"همه چیز از یه همخونه بودن ساده شروع میشه...
ژانر:عاشقانه:داستانی،فان
لری
زیام
واندایرکشن
*
.
.
.
نه تو خری نه من. تو متوجهی که حس هری به تو بیشتر از یه یه حس دوستانس وهمراهی کردن او منطقیه اما رفتار تو نه..نه تا زمانی که باخودت روراست نیستی و این دقیقا دلیل اصلی ایه که دارم بهت این حرفارو میزنم.
زین به لو نزدیک تر شد.-تکلیفتو با خودت روشن کن و مواظب باش که احساساتشو به بازی نگیری لویی.اگه حست فقط لذت بردن از این بازیه پس بازی کردنو تمومش کن...
*
***
________________________________________
فرار ستارگان - کیهان.
"سرت رو از پنجره بیرون ببر و با من به آسمان بالای سرت نگاه کن؛ همهی اون ستاره هایی که حالا از وجودشون حیرت زده میشی دیگه وجود ندارن، چون تو داری به گذشته نگاه میکنی."
شروع: ١٣٩٩/٤
پایان: - ( امیدوارم یه روز بتونم این جای خالی رو پر کنم )
متأسفم بابت دیر آپدیت کردن.
داستانى كه لويى توش پسره رييس جمهوره انگليسه...
ولى چه اتفاقى ميوفته بعد از اينكه هواپيماهى كه لويى توش بوده سقوط ميكنه و لويى خودش رو توى يه جزيره پيدا ميكنه؟؟
داستانه خودمه گايز
[Complete]
چرخدندههای مغز لویی شروع به حرکت میکنن.چرخدندههای شیطانیای که باعث شدن لویی یه نقشهٔ انتقام عالی از تیلور رو بکشه.دیگه نشستن و تحمل کردن کافیه.اگه تیلور میخواد لویی رو 'هرزه' خطاب کنه،اشکالی نداره،لویی هم مثل یه هرزهٔ واقعی رفتار میکنه. "میخوام یه چیزی بگم و شما هم به عنوان دوستام،وظیفه دارین که در هر صورت عاشقم باشین."
"این اصلا خوب نیست." نایل گفت و زین فقط ناله کرد.
"جریان اینه که...من میدونم ما این قانونِ مسخرهٔ 'واکنشی به حرفهای تیلور نشون نده' رو گذاشتیم.ولی اگه من بتونم از یه راه دیگه ازش انتقام بگیرم چی؟" لویی پرسید.اون منتظر جواب نموند،چون میدونست که دوستاش تا الان یاد گرفتن چارهای بهجز قبول کردن حرفهای لویی و همکاری کردن باهاش رو ندارن. "اگه دوستپسرش رو بدزدم چی؟"
یا،داستانِ لویی 'دزدِ دوستپسر' تاملینسون.
°Persian translation°
..
-میدونی اولین باری که دیدمت چی توجهمو جلب کرد؟
سرمو تکون دادم..
برگشت و به پشتش خوابید..
بعد اینکه با ورنون از پیشم رفتین اولین چیزی که تو ذهنم جرقه زد این بود..
-OH he was blue..
لبخند زدم و چرخیدم سمتش..
-چشمات همون رنگ آبیه مورد علاقم بودن و تو همون لحظه که بهشون فکر کردم یه چیزی رو حس کردم که دوستش داشتم و بعد همینطور ادامه پیدا کرد..تااینکه اون شب از نزدیک چشماتو دیدم..
-کدوم شب ؟؟
سرشو برگردوند سمتو خندید..
-همون شبی که بوسیدمت..
سلامـ😌
سـاراح ام 16.5 سالهـ*_*
ميتونمـ بگمـ يكي از بزرگتـرين لريـه هاي دنيـا💎
تاحالـا 38 نفرو توي دوشبـ لري شيپـركردمـ😶😂💜
چنلممـ جويـن شين👀
اولين و بهترين و كاملترين چنل حمايت از هري و پسرا
@AngelHarryStyles👈🏻
من داستاناي نسبتا كوتاه يا طولاني از لري مينوسم
با موضوع هاي خيلي خوب💓👁🗨
موضوعاش دپ و اسمات هست..
درحال جق زدن ي نظرهم بدين:")😂🍃
Instagram ID : @rutodr 📝