Mobiarmy's Reading List
27 stories
VKOOK ONESHOTS by PinkiePenka
PinkiePenka
  • WpView
    Reads 113,123
  • WpVote
    Votes 8,912
  • WpPart
    Parts 17
چند شاتی های ویکوک/کوکوی در طرح ها و رنگ های مختلف😁 با کمی چاشنی اسمات🌙 #سایلنت_ریدر_نباشیم
ɪ'ᴍ ɢᴀʏ⋆||KOOKV by S_TAEHKOOK
S_TAEHKOOK
  • WpView
    Reads 145,108
  • WpVote
    Votes 22,360
  • WpPart
    Parts 28
☆من گیم!☆ تهیونگ تازه بخاطر دانشگاهش به سئول میاد! پسر خالش تهیونگ و به یکی از دوست های صمیمیش معرفی میکنه و تهیونگ روی اون پسر یعنی جئون جونگکوک کراش میزنه! چی میشه اگه تهیونگ بهش اعتراف کنه و رد بشه؟ 🤍💙💜 ناشناس: تهیونگ لطفا! چرا ازم دوری میکنی؟ تهیونگ: دلیلی برای اینکه بهت بچسبم ندارم! 🤍💙💜 ᶜᵒᵘᵖˡᵉ:ᴷᵒᵒᵏᵛ ᴳᵉⁿʳᵉ:ᴿᵒᵐᵃⁿᶜᵉ⁻ˢᵐᵘᵗ ˢᵗᵃᵗᵘˢ:ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ ᴮʸ:ˢ_ᵀᴬᴱᴴᴷᴼᴼᴷ
Me And You || VKook🎢 by LeeHhanaa
LeeHhanaa
  • WpView
    Reads 33,659
  • WpVote
    Votes 4,118
  • WpPart
    Parts 19
[جونگ کوک و تهیونگ توی بزرگ ترین شهر بازی سئول کار میکنند.] _جونگ کوک فروشنده در فروشگاه شهربازی. _تهیونگ بلیط فروش شهربازی. - جونگ کوک برای کار به پایتخت کشورشان می آید و در خونه ای که یادگاری پدرش است زندگی میکند . مرور زمان باعث میشود دیگه همکار نباشند بلکه... 🎗قسمتی از فیک: تهیونگ دستاشو آروم روی چشم جونگ کوک گذاشته بود و اونو به اتاقشون هدایت میکرد. تهیونگ ایستاد. جونگ کوک: میتونم حالا ببینم؟ تهیونگ:آره بیبی. جونگ کوک آروم دستاشو رو دستاس تهیونگ گذاشت و پایین آورد و همون بین یه بوسه روش نشوند. جونگکوک حیرت زده به صحنه مقابلش نگاه میکرد. یک تابلوی نقاشی بزرگ بالای تختشون که عکسی از خودشون بود. جونگکوک که میدونست این نقاشی رو تهیونگ کشیده پرید توی بغل همسرش و همه جاش رو بوس میکرد. جونگکوک:وای این عالیه (بوس) خیلی(بوس)عالیه . تهیونگ:نه به اندازه ی خونه ای که باهم طراحیش کردیم و ساختیم. ژانر:درام|رمنس|اسمات|کمدی~ کاپل:ویکوک_یونمین~ آپ:کامل شده🎡 نویسنده:🌙ʟεε_нαпα ∙͜•ٖ
Sweet Sense | حِسِ شیرین by callmeParvaz
callmeParvaz
  • WpView
    Reads 470,937
  • WpVote
    Votes 65,523
  • WpPart
    Parts 39
A Hybrid Story (Kookv) خواندن این فیکشن عواقبی نظیر بالا آوردن رنگین کمان و اکلیل و دچار شدن به مرض قند را به دنبال دارد. از این رو، از خوانندگان عزیز خواهشمندیم تمامی عواقب کار خود را به عهده بگیرند. لطفا با 'منطق' وارد نشوید. متشکرم. ---------------------------------- ◾ (در حال آپ) تایم آپ: نامشخص کاپل اصلی: کوکوی ساید کاپل: یونمین/نامجین ژانر: فانتزی، فلاف، کمدی، زندگی روزانه، +18❌
breath me💕 by LukitaBee
LukitaBee
  • WpView
    Reads 35,348
  • WpVote
    Votes 4,258
  • WpPart
