rosery
8 قصص
Vampire's Kiss [L.S] [Z.M] Completed بقلم Haniye_styles
Haniye_styles
  • WpView
    مقروء 116,211
  • WpVote
    صوت 21,280
  • WpPart
    فصول 96
تمام شده~ «برای صدها سال فکر میکردم پرقدرت ترین موجود این دنیام... ولی من چیزی بجز یه هیولای نفرین شده نیستم! من مجبورم ازت دور باشم تا بهت آسیب نزنم... من... من مجبورم. مجبورم برم که تو آسیب نبینی مخلوق شیرینم...» . . . . . . . «نرو! اشکالی نداره اگه بهم آسیب بزنی! دردای جسمم خوب میشن ولی اگه نباشی من دردای قلبمو چیکار کنم؟میخوای منو بکشی؟» . . . . . . . پروانه شو لویی من پیله ات میشم ! . . . . . . . هری ادوارد استایلز آخرین خوناشام باقی مونده توی دنیاست اما اون درگیر طلسم نهصد ساله ی خودشه! عشق و دوست داشتن رو فراموش کرده و تمام چیزی که براش باقی مونده عطشش برای خونه...برای مایع سرخرنگ تو قلب های تپنده آدم ها... اما هری هیچوقت به عمیق ترین نقطه های ذهنش هم خطور نمیکرد که قلب تپنده یکی از این آدم ها قلب مرده خودش رو هم به تپش بندازه! و هفت برابر! هر حس یک خوناشام هفت برابر هر آدمیزاد قوی تره . بینایی ، شنوایی ، لامسه ، بویایی ، عشق ، عشق ، عشق ، عشق و عشق! اون هیولا این عشق رو هفت برابر بیشتر حس میکنه... آخرین خوناشام تاریخی که نمیدونه با حس اغراق شده عشق هفت برابریش باید چکار کنه!؟
POETLESS CITY | شهـرِ بـی‌شاعـر بقلم BlueGreenChild
BlueGreenChild
  • WpView
    مقروء 92,248
  • WpVote
    صوت 24,196
  • WpPart
    فصول 47
[کامل شده] [زیام] به اندازه‌ی شعرهایی که برای تو نگفته‌ام و بلد نبوده‌ام که بگویم و به اندازه‌ی شعرهایی که شاعرانِ دیگرت برای تو سروده‌اند، هنوز هم برای ستایشَت حرف‌های نگفته دارم.
+8 أكثر
A Darker Shade Of Love [L.S] بقلم PARASTOOSTYLESS
PARASTOOSTYLESS
  • WpView
    مقروء 61,673
  • WpVote
    صوت 4,172
  • WpPart
    فصول 55
[Complete] لویی تاملینسون یک مولتی میلیاردرِ،اون فقط 30 سالشه ولی یک بیزینس من پولدار و موفق با گذشته ای تاریکه،که فکر میکنه عشق برای افراد ضعیفه. همچنین لویی یه سادیستِ،اون دوست داره در حین داشتن رابطه درد رو تحمیل کنه و از هیچ کلمه امنی استفاده نمیکنه هری استایلز یک دانشجو 19 سالست که سخت تلاش میکنه از دانشگاه فارغ التحصیل بشه.اون دوست داره که نویسنده و یک عکاس حرفه ای بشه ،هری پسری شاد و خوش شانسیه که توی گارلند، یکی از گی کلاب های لندن توی منطقه سوهو کار می کنه. اتفاقا گارلند متعلق به بخشی از ثروت لویی تاملینسونه! Start: 8June 2020 Author : littlespoonstyles94
+10 أكثر
CONQUERED بقلم Mahsa_shw
Mahsa_shw
  • WpView
    مقروء 1,235,923
  • WpVote
    صوت 145,830
  • WpPart
    فصول 124
I changed that Monster, just for YOU..! ❌هشدار❌ ۱-فنفیک با فاصله‌ی زمانی نسبتا زیادی آپ میشود. ۲-این یک رمان طولانی است؛ اگه حوصله‌ی داستان طولانی ندارید، این فنفیک را شروع نکنید. ۳-این یک فنفیک "بی‌دی‌اس‌ام" نیست اما دارای محتوایی است که ممکن است برای همه مناسب نباشد. از جمله آسیب‌های فیزیکی، تحقیر، تجاوز، قتل، کشتارهای دسته جمعی، صحنه‌های باز روابط جنسی، خودآزاری و.... 🖤خطاب به تمام قربانیان تجاوز؛ به عنوان یک انسان میدونم تجاوز تا چه مقدار درد و سختی به فرد قربانی تحمیل میکنه و فرد چقدر میتونه آسیب ببینه و زندگیش تحت تاثیر قرار بگیره. چیزهایی که در این بوک نوشته شده صرفا یک داستانه و به خاطر همین هم، شرایط واقعی روحی و روانی فرد قربانی تجاوز، و رابطه‌ی اون با فرد متجاوز به درستی به تصویر کشیده نشده. امیدوارم کسی در دنیای واقعی آسیب‌های وارده بر قربانی‌ها رو نادیده نگیره و فراموش نکنید که هر چیزی که اینجا میخونید، صرفا یک داستان تخیلیه و واقعیت نداره. با عشق و احترام زیاد برای تمام انسان‌هایی که قربانی تجاوز شدند. شما جنگنده و شجاع هستید. بهتون افتخار میکنم🖤=)))
 Sweet Grief بقلم darkgirl_031
darkgirl_031
  • WpView
    مقروء 156,729
  • WpVote
    صوت 15,887
  • WpPart
    فصول 59
" به خونه‌ی من خوش اومدی پین کوچولو... قراره اینجا تبدیل به جهنمت بشه، طوری که برای فرار ازش مجبور بشی به خودم پناه بیاری..." کاپل: زیام (زین تاپ) ژانر: دراما، رومنس، انگست محدودیت سنی: NC 18+ کاور: ziam_malec
+15 أكثر
Legionnaire(L.S) [Completed] بقلم mahsaf79
mahsaf79
  • WpView
    مقروء 389,463
  • WpVote
    صوت 51,023
  • WpPart
    فصول 64
" دوتا زندگی واسم ساختی : زندگی فوتبالی ، زندگی پر از عشق"
Always You [L.S] ~ By Miss X بقلم larry_diary
larry_diary
  • WpView
    مقروء 3,323,931
  • WpVote
    صوت 303,389
  • WpPart
    فصول 140
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود. صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه. هری:متاسفم لویی.متاسفم...
My broken heart(Ziam♡) بقلم hnii_dr
hnii_dr
  • WpView
    مقروء 181,206
  • WpVote
    صوت 29,082
  • WpPart
    فصول 63
•Completed• "قلب شکستهِ من" میشه نری؟ میشه برای چند ثانیه تظاهر کنی که دوسم داری؟ میشه حداقل یه بار به دروغ بهم بگی دوستت دارم؟ انقدر تو حسرت این دوتا کلمه دارم میسوزم که برام مهم نیست دروغه برام مهم نیست که تو ازم متنفری میشه حداقل الان که از پیشم میری برای آخرین بار بغلم کنی؟ فقط همین یه بار قول میدم بعدش دیگه من و نمیبینی... #1 fanfiction