Parisa951's Reading List
4 stories
Mirror (Zouis) by hanaghorbani
hanaghorbani
  • WpView
    Reads 4,422
  • WpVote
    Votes 1,227
  • WpPart
    Parts 12
「Completed」 نمیدونست چرا باید بخاطر نبود دست زین روی پهلوش احساس آزردگی کنه؛ انگار دست زین سفیدچاله‌ای بود که حس خوب از خودش ساطع میکرد و سیاهچاله روی پهلو لویی اون‌ها رو می‌بلعید. (باید ادیت بشه اما بخاطر کامنت‌هایی که روی پاراگراف‌ها باقی موندن دلم نمیاد به چیزی دست بزنم که اون کامنت‌ها بپره پس بخاطر اشتباهات نگارشی و قسمت‌هایی که می‌تونست بهتر جمله‌بندی بشه، عذر می‌خوام.)
Just Hold On(completed) by eileenmonro
eileenmonro
  • WpView
    Reads 448,466
  • WpVote
    Votes 51,126
  • WpPart
    Parts 60
Larry+ziam از درد به خودش میپیچید و گریه های بچگانش تو کل اون کوچه ی تاریک طنین مینداخت.صدای خنده های اون آدمای مست هنوز تو گوشش بودن...آخه چرا از درد نمیمیره؟چرا این کابوسا تموم نمیشن؟آخه اون فقط یه پسر بچه کوچولوعه! ___________________________________ 💚💙👬 👬💛❤
Like a wave by hannigramel
hannigramel
  • WpView
    Reads 9,320
  • WpVote
    Votes 1,085
  • WpPart
    Parts 12
' تو در ذهن من "موج" نام داری درست مثل موج دستات هنگام کشیدن قلم روی بوم مثل موج موهات و چشمای آبیت ' کاپل : هانیگرام / hannigram ژانر : عاشقانه / جنایی / اسمات🔞 Twitter : hannigramel
Always You [L.S] ~ By Miss X by larry_diary
larry_diary
  • WpView
    Reads 3,309,589
  • WpVote
    Votes 303,314
  • WpPart
    Parts 140
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود. صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه. هری:متاسفم لویی.متاسفم...