𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 / 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐕
30 story
𝐆𝐑𝐄𝐘 ࿐ⱽᵏᵒᵒᵏ на AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Прочтений 376,561
  • WpVote
    Голосов 46,839
  • WpPart
    Частей 34
جونگکوک و تهیونگ ازدواج کردن، اونا حتی یک دختر شونزده ساله دارن. توی زندگیِ اونا چیزی به اسمِ قسط، بدهی، کمبود مالی یا اجناس ارزون قیمت معنایی نداره. پس چی باعث شده که جونگکوک خودش رو دور از همسرش توی سرمای ونکوور به مدت سه سال حبس کنه؟ چی باعث شده این زوج از هم جدا بشن؟ ~~~ • ~~~ • ~~~ • ~~~ ~~~ • ~~~ • ~~~ ژانر: ازدواج🌲روزمره🫒خانوادگی🍸دارای پرده های غم‌انگیز🌨نیش های طنز❄️پایان خوش✈️ روز های عاپ: پنجشنبه وضعیت: تکمیل🫧 Start : 2 / 6 / 1402 End : 15 / 9 / 1403
Sᴄᴇɴᴛ Oғ Hᴇᴀᴠᴇɴ | Vkook, Hopemin на and_rome_da
and_rome_da
  • WpView
    Прочтений 36,338
  • WpVote
    Голосов 5,032
  • WpPart
    Частей 71
تهیونگ نگاهش رو به آب‌های ساکن دریاچه‌ی نقره‌ای دوخت. تصور نبودِ میخک سفیدش، زخم ریش شده‌ی روی قلبش رو می‌سوزوند. _همه‌چیز زندگی مربوط به اولین نفری هست که وقتی خبر خوبی می‌شنوی بهش اطلاع میدی؛ مشکل زندگی من همین جاست سنسه... اونی که من خبرای خوبم رو زودتر از بقیه بهش می‌گفتم دیگه نیست. غمِ صدای بم و گرفته‌اش، انگار دل تمام کائنات رو می‌لرزوند. سر برگردوند و به ذغالی رنگِ نگاه مرد جوانتر خیره شد. اون جدی بود و زیبا؛ ساکت اما پر از حرف‌های نگفته که می‌شد از چشم‌های تیره‌اش خوند. عطر خوش چوب تمشک وحشی مشامش رو پر کرد. _می‌بینی سنسه؟ من همون خدای آتشی‌ام که دست‌هام بند زنجیر نفرینِ زئوسه... با نوک انگشت‌های کشیده و استخوانیش محل استخوان جناغ سینه‌ش رو لمس کرد: _سینه‌ام به خاطر گناهم می‌سوزه...محکومم به درد کشیدن. فصل اول✨ (فصل دومش توی یه بوک دیگه آپ شده.) Nᴀᴍᴇ: Sᴄᴇɴᴛ ᴏғ Hᴇᴀᴠᴇɴ 1 Cᴏᴜᴘʟᴇ: ᴠᴋᴏᴏᴋ, ʜᴏᴘᴇᴍɪɴ Gᴇɴʀᴇ: ᴅʀᴀᴍ, ᴀɴɢsᴛ, ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sᴍᴜᴛ Wʀɪᴛᴇʀ: ᴀɴᴅʀᴏᴍᴇᴅᴀ Cʜᴀɴɴᴇʟ: @ᴘᴀᴘᴀᴄɪᴛᴀ01
+ еще 21
Riptide ﹐ Taekook на ellaestic
ellaestic
  • WpView
    Прочтений 1,952
  • WpVote
    Голосов 308
  • WpPart
    Частей 1
🏔️; جریـانِ پـر‌صـدایِ آب. ‌‌﹙🥯 ﹐دو ماهی از شروعِ شکفته شدنِ گل‌ها و نشستنِ شبنم روی سبزه ها و برگ‌ها می‌گذشت. آب و هوای بهارِ فنلاند تفاوتِ چندانی با پاییزِ کره‌ نداشت. با این تفاوت که رنگ‌ها در این زمان بیشتر از همیشه خودشون رو نشون میدند. چند وقتی می‌شد که جونگ‌کوک حال خوشِ همیشگی رو نداشت، نگرانی تهیونگ به اوجِ خودش رسیده بود و کوک همیشه با پیچاندنِ سوال، از زده شدنِ حرفِ دیگه‌ای جلوگیری می‌کرد. ﹚ ‌ ⋆⋆⋆ ¸ ¸ - بهت یاد میدم. همه چیز رو بهت یاد میدم، می‌خوام رقصیدنت رو ببینم. دلبری موهات رو... میزاری؟ لطفاً! - مشکلت آهنگه؟ بیا ریپ‌تاید رو پلی کنیم... با هم زیر نورِ خورشید قبل از ناپدید شدنش میرقصیم و من بهت نشون میدم معبودِ خوبی برای توام... ﹗ֶָ 🥧 𝗌𝗂𝗀𝗇 𝖻𝗒 ﹫𝗅𝗂𝗇𝗎 !¡
