانبک "بی‌حسی یه نوع بیماریه،بیماری‌ای که شاید تنها راه درمانش چانیول باشه"