natalimalikk's Reading List
8 Geschichten
when our eyes met[Zarry] von LiaStyles6
LiaStyles6
  • WpView
    GELESEN 22,309
  • WpVote
    Stimmen 170
  • WpPart
    Teile 1
نور من اولین باری که گرمای خورشید چشمات قلبمو گرم کرد رو هرگز فراموش نمی‌کنم... تمام اون لحظه رو با جزئیات به خاطر دارم.. تنها لحظه‌ی عمرم که میخواستم تا ابدیت طول بکشه کلی راز توی چشمات هست مثل یک کتاب مرموز که دوست دارم با صدای تو برام خونده بشه کتاب مورد علاقه‌ام... تو شدی بزرگترین شهامت زندگی من. عشق ساده‌ای که قلبم به تو داشت، پیچیده ترین اتفاقی بود که مغزم باهاش رو به رو شده بود. چه پارادوکس بی‌رحمی... پستی بلندی؟ داستان‌ عشق‌های بی‌نظیری که تا الان نوشته شده همه تصدیق میکنن که عشق سخت و پر دردسر... ولی سختی کشیدن برای تو می‌ارزید. اینطور نیست؟! زمان ثابت می‌کنه همه چیز رو. گذشته، عشق مارو پیچیده تر کرد. گذشته‌ای که طناب شده بود دور گردنت. رها شدنت ازش راحت تر می‌شد اگه آخرین راه، اولین راهی نبود که انتخاب کرده بودی... انتقام.. کهربای چشمات به قرمزی می‌زد وقتی بهش فکر می‌کردی... ژانر:عاشقانه،طنز
28 Days [L.S] von MakeRainbow
MakeRainbow
  • WpView
    GELESEN 23,041
  • WpVote
    Stimmen 6,327
  • WpPart
    Teile 32
"شاید هدف فقط کشیدنش بود. ولی نه روی کاغذ، روی قلبم." Highest Ranking : #1 in boy×boy #5 in shortstory
Silent killer [L.S] von florrasita
florrasita
  • WpView
    GELESEN 16,401
  • WpVote
    Stimmen 3,364
  • WpPart
    Teile 33
نمی تونست بیشتر از این تظاهر کنه خیلی دوستش داشت خیلی زیاد پس چرا پس چرا برای همیشه پیش خودش نگهش نداره؟ چرا نتونه برای همیشه داشته باشه تش هیچ زخمی عمیق تر از تظاهر به اروم بودن نمیتونه وحشی ترت کنه هرولد completed
Strong. |zarry| von Ya_sa_Mmin
Ya_sa_Mmin
  • WpView
    GELESEN 11,401
  • WpVote
    Stimmen 1,908
  • WpPart
    Teile 21
به من نگاه کن. به چشمام خیره شو. دوست دارم. هیچ وقت فراموشش نکن. دوست دارم.
✜ Arms Of A Stranger | N.S | ✜ von NarryLovely18
NarryLovely18
  • WpView
    GELESEN 1,566
  • WpVote
    Stimmen 477
  • WpPart
    Teile 14
_ یه روز حتی با فکر دیدن تو توی آغوش یه غریبه صدبار میمردم و زنده میشدم... ولی الان واقعیش رو دیدم و نمیدونم چطور هنوز زندم ! من دیدمت... دیدمت لعنتی که چجوری تو بغل اون حروم زاده جا خوش کرده بودی...مگه من چی برات کم گذاشتم که اونو به من ترجیح دادی هرزه ی کثافت ؟! " + نه هری گوش کن من__ " با حس سوزش گونش حرف تو دهنش خشک شد و با بهت به هری نگاه کرد هیچ وقت فکر نمیکرد از همون دستایی که یه روز نوازشش میکردن سیلی بخوره...ولی الان خیلی چیزا فرق کرده بود اون گناهکار بود و میدونست دیر یا زود باید تاوانشو پس بده **** A Story By Me : Tara 💢 BoyXBoy 💢 Smut
completed books [Z.S] von oiii_oiiiii
oiii_oiiiii
  • WpView
    GELESEN 22,063
  • WpVote
    Stimmen 953
  • WpPart
    Teile 26
اینجا فن فیکای زری که تموم شدن معرفی میشن📚
𝕲𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝕮𝖆𝖗𝖉𝖎𝖌𝖆𝖓 ᶻ.ˢ von ela_stylik25
ela_stylik25
  • WpView
    GELESEN 53,610
  • WpVote
    Stimmen 8,533
  • WpPart
    Teile 30
عزیزم منو تو متعلق به ستاره‌هاییم،چون ستاره‌ها تا ابد کنار هم زنده می‌مونن و من میخواهم تمام بی‌نهایت‌هامو صرف تو کنم‌. a rainy journey from the autumn.. 𝐆𝐎𝐋𝐃𝐄𝐍 𝐂𝐀𝐑𝐃𝐈𝐆𝐀𝐍 25 April 2021
relax  (ترجمه ) von elinah111
elinah111
  • WpView
    GELESEN 113,228
  • WpVote
    Stimmen 10,175
  • WpPart
    Teile 44
عاشق دشمن شدن بخشی از برنامه نبود این قرار نیست پایان خوشی داشته باشه