Piny2pony5's Reading List
122 stories
Trace by Tinkerbelleri
Tinkerbelleri
  • WpView
    Reads 2,899
  • WpVote
    Votes 752
  • WpPart
    Parts 12
داستان از جایی شروع میشه که بکهیون و چانیول بعد از سالها رابطه ی عاشقانه تصمیم میگیرن ازدواج کنن. ‌اونها برای خرید خونه ی رویاهاشون به آمریکا میرن و حالا قراره برگردن کره تا مراسم ازدواجشونو با حضور خونواده و دوستاشون بگیرن. همه با خوشحالی تو فرودگاه سئول منتظر برگشت این زوج دوستداشتنی ان اما زمانی که می بینن بکهیون با چهره ای گرفته تنها برگشته شوکه میشن ... فکر می کردن برای خوشبختی فقط کافیه کنار هم بمونن فکر می کردن عشق از پس هر مانعی برمیاد اما بعضی جنگ ها بزرگتر از اونن که عشق براشون کافی باشه..در نهایت همه چیز از بین میره و تنها چیزی که میمونه خاطره هاست و رد محوی از کسی که دوستش داشتی...
 ꧁༒☬Bᴀᴇᴋʜʏᴜɴ☬༒꧂  by lbluesfoxl
lbluesfoxl
  • WpView
    Reads 13,863
  • WpVote
    Votes 2,882
  • WpPart
    Parts 15
_𝓑𝓪𝓮𝓴𝓱𝔂𝓾𝓷 ____ ׂׂૢ་༘࿐ بکهیون قرار بود یه پیشکش باشه. به جفتی که از بین مردم عادی برای گرگ‌ها انتخاب می‌شد پیشکش می‌گفتند. ده سال از زمانی که لامیا اون رو به عنوان جفت رهبر پک انتخاب کرده بود می‌گذشت. حالا وقتش بود که به قله بره... و هیچکس نمیدونست بعد از رفتن به قله چه سرنوشتی در انتظار پیشکشی‌هاست... ╰┈➤ ✎
paradox  by aapollo31
aapollo31
  • WpView
    Reads 3,465
  • WpVote
    Votes 468
  • WpPart
    Parts 22
پارک چانیول یه نویسنده ی جادوگر بود. نویسنده ای که از تاریکی دنیا می نوشت. یه روز ویولن سفید رنگی رو روی سنگ فرش خیابون دید. یه ویولن درست همرنگ موهای صاحبش. پارک چانیول به خدایی صاحب ویولن ایمان آورد. به نواختن بی نظیرش، به لبخند عمیقش. ولی هیچوقت نمی دونست که قراره برای همیشه دلتنگ لبخندهای درخشان تر از خورشید اون مرد بشه. حالا پارک چانیول عاشق بیون بکهیونی بود که لبخندش رو گم کرده بود. +تا جایی که یادمه، باید قشنگ ترین ویولن دنیا باشه! چوبش قهوه ای تیره و ماته...همونجوری که مامان دوست داشت. _ می خوام تیرگی شدید چوب رو کنار سفیدی بی نظیر موهات ببینم آپولو...این چیزیه که حتی زیباتره.
Beneath ashes by me_as_eris
me_as_eris
  • WpView
    Reads 2,802
  • WpVote
    Votes 460
  • WpPart
    Parts 27
⸻ ⟡ زیر خاکستر ⟡ 🩶Geners ⟡ رمنس_فانتزی_امگاورس_سلطنتی 🩶Couples ⟡ چانبک_هونهان_کایسو 🩶Up situations ⟡ شنبه ها خلاصه: عشق بین دوک‌زاده و شاهزاده‌ای که هیچ‌وقت نباید با هم در یک مسیر قرار می‌گرفتن... یکی با غرور و جادویی که از آب تغذیه می‌شد، دیگری با تاجی بر سر و رازی در دل که آتش حتی جرأت نزدیک شدن بهش رو نداشت. در جهانی که پیوندها با قانون نوشته می‌شن و وفاداری خریدنیه، چی می‌شه وقتی دو قدرت، دو گذشته، دو نفر... به جای مبارزه، به هم نزدیک بشن؟ میون دسیسه‌های سلطنتی، جادوی خاموش، خیانت‌های آغشته به خون، یه حس ممنوعه بینشون شکل می‌گیره-نه نور، نه تاریکی. یه مرز مبهم... بین نجات و نابودی. و وقتی تاج از سر می‌افته و جنوب در آتش می‌سوزه، تنها سؤال اینه: اونا برای هم پناه می‌شن، یا زخم آخر همدیگه؟ ⟡ ⊹ ⟡ ⊹ ⟡ ⊹ ⟡ ⊹ ⟡ ⊹ ⟡ ⊹ ⟡ ⊹ ⟡ ⊹ ⟡ ⊹ ⟡ ⊹ ⟡ ⊹ ⟡ ⊹ تو برای نجات دادن کسی که دوسش داری، چقدر حاضری پیش بری؟
SHARP by SHOGOL
SHOGOL
  • WpView
    Reads 6,862
  • WpVote
    Votes 1,209
  • WpPart
    Parts 17
همه چیز با دیدار امگای نوجوون قانون شکن و رئیس آلفای بخش جرائم سازمان یافته توی راهروی اداره ی پلیس شروع شد. مسیرشون هیچوقت نباید یکی میشد. دو خط موازی به هم نمیرسن تا وقتی یکیشون بشکنه. ژانر: امگاورس، جنایی، درام، روانشناختی کاپل: چانبک، هونهان(فرعی) نویسنده: shogol رده سنی: +18
𓂃Amalthea𓂃 by Hony88Moon
Hony88Moon
  • WpView
    Reads 47,293
  • WpVote
    Votes 9,417
  • WpPart
    Parts 34