    Parts 26
کاپل=ویمین مردای وحشی با بازو های گنده و هیکل قول اسا پسر کوچولو و ظریف رو محاصره کرده بودن.. دست از ازار دادن اون فرشته کوچولو برنمیداشتن اونایی ک دنبال میکنیین 😚بوس رو چشاتون امیدوارم دوسش داشته باشید... یک نویسنده 🤷🏻‍♀️😂💜
Everlasting love  by parkjimini85
parkjimini85
  • WpView
    Reads 32,973
  • WpVote
    Votes 2,638
  • WpPart
    Parts 7
Cople: Kookv. yoonmin. 🔞🔞🔞
[Compulsory roommate] by lmbnwl
lmbnwl
  • WpView
    Reads 34,086
  • WpVote
    Votes 5,853
  • WpPart
    Parts 18
_هم اتاقی اجباری_ . . _فردا یه جلسه توی سالن اجتماعات هست، برای اردوی تمرینی. گنگ بهش خیره شدیم که جیمین صداش در اومد. _ولی ما که برنامه ریزیش رو....... نزاشت جیمین حرفشو ادامه بده _قراره تیم فوتبالم بیاد. تیم فوتبال؟؟امکان نداره.....نه بازم اون لعنتی.همه با فهمیدن اینکه تیم فوتبال قراره بیاد به من خیره شدن. دلیلش مشخص بود ،تنفر من از کاپیتان تیمشون ،جئون جونگ کوک. ژانر°:کمدی، ورزشی، رومنس، مقداری اسمات، زندگی مدرسه ای ( آپ :دوشنبه و پنجشنبه) #6comedy Book cover : @writter_in_purple
forever you  by meridamad
meridamad
  • WpView
    Reads 73,516
  • WpVote
    Votes 12,249
  • WpPart
    Parts 27
_عمو جین....پارک جیمین کیه؟! جین نگاهی به جونگکوک انداخت. _پارک جیمین ؟!؟ منظورت دوست دانشگاه باباته؟! اون یه پسر خوشگل ریزه میزس. البته الان چند ساله ازش بی خبرم.. جیمین نگاهی به پدرش انداخت. _آپا...تو یه دوست داشتی که اسمش جیمین بوده؟!....پسر بوده؟!؟....خوشگل بوده؟!؟....آپا جیمین الان کجاست؟؟؟...میشه ببینمش؟!؟؟؟ حتما اونم مثل عمو یوگیومه....خونشون کجاست؟!؟؟ _وای جیمینی چه خبرته؟!؟؟؟ جونگکوک جیمین رو بغل کرد. _پارک جیمین بهترین دوستیه که تا حالا داشتم...اون واقعا با بقیه فرق داشت...دنبال دختر ها راه نمی افتاد و خیلی باهوش بود...میشه گفت یه جورایی مثل دخترا بود. مثل اونا ظریف بود..خیلی حساس بود .....معمولا مثل دخترا هم لباس میپوشید. _آپا...دوستت دامن میپوشید؟! جونگکوک قهقه زد. _نه...ولی شلوارک و لباس های رنگی و روشن میپوشید.....آبی و زرد خیلی بهش میومد.... _ پس حتما خیلی خوشگل بوده...چون پسرا تو لباس رنگی خیلی زشتن...البته به جز عمو جین...نگفتی خونشون کجاست. جونگکوک خندید... _من نمیدونم عزیزم....الان چند ساله که ازش بی خبرم....الانم بازی بسه...بریم تولد بگیریم...
REBORN by NARSIUS97
NARSIUS97
  • WpView
    Reads 98,449
  • WpVote
    Votes 10,826
  • WpPart
    Parts 23
جیمین و تهیونگ دوتا دوست و هم اتاقی... اتفاقات و مشکلاتی که باهاشون دست و پنجه نرم میکنن... و ایا فقط دوست هستن؟ Couple: Vmin,Hopv,Namjin ژانر: روانشناسی، عاشقانه، روزمره، مرموز، طنز، اسمات