من عاشقشم...ولی ازش عصبانیم ...اونتنها کسی بود که فک میکردم هیچ وقت بهم صدمه نمیزنه🖤
کاپل های اصلی :سپ و کوک وی ❤
ژانر:عاشقانه و هیجانی 😍و البته اسمات💦
♥️ تکمیل شده♥️
میشه یه کتاب از " تو " بنویسم ؟
اونوقت کلمه به کلمه ش رو حفظ میکنم و هر وقت که احساس ناراحتی کردم ، این کلمات رو مثل چسب زخم میچسبونم به زخمای ریز و درشتِ روی قلبم .
- با عشق . مین یونگی xx
ژانر: انگست
کاپل: سپ
کاپل فرعی:کوکمین
لبخند میزد ، لحظه ای که عطر شکوفه های رز کل خونه رو پر کرده بود . سعی میکرد مثل همیشه دردش رو پنهون کنه ، اما چشماش همه چیو فریاد میزد . چشماش همیشه باهام حرف میزدن ، این بار یه چیز متفاوت رو بهم میگفتن . اون عاشقم بود؟
وضعیت : به پایان رسیده
خلاصه : هوسوک پیانیستی که سرباز جنگی ایی که باعث بیخانمان شدنش میشه جانش رو نجات میده و خیلی دیر متوجه حسی به اسم عشق میشه ، حالا باید تصمیم بگیره ! مرگ یا دوباره نواختن؟
کاپل: سپ ، یونسئوک
کاپل فرعی: ویکوک ، نا مجین ، کوکمین ، ویمین و....
از فن فیکشن حمایت کنید 🕊️
همهمه بالا گرفت.
نامجون دوباره شروع کرد:«۴۰۰ یک، ۴۰۰ دو...»
صدای دودلی به گوش رسید:«۴۱۰»
جیهوپ پوزخند زد. عاشق این قسمت از مزایده بود. زمانی که اون مردها با درموندگی مبلغ رو ۱۰ وون ۱۰ وون و یا حتی ۵ وون بالا میکشیدند، به امید اینکه کسی روی دستشون نزنه.
-«۴۱۰یک...»
-«یک میلیون.»
پوزخند روی لب پسر رقاص خشکید و با چشمانی که از فرط تعجب گشاد شده بود، به دنبال صاحب صدا میون جمعیت گشت...
هی گایز این اولین کار من هست، خوشحال میشم حمایتم کنید♡
توی یه تصمیم یهویی قرار شد که کارم رو شروع کنم!
سعی میكنم از همه ی کاپلا وانشات بزارم البته ممکنه بعضیاش طولانی بشه و دو یا حتی سه پارتی بشه