+ еще 14
As Blue As the Ocean, As Old As the Song [Vkook] на TheNelin
TheNelin
  • WpView
    Прочтений 11,582
  • WpVote
    Голосов 1,848
  • WpPart
    Частей 9
「As Blue As The Ocean, As Old As The Song 🎶」 𖦹 Vkook 𖦹 Romance, Classic, Drama, Musical 𖦹 Translator: Nelin & Kim (@Kimkadoo) 𖦹 Writer: TwentyThreeThirteen یه مشت آهنگ عاشقانه و یه چمدون جول و پلاس، نمی‌تونست برای جئونِ ورشکسته زندگی دست و پا کنه. پس شیر یا خط انداخت تا کوله‌بارش رو روی دوش بندازه و میون موج‌ها دل به پسری ببنده که روی اقیانوس نوشیدنی سرو می‌کنه، به هیچکس بیشتر از یک نگاهِ فریبنده نمی‌بخشه و اغلب تمایل داره به جای پر کردن گوش‌هاش با موسیقی تکراری و شعرهای پوسیده‌ی خواننده، سرش رو با کار خودش گرم کنه و به مشتری‌ها از همون لبخندهای خاص خودش هدیه بده. اما جونگ‌کوک می‌خونه؛ نه تنها برای اینکه خواننده‌ست، بلکه برای انتخاب یک نغمه، تا اون نگاهِ مکدر رو از پشت پیشخوان تا انعکاس ماه روی امواج شب برق بندازه. نوایی به قدمت آوازِ آبی‌ترین اقیانوس. «All of this is not coincidence...»
𝗧𝗮𝗻𝗴𝗲𝗿𝗶𝗻𝗲 𝗿𝗲𝘀𝗰𝘂𝗲 𝗼𝗽𝗲𝗿𝗮𝘁𝗶𝗼𝗻 на ImLuna_moon
ImLuna_moon
  • WpView
    Прочтений 288,345
  • WpVote
    Голосов 49,882
  • WpPart
    Частей 54
[𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝] وقتی که امگای نارنگی مثل همیشه به کتابهاش پناه آورده بود تا شکستی که اخیراً خورده بود رو فراموش کنه، کتابی با اسم و طرحی جالب توجهش رو جلب کرد. زمانی که اون رو خوند متوجه‌ی چیز عجیبی شد؛ اتفاقات و شخصیت های اون کتاب واقعی بودن و حتی خودش هم توی ‌داستان بود! این یه‌جور پیشگویی بود؟ ولی چرا اون باید یه شخصیت شرور باشه؟ یعنی آخرش قراره که به همین سادگی نابود بشه؟ یکی به نارنگی کمک کنه.. · · ─────── ·𖥸· ─────── · · Name:Tangerine rescue operation[عملیات نجات نارنگی] Genre: Omegaverse, Fantasy, Romance, Fun, Maybe a little smut? Couple: Kookv Writer: Luna🌙 ◉Start:1401/06/28 ◉End: 1403/01/16 ░این فیکشن هیچ ارتباطی به زندگی و شخصیت واقعی آرتیست ها ندارد! همچنین فاقد اسما‌ت‌های مولایی است دوست عزیز🦭
𝑨𝑵𝑬𝑴𝑶𝑵𝑬|Taekook на LiLiislisa
LiLiislisa
  • WpView
    Прочтений 8,432
  • WpVote
    Голосов 971
  • WpPart
    Частей 2
