Ziam
22 histoires
tame me![Z.M] par mahsalights
mahsalights
  • WpView
    LECTURES 1,701
  • WpVote
    Votes 376
  • WpPart
    Chapitres 10
[درحال آپ] و خورشید غمگین بر روی خاکستر آرزو هایش میرقصید ؛ ماه با چشم های خیس نذاره گر بود در قفس بی بند و زنجیر های باز. کاش کسی بود خورشید سرکش را رام میکرد... (Z.M)
Entertainer [Z.M] (mpreg) par Partow_kh
Partow_kh
  • WpView
    LECTURES 195,689
  • WpVote
    Votes 26,550
  • WpPart
    Chapitres 55
من عاشق شغلمم. وقتی دور میله می‌چرخم، این تویی که سرگرمم می‌کنی لیام!
+3 autres
LOSE YOU TO LOVE ME  par nothingleft_21
nothingleft_21
  • WpView
    LECTURES 371
  • WpVote
    Votes 71
  • WpPart
    Chapitres 2
آره لیام ، اسمش رو بزار خودخواهی اسمش رو بزار غرور اسمش رو هر چیزی که میخوای بزار ولی من نیاز داشتم تو رو از دست بدم تا خودمو دوست داشته باشم
Saffron candy par Armit_sd
Armit_sd
  • WpView
    LECTURES 12,248
  • WpVote
    Votes 1,532
  • WpPart
    Chapitres 21
یه مهمونی با طعم چای‌ ارل گری و چندتا نبات زعفرونی.
My broken heart(Ziam♡) par hnii_dr
hnii_dr
  • WpView
    LECTURES 180,315
  • WpVote
    Votes 29,081
  • WpPart
    Chapitres 63
•Completed• "قلب شکستهِ من" میشه نری؟ میشه برای چند ثانیه تظاهر کنی که دوسم داری؟ میشه حداقل یه بار به دروغ بهم بگی دوستت دارم؟ انقدر تو حسرت این دوتا کلمه دارم میسوزم که برام مهم نیست دروغه برام مهم نیست که تو ازم متنفری میشه حداقل الان که از پیشم میری برای آخرین بار بغلم کنی؟ فقط همین یه بار قول میدم بعدش دیگه من و نمیبینی... #1 fanfiction
Benefit (Ziam)  par setidarcy
setidarcy
  • WpView
    LECTURES 66,863
  • WpVote
    Votes 10,522
  • WpPart
    Chapitres 43
_عاشقم نشو _اگه شدم _نباید بشی _اگه شدم _فراموشم کن _اگه نتونستم _باید بتونی _اگه نتونستم! _باید باهاش زندگی‌کنی _اگه نتونستم _میتونی _وقتی بهت نگاه میکنم توی چشمای قهوه‌ایت یه دنیای دیگه وجود داره که من دارم توش زندگی میکنم‌. پس ازم نخواه که عاشقت نشم. چون من تو چشمای تو دارم زندگی میکنم ... **** سال ۴۰۰۰ میلادی شاید فکر کنید علم پیشرفت کرده شاید فک کنید همه دیگه دارن تو‌ماه زندگی میکنن شاید فکر کنین انسان ها از بین رفتن یا شاید حتی دایناسورها برگشتن اگه بخوام سال ۴۰۰۰ رو تعریف کنم بهترین تعریف براش اینه قرنتینه
Trouble mark •|L.S•|•Z.M|• COMPLETED par mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    LECTURES 359,970
  • WpVote
    Votes 59,370
  • WpPart
    Chapitres 79
Highest ranking : #1 in fanfiction -خدای من... تو بلدی خفه شی? -باور کن نه!
Me,You,Him! (Ziam) par p_k_z_m38
p_k_z_m38
  • WpView
    LECTURES 336,327
  • WpVote
    Votes 42,093
  • WpPart
    Chapitres 41
[COMPLETED] *لیام من میترسم... تو عاشق کدومشونی؟ اون پسر پانک عوضی ای که روزا زندگیتو جهنم میکنه؟ یا... اون پسر بچه افسرده ای که شبا به بغلت پناه میاره؟ +اگه بگم جفتشون,فکر میکنی دیوونم...نه؟
Stranger Love‌[Ziam Fanfiction] par Nazanin_0
Nazanin_0
  • WpView
    LECTURES 123,290
  • WpVote
    Votes 16,238
  • WpPart
    Chapitres 39
{completed} -من‌ از همه چیز میترسم، از مردم، از رنگ ها، از دردها، حتی از خودم و هرچیزی که توی گذشته لعنتیم بود! اما چرا از تُ نمی‌ترسم؟! از عشق تُ، از رابطه با تُ، من هر ذره از وجود لعنتیو میخوام؛ پس بیا و منو با روحت ارضا کن! Baby, let me love you Goodbye.
little Devil par risa80
risa80
  • WpView
    LECTURES 93,855
  • WpVote
    Votes 16,875
  • WpPart
    Chapitres 70
لیام پین دو سالی هست که متاهله اما متاسفانه قدرت باروری نداره راه حل چیه ؟ بانک اسپرم لیام و همسرش به توافق میرسن که ازبانک اسپرم کمک بگیرن و چه اتفاقی میفته که اهدا کننده اسپرم ، زین مالیک باشه ؟!