☆من گیم!☆
تهیونگ تازه بخاطر دانشگاهش به سئول میاد!
پسر خالش تهیونگ و به یکی از دوست های صمیمیش معرفی میکنه و تهیونگ روی اون پسر یعنی جئون جونگکوک کراش میزنه!
چی میشه اگه تهیونگ بهش اعتراف کنه و رد بشه؟
🤍💙💜
ناشناس:
تهیونگ لطفا!
چرا ازم دوری میکنی؟
تهیونگ:
دلیلی برای اینکه بهت بچسبم ندارم!
🤍💙💜
ᶜᵒᵘᵖˡᵉ:ᴷᵒᵒᵏᵛ
ᴳᵉⁿʳᵉ:ᴿᵒᵐᵃⁿᶜᵉ⁻ˢᵐᵘᵗ
ˢᵗᵃᵗᵘˢ:ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ
ᴮʸ:ˢ_ᵀᴬᴱᴴᴷᴼᴼᴷ
[جونگ کوک و تهیونگ توی بزرگ ترین شهر بازی سئول کار میکنند.]
_جونگ کوک فروشنده در فروشگاه شهربازی.
_تهیونگ بلیط فروش شهربازی.
- جونگ کوک برای کار به پایتخت کشورشان می آید و در خونه ای که یادگاری پدرش است زندگی میکند .
مرور زمان باعث میشود دیگه همکار نباشند بلکه...
🎗قسمتی از فیک:
تهیونگ دستاشو آروم روی چشم جونگ کوک گذاشته بود و اونو به اتاقشون هدایت میکرد.
تهیونگ ایستاد.
جونگ کوک: میتونم حالا ببینم؟
تهیونگ:آره بیبی.
جونگ کوک آروم دستاشو رو دستاس تهیونگ گذاشت و پایین آورد و همون بین یه بوسه روش نشوند.
جونگکوک حیرت زده به صحنه مقابلش نگاه میکرد.
یک تابلوی نقاشی بزرگ بالای تختشون که عکسی از خودشون بود.
جونگکوک که میدونست این نقاشی رو تهیونگ کشیده پرید توی بغل همسرش و همه جاش رو بوس میکرد.
جونگکوک:وای این عالیه (بوس) خیلی(بوس)عالیه .
تهیونگ:نه به اندازه ی خونه ای که باهم طراحیش کردیم و ساختیم.
ژانر:درام|رمنس|اسمات|کمدی~
کاپل:ویکوک_یونمین~
آپ:کامل شده🎡
نویسنده:🌙ʟεε_нαпα ∙͜•ٖ
A Hybrid Story (Kookv)
خواندن این فیکشن عواقبی نظیر بالا آوردن رنگین کمان و اکلیل و دچار شدن به مرض قند را به دنبال دارد. از این رو، از خوانندگان عزیز خواهشمندیم تمامی عواقب کار خود را به عهده بگیرند.
لطفا با 'منطق' وارد نشوید. متشکرم.
----------------------------------
◾ (در حال آپ)
تایم آپ: نامشخص
کاپل اصلی: کوکوی
ساید کاپل: یونمین/نامجین
ژانر: فانتزی، فلاف، کمدی، زندگی روزانه، +18❌
کاپل=ویمین
مردای وحشی با بازو های گنده و هیکل قول اسا پسر کوچولو و ظریف رو محاصره کرده بودن.. دست از ازار دادن اون فرشته کوچولو برنمیداشتن
اونایی ک دنبال میکنیین 😚بوس رو چشاتون
امیدوارم دوسش داشته باشید...
یک نویسنده 🤷🏻♀️😂💜
_هم اتاقی اجباری_
.
.
_فردا یه جلسه توی سالن اجتماعات هست، برای اردوی تمرینی.
گنگ بهش خیره شدیم که جیمین صداش در اومد.
_ولی ما که برنامه ریزیش رو.......
نزاشت جیمین حرفشو ادامه بده
_قراره تیم فوتبالم بیاد.
تیم فوتبال؟؟امکان نداره.....نه بازم اون لعنتی.همه با فهمیدن اینکه تیم فوتبال قراره بیاد به من خیره شدن. دلیلش مشخص بود ،تنفر من از کاپیتان تیمشون ،جئون جونگ کوک.
ژانر°:کمدی، ورزشی، رومنس، مقداری اسمات، زندگی مدرسه ای
( آپ :دوشنبه و پنجشنبه)
#6comedy
Book cover : @writter_in_purple
_عمو جین....پارک جیمین کیه؟!
جین نگاهی به جونگکوک انداخت.
_پارک جیمین ؟!؟ منظورت دوست دانشگاه باباته؟! اون یه پسر خوشگل ریزه میزس. البته الان چند ساله ازش بی خبرم..
جیمین نگاهی به پدرش انداخت.
_آپا...تو یه دوست داشتی که اسمش جیمین بوده؟!....پسر بوده؟!؟....خوشگل بوده؟!؟....آپا جیمین الان کجاست؟؟؟...میشه ببینمش؟!؟؟؟ حتما اونم مثل عمو یوگیومه....خونشون کجاست؟!؟؟
_وای جیمینی چه خبرته؟!؟؟؟
جونگکوک جیمین رو بغل کرد.
_پارک جیمین بهترین دوستیه که تا حالا داشتم...اون واقعا با بقیه فرق داشت...دنبال دختر ها راه نمی افتاد و خیلی باهوش بود...میشه گفت یه جورایی مثل دخترا بود. مثل اونا ظریف بود..خیلی حساس بود .....معمولا مثل دخترا هم لباس میپوشید.
_آپا...دوستت دامن میپوشید؟!
جونگکوک قهقه زد.
_نه...ولی شلوارک و لباس های رنگی و روشن میپوشید.....آبی و زرد خیلی بهش میومد....
_ پس حتما خیلی خوشگل بوده...چون پسرا تو لباس رنگی خیلی زشتن...البته به جز عمو جین...نگفتی خونشون کجاست.
جونگکوک خندید...
_من نمیدونم عزیزم....الان چند ساله که ازش بی خبرم....الانم بازی بسه...بریم تولد بگیریم...
جیمین و تهیونگ دوتا دوست و هم اتاقی...
اتفاقات و مشکلاتی که باهاشون دست و پنجه نرم میکنن...
و ایا فقط دوست هستن؟
Couple: Vmin,Hopv,Namjin
ژانر: روانشناسی، عاشقانه، روزمره، مرموز، طنز، اسمات