✮آمالتیا✮ بکهیون پسر ۲۱ ساله‌ای که از بچگیش به عنوان فرزند طرد شده‌ی خانواده زندگی کرده بدون اینکه هیچ وقت دلیلش رو بدونه...یعنی برادرش سهون که از افسردگی و وضعیت جسمی نه چندان خوب بکهیون خبر داره میتونه کمکش کنه تا با کمک پارک چانیول روانشناس به زندگیش امیدوار تر بشه و دلیل این زندگی ناعادلانه‌ رو بفهمه؟ ✮~ Couple: Chanbaek,Hunhan ✮~ Genre: Angst, Romance,Drama, Psychology, +18 ✮~ Writer: HonyMoon
𝒍𝒆𝒈𝒆𝒏𝒅 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆_𝐃𝐄𝐌𝐎𝐍_ by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 45,789
  • WpVote
    Votes 8,321
  • WpPart
    Parts 43
🔻کاپل‌ها: چانبک، هونهان ♦️ژانر: تریلر، دارک رمنس، انگست، اسمات 🔺نویسنده: golabaton آپ: دوشنبه‌ها برشی از داستان: _بازم جهنمم میشی؟ تا جایی که مثل قبل حتی برام آدمم بکشی؟ پسری که انگشتاش رو با کنجکاوی و لذت توی لاشه‌ی سگی حرکت میداد و جز به جز اعضای حیوان مرده رو چک میکرد در جواب سوال بی احساسش لبخند بامزهای تحویلش داد. جوری که انگار ازش یه شیشه نوتلا خواسته بود دستش رو از جسد حیوان بخت‌ برگشته بیرون کشید و خیره به صورت جدیش خیلی غلیظ و پشت سرهم گفت. _البته...با کمال میل...با لذت... پسر ایستاده بعد تایید سه بخشیش لحظه ای سکوت کرد و شیطنت وار یکی از انگشتای کثیف و خونیش رو به دهن گذاشت و مکید. وقتی خوب تمیزش کرد با چشمهای درخشان و ترسناکش جلو اومد و زیر نگاه سردش سرخوش پلکی بهم کوبید. _مثلا میتونم چشمای ریز و درشت هر کسی رو که بخوای برات در بیارم و به عنوان مزه توی گیلاست بندازم... روانی مو مشکی با زدن لبخند دندون نمایی بقیه‌ی انگشتای خونی و کثیفش رو روی قلب کوبنده اش گذاشت و چنگی به سینه‌ی فشرده‌اش انداخت. _به شرطی که آخرش به عنوان هدیه این قلب کوچولو و نازت رو از سینه ات بیرون بکشم و به یه عروسک بی جون و بغلی تبدیلت کنم...قبوله؟...
Alma | Complete  by mellodymew
mellodymew
  • WpView
    Reads 10,891
  • WpVote
    Votes 1,637
  • WpPart
    Parts 18
می‌ آلما | Mi Alma : روحِ من، اسپانیایی. اگر عشق باعث می‌شه نقص‌های معشوقت رو نبینی، سهون می‌تونست اسم حسی که به جونگین داشت رو جنون بذاره. حتی بزرگ‌ترین ناتوانی جونگین هم نمی‌تونست باعث بشه مقابل چشم‌های مرد ناقص به‌نظر برسه. مردی که برای داشتنش حاضر بود پشت دیوار‌های بلند عمارت و بین بازوهای خودش زندانیش کنه؛ بی‌توجه به التماس‌های خاموش پسر برای آزادیش. کاپل: سکای‌. ژانر: دارک رمنس، اکشن، اسمات. روز آپ: کامل شده. ⭐️ 1 #Sekai
I'm not  virgin ⛓️⚖️  by setareh100
setareh100
  • WpView
    Reads 61,490
  • WpVote
    Votes 12,438
  • WpPart
    Parts 59
I'm not virgin ⛓️⚖️من باکره نیستم کاپل: کایهون، چانبک، شیچول، کریسهو ژانر: امگاورس، انگست، درام، اسمات خلاصه: از وقتی به سنی رسید که تونست تفاوت آلفا و امگا رو بفهمه، تو سرش کوبیدن که یه امگا حق نداره با کس دیگه ای به جز الفاش باشه. از ماهیت جنسیش متنفر بود... از جامعه ای که توش به دنیا اومده و بزرگ شده بود متنفر بود! چرا یه امگا باید به خودش سختی میداد و دوران هیت رو تو تنهایی کامل میگذروند؟! فقط به خاطر اینکه باکره بمونه و آلفاش اولینش باشه؟! دنیا براش، وقتی که تو اولین هیتش در اتاقو به روش قفل کردن و نذاشتن بیرون بره تموم شد. بیرون نرفتن به چه جرمی؟! به خاطر اینکه ممکن بود با الفای دیگه ای بخوابه و بعدا با جفت گیری الفای خودش ابروش بره؟! به درک... سهون هیچ وقت همچین چیزی رو نمیخواست! هیچ وقت درک این فلسفه مسخره رو که باید هیتش تو سختی و عذاب بگذرونه نفهمید... بدنش برای خودش بود، جسمش برای خودش بود... پس قانون رو زیر پا گذاشت... با اولین الفایی که دلش خواست رابطه برقرار کرد و خودشو از صفت باکره بودن نجات داد. مهم نبود که خانواده اش یا جفت اینده اش چه فکری میکنن! حتی براش مهم نبود که جفت اینده اش قبولش کنه یا نه... اون الفاهای از خودراضی با هرکی که میخواستن میخوابیدن اما موقع جفت گیری یه امگا دست نخورده و باکره میخوا