Reading List
49 stories
Lost by BlueFelt
BlueFelt
  • WpView
    Reads 2,597
  • WpVote
    Votes 240
  • WpPart
    Parts 6
[کامل شده] "میدونی... ویلیام احمق‌ترین آدمیه که دیدم.‌ تو بهش آسیب زدی‌. دوباره، و دوباره، و دوباره." با هر کلمه‌ای که میگفت صداش بلندتر می‌شد. همزمان با کلمه‌ی آخر، محکم‌ترین مشتش رو به صورت مرد کوبید. اونقدری که استخوان‌های انگشتهاش احساس درد و سوزش کردن. نگاه کوتاهی به پشت دستش که به خون هانیبال آغشته شده بود انداخت و قهقهه‌ی عصبی زد. "و اون تو رو بخشید. دوباره، و دوباره، و دوباره. ولی من؟ نه، لکتر. هرگز." _______________ Series: Hannibal NBC Couple: Hannigram Genre: psychology, thriller, romance, smut
hannibal : Silence & rising by nimonel
nimonel
  • WpView
    Reads 4,146
  • WpVote
    Votes 512
  • WpPart
    Parts 13
این اولین داستان من توی این جاست و تقریبا یه جور فن فیکشنه از هانیبال. در واقع ،بیشتر تصورات من از فصل چهاریه که هنوز ساخته نشده و مشخص نیست کی ساخته بشه. زیاد مسائل به قول دوستان "اسمات" نداره. بیشتر سعی کردم استایل هانیبال رو حفظ کنم. نمیدونم چقدر موفق بودم. داستان راجع به زمان بعد از قتل اژدهای سرخه. این داستان از دو بخش اصلی تشکیل شده که توی پارت های آتی، بخش اول رو موسوم به "خاموشی" منتشر کردم. بخش دوم رو به زودی مینویسم. امیدوارم که حمایت کنید.
𝑮𝑬𝑹𝑴𝑶𝑮𝑳𝑰𝑶 𝑫'𝑨𝑴𝑶𝑹𝑬  by ViiVolpe
ViiVolpe
  • WpView
    Reads 10,995
  • WpVote
    Votes 1,218
  • WpPart
    Parts 34
‌‌‌‌‌‌‌‌ ╭════•✧🦌✧•════╮ 𝑮𝑬𝑹𝑴𝑶𝑮𝑳𝑰𝑶 𝑫'𝑨𝑴𝑶𝑹𝑬 ⿻ #Hannigram ⿻ #fanfic ⿻ #gay ➜Name: #germoglio_Damore ➜ship: hannigram - ̗̀ ⋮ season: 2 تعداد پارت هر فصل : 23 ୧ نویسنده : ୧ Aiden ⿻ و من در‌تمام این‌ مدت ها بهش خیره بودم و نگاهش میکردم. به شور و شوقش به لبخند های شیرینش ، به هوش و زیرک بودنش ، به نگاه معصوم و لبای نرمش و اون‌ بدن بی نقصش... از انکار کردن خسته شده بودم . اون پسر داشت توی قلبم پرسه میزد . حس میکردم همه قلبم رنگ اون رو گرفته بود و همه فکرم عطر شیرینش رو... Note : شروع فصع ۲ ─────────────────── ⌂ ⌕ ⊞ ♡ 🦌
A wall between you and me [L.S] by mhdimghdm
mhdimghdm
  • WpView
    Reads 1,843
  • WpVote
    Votes 479
  • WpPart
    Parts 9
_ دیواری میان من و تو _ داستان کوتاه نه قسمتی - short story by blue لویی سعی کرد بدنش را بیشتر جمع کند. گذاشت بیشتر استخوان هایش را در آغوش بگیرد. " بلوبری اینطوری صحبت نکن. " " نمیشه، نمیذاری، نمیخوام. رافائل من، ویلیام من، باغ سیب من، چلچراغ خانه ام، خورشید شب هام، لویی من، نمیشه وقتی بهم میگی بلوبری اینطوری صحبت نکنم. " هری مکثی کرد و لحظه‌ی بعد گفت. " Gira, la mia pace "
Freedom of Sin by atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    Reads 72,814
  • WpVote
    Votes 11,514
  • WpPart
    Parts 51
«آزادی گناه» من یک انسان آزادم! من اجازه دارم تمام قوانین انسانیت رو درهم بشکنم... از مخالفانم بهره‌کشی کنم... هر کس سر راهم بایسته رو بکشم... اعتقاداتی که از نظر خودم غلطه رو نابود کنم... چون من یک انسان آزادم! A Harry Styles Fanfiction
Addictive Hearts [L.S] by StoriesFromShe
StoriesFromShe
  • WpView
    Reads 8,046
  • WpVote
    Votes 1,784
  • WpPart
    Parts 22
[ Completed ] تو اون حسی هستی که قلبم بهش معتاد شد...
Trouble (L.S) [Persian translation] by notoriouse_
notoriouse_
  • WpView
    Reads 8,694
  • WpVote
    Votes 2,111
  • WpPart
    Parts 10
_بابابزرگ هریِ تو از دردسر متنفر بود و من خودم تعریف دردسر بودم. _پس چجوری تهش به هم رسیدین؟ _خب بچه، همش با یه صبح پردردسر شروع شد. ©All Rights reserved to: jealouslouis_
I don't believe in love! ~ By Atusa20 by atusa20
atusa20
  • WpView
    Reads 107,536
  • WpVote
    Votes 10,436
  • WpPart
    Parts 24
داستان درباره ی یه پلی بوی به تمام معنای گی هستش که با یه پسر معصوم هفده ساله برخورد میکنه +18!!!!! داستانی متفاوت از لری و زیام! hope you like it...
Flames [L.S] by cavolot91
cavolot91
  • WpView
    Reads 27,693
  • WpVote
    Votes 5,389
  • WpPart
    Parts 42
"یادته چی بهت گفتم؟ شعله ها...یا گرم میکنن ، یا همه چیز رو برای همیشه ، تبدیل به خاکستر! حالا...بهم بگو! چرا جفتمون رو سوزوندی؟"...