فصل دوم: Moonrise
طلوع ماه...
توی شهری مثل مسکو چه معنایی میتونست داشته باشه؟
خون آشام ها فرزندان ماه بودن...اما چی میشد اگه ماه پای فرزندان ارشدش رو با ماجرا باز میکرد؟
تهیونگ سوبایانین شهردار فعلی مسکو، باید به همراه برادرش به جنگ با آشوب های آینده ی مسکو میرفت...
اما عشق...
طلوع دوباره ی ماه، طلوع دوباره اون پسر بود...
پسری که قرار بود دوباره قلب شهردار مسکو رو به بازی بگیره....
کاپل: هوپمین، ویکوک، نامجین 🥀
ژانر: خون آشامی، اومگاورس، رومنس، درام، اسمات 🔥
پیج نویسنده: @sylvie_fic
پ ن: این فیک ادامه ی فیک Moscow میباشد 💛
[ completed ]
|زیبایی سیاه|
کاپل: ویکوک~ یونمین~ نامجین
ژانر: درام | رمنس| انگست | اسمات
مرد برگشت و تمام روح جانگ کوک رفت.
چهره ای رو دید که تمام عمر ازش نفرت داشت.
مردی رو دید که نمیخواست هیچوقت دیگه باهاش روبرو بشه.
مردی رو دید که زندگیش رو نابود کرده بود.
مردی که اسمش هم براش نفرت انگیز بود...
کیم تهیونگ... پسردایی شرورش...
جونگکوک وارث بدنام ترین امپراطوری مافیا در سرتاسر سئول
تهیونگ پلیس تازه کاری که از طرف تیمش برای نابودی این امپراطوری به عنوان مامورمخفی فرستاده شده
"قانون رو بلدبودی و بازی کردی، دونستن اینکه مغلوب شدی دیوانه کنندست."
♤♡◇♧
نویسنده این داستان Sugamins هست و من فقط ترجمه کردم.
🔞اخطار داستان رو حتما بخونید.
VMinKook