چند قدمی جلو برداشت و درست رو به روی پسر کوچک تر که روی صندلی نشسته بود زانو زد. با دست هاش پاهای جونگکوک رو به سمت خودش کشید و همونطور که بندِ بازِ کتونی هایِ اون پسر رو با دقت میبست زیر لب تکه ای از خاطرات گذشته رو زمزمه کرد: - جونگکوکِ من، همون پسر یک ساله ایه که وقتی انگشت های کوچیکش رو میگرفتم به زور باهام قدم برمیداشت تا راه رفتن رو یادبگیره. 𝑨𝑵𝑬𝑴𝑶𝑵𝑬 🌻 wr: @LiLinuxe Couple: Taekook Genre: Dram, Romantic
𖧷COLOR - MONTH𖧷 на purplimmo
purplimmo
  • WpView
    Прочтений 2,857
  • WpVote
    Голосов 285
  • WpPart
    Частей 3
مجموعه داستان های کوتاه ماهرنگ✨ مناسبت های ماهانه رو با رنگ ها پشت سر میذاریم!🌿 𖧷 NAME : COLOR MONTH 𖧷 WRITER : IMMO 𖧷 1. BLUE APRIL : ROMANCE, PHYSIOLOGY 𖧷 2. RED JULY : ROMANCE, MEDICAL, ANGST 𖧷 3. BLACK JANUARY : ROMANCE, HISTORICAL, MEMOIR
Sweet Sense | حِسِ شیرین на callmeParvaz
callmeParvaz
  • WpView
    Прочтений 473,232
  • WpVote
    Голосов 65,641
  • WpPart
    Частей 39
A Hybrid Story (Kookv) خواندن این فیکشن عواقبی نظیر بالا آوردن رنگین کمان و اکلیل و دچار شدن به مرض قند را به دنبال دارد. از این رو، از خوانندگان عزیز خواهشمندیم تمامی عواقب کار خود را به عهده بگیرند. لطفا با 'منطق' وارد نشوید. متشکرم. ---------------------------------- ◾ (در حال آپ) تایم آپ: نامشخص کاپل اصلی: کوکوی ساید کاپل: یونمین/نامجین ژانر: فانتزی، فلاف، کمدی، زندگی روزانه، +18❌
Lilium _ لیلیوم на bts_Sunshine_edit
bts_Sunshine_edit
  • WpView
    Прочтений 121,391
  • WpVote
    Голосов 16,481
  • WpPart
    Частей 48
"من به افسانه ها باور دارم هیونگ ... ببوسم بهت برمیگردم" داستان پسری با تروماهای زیاد که تو پرورشگاه بزرگ شده و بعد 18 سالگیش برای اولین بار بیرون از محوطه قدم میگذاره ... تو این مسیر آدم هایی رو ملاقات میکنه که در عین صمیمی بودن راز های زیادی رو ازش پنهان میکنند ژانر : معمایی / عاشقانه وضعیت اپ : کامل شده ___ لیلیوم از کلیشه پیروی نمیکنه*
Helpless на mawni_o
mawni_o
  • WpView
    Прочтений 418,422
  • WpVote
    Голосов 49,716
  • WpPart
    Частей 48
" کامل شده" +کوکو.. _هوم؟! به کوک که یه دستش روی فرمون بود و دست دیگش که دستشو گرفته بود و روی دنده بود نگاه کرد +من بوی تورو میدم.. _چی بیب؟ با تعجب به ته نگاه کرد و دوباره نگاهشو به جاده مقابلش داد + یه جایی خونده بودم هرکسی موقع مرگش بوی جایی یا کسی رو میده ک خیلی دلتنگشه یه لبخند محو زد و به درختایی که به سرعت از کنارشون رد میشدن نگاه کرد _من وقتی بمیرم بوی تورو میدم . . . __________________________ Couple :kookv,yoontae