-پین؟ آره خب اون درست یه درد تو کون نروعه عوضیه!
بوک لایلو/لیلو میباشد. اگه وارد این جا میشین فقط باید بلیور باشید! ما هیچ لری و زیامی نمیشناسیم😔🔪 لیلو ریله :) ❤💙
Ziam
Good story 🙂💛❤
زود قضاوت نکنید داستانو چون ماجرا داره!
یه زندگی آروم از زیام که خب مشکلاتی هم سد راهشون میشه و اونجاست که باید برای موندن و جنگیدن یا جا زدن تصمیم بگیرن!
[ COMPLETED ]
"بمون"
زین ناامیدانه زمزمه کرد و لب هاشو به شقیقه ی لیام فشرد انگار میتونست دردی که داشت توی وجودش بیشتر و بیشتر میشد رو کم کنه. ولی اون نمیتونست و مهم نبود چقدر سخت تلاش میکرد، اون نمیتونست کاری کنه که لیام بمونه...
•
اخطار: این فنفیک ممکن است قلب زیام شیپر شما را به درد بیاورد :))
Original Larry fanfiction: Hoping This Cold Blue Water Scrubs Me Clean And Spits Me Out
📘 عنوان: #زیبای_خفته 🧚🏻♂
👨❤️👨️ کاپل ها: کایهون/چانبک
🔍 ژانر: رُمنس، فانتزی، فلاف، خوناشامی، اسمات
✍🏼 خلاصه:
کایهون ⬇️
همه با شنیدن اولین جیغ ها و تقلاهای یک نوزاد لبخند خوشحالی به لب هاشون میارن و با شوق بهش خیره میشن اما اوضاع برای اون نوزاد بیچاره! پسر پادشاهی که ملکش از قبل با مردی دیگه توی رابطه بود، اینطور نبود!
هیچکس به نوزاد نیازمند توجهی نکرد و هیچکس تولدش رو تبریک نگفت..
اون نحس بود و این نحسی قرار بود برای تولدش، جادوگری رو بهش هدیه بده که اون رو از مادرش دزدیده بود...!
چانبک ⬇️
نفرین شده ها اغلب چه شکلی بودند؟
در قدم اول هیچکس فکر نمیکرد که نفرین یک جادوگر بزرگ بتونه یک جادوگر دیگه رو به پست ترین موجود هستی، یعنی خوناشام ها، تبدیل کنه!
بکهیون با چشمهای خودش نابود شدن زمین رو دیده بود.. و زمین جهنم شدش میخواست با وارد کردن انسانی به نام چانیول به زندگیش، خودش رو نشون بده و بهش لبخنده بزنه!