Never click suspicious links
Reminder: Wattpad will never ask for passwords, payment information, or other sensitive account security details.
tommozi's Reading List
21 stories
Coffee & Cream (Vkook|Hunhan) by rahwmr
rahwmr
  • WpView
    Reads 10,292
  • WpVote
    Votes 2,081
  • WpPart
    Parts 25
"قهوه و ‌خامه اسم قراردادی بود که من و لوهان با بوس کردن گونه های همدیگه تنظیم و امضاش کردیم..طبق مصوبه این قرار داد من و اون قرار گذاشتیم که بر علیه یه قهوه به نام کیم تهیونگ شورش کنیم..اما این شورش اصلا اونطوری که ما فکر میکردیم پیش نرفت..." ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ جونگکوک با چشمایی که برق شادی توشون بود بهش نگاه کرد +با دستای خودم برات درستش کردم،میشه دوستش داشته باشی؟ -برای دوست داشتنش باید یه دلیل منطقی بهم بدی! #vkook ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ + داری چیکار میکنی؟ لوهان عطسه ای کرد و موهای فرفریش تکون بامزه ای خوردن -دارم کتاباتو مرتب میکنم..مگه کتابارو دوس نداری؟ #hunhan ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ ☕Café Series : Book Two " Coffee & Cream " Cover by @infectedfantasy ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ 📝نام : قهوه و خامه 📝ژانر : روزمره|رمنس|کمدی {درتی تاک} 📝کاپل ها : ویکوک | هونهان {هر دو اصلی} 📝نویسنده : Milkshake 🍼 📝 Start : 2020/07/06 |||||||||||||||||||||||||||||||||||||| Best Ranks: #3 in Humor
Zayn My Kai - [3/4] 🐻ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ by HannaTheEllA
HannaTheEllA
  • WpView
    Reads 987
  • WpVote
    Votes 162
  • WpPart
    Parts 9
لیام بدترین دایی دنیاست و اینو قبول داره . چرا ؟ چون هیچ وقت نمیدونه باید چی برای لیلیا خواهرزاده عزیزش هدیه ببره و همیشه سر و ته همه چی رو با لباس هم میاره ! ولی برای تولد امسالش دست به دامن بهترین دوستش ریچارد میشه و با دیدن یه پیج آنلاین تصمیم میگیری چیز جدیدی رو امتحان کنه و وسایلی مرتبط با بوی بند مورد علاقه لیلیا بخره . اما .. همه فروشنده های اکسسوری همیشه اینقدر هاتن ؟ 🐻Couple : Ziam (Liam Top) 🐻Parts : 9 🐻Genre : Mini Fiction . Fluff . Smut . HappyEnd 🐻Update : Sundays , Thursdays 🐻 Completed on 19 March 2024
Behind the mask(ziam AU)  by setidarcy
setidarcy
  • WpView
    Reads 78,262
  • WpVote
    Votes 13,784
  • WpPart
    Parts 35
وقتی که اون ماسکش رو برداشت اتفاقات زیادی افتاد. اما تنها چیزی که لیام میتونست ببینه چشمای عسلی اون بود و از همون موقع همه چیز عوض می‌شد. لیام مطمئن بود زندگیش قراره عوض بشه.
DUSK TILL DAWN  by blackbluemind
blackbluemind
  • WpView
    Reads 50,181
  • WpVote
    Votes 8,712
  • WpPart
    Parts 35
تو به من محکومی زین مالیک.. محکوم به اینکه از طلوع تا غروب کنارم باشی... . . . . . . این اولین فف منه امیدوارم دوستش داشته باشید :) خودم که کلا خنثی نسبت بهش. اگه نظری راجب روند داستان بود حتما کامنت بزارید عشقتون کشید vote بدید نخواستیدم عیب نداره🤷🏻‍♀️.. در هر صورت که اینجایید تا لذت ببرید ....
In "Kim" Mansion ⏳️ by Saghar_Stories
Saghar_Stories
  • WpView
    Reads 720,190
  • WpVote
    Votes 58,615
  • WpPart
    Parts 37
شما چقدر به پسرداییتون وابسته هستین ؟ اصلا چندبار در سال میبینینش ؟ خونه هاتون چقدر به هم نزدیکه ؟ جواب این سوال ها برای جونگکوک خیلی سادس ! اون دیووانه‌وار وابسته‌ی پسر داییشه ! کیم تهیونگی که باهاش تو یک خونه زندگی میکنه و از لحظه‌ای که چشم به این دنیا باز کرده اون رو دیده 👬🏻 ولی هر آدمی تو زندگیش اشتباهاتی داره ... گاهی آدم ها با پیش داوری ها و تصمیمات غلطشون فقط زندگی خودشون رو نه ، بلکه زندگی کسی که دوسش دارن رو هم زیر و رو میکنن همونطور که جونگکوک و تهیونگ با اشتباهشون زندگی همدیگه رو به هم ریختن ...🙃 □■□■□■□■□■□■□ +مامانی ؟ عزیزدل یَنی شی ؟ -عزیزدلو به کسی میگن که از ته قلب دوسش دارن ... یعنی برای قلبشون خیلی باارزش و مهمه +همه میتونن یه عزیزدل داشته باشن ؟ -آره عزیزم هرکسی میتونه برای خودش عزیزدل داشته باشه +تاتا تاتا ... تو عزیزدله منی ! +عزیزدله توام من باشم ؟ -تو همیشه‌ی همیشه عزیزدل منی □■□■□■□■□■□■□ Story Genre: Fluff,romance,smut❤️‍🔥 Couple: Vkook,Namjin,secret😏💏🏻 "Complete "🪷
مجموعه ای از شعرها. by iamtaehin
iamtaehin
  • WpView
    Reads 5,210
  • WpVote
    Votes 375
  • WpPart
    Parts 29
مجموعه ای از شعرها و نوشته‌های موردعلاقه ام را در اینجا به اشتراک می‌گذارم. Taeh in
Hey stupid, i love you! by esamsam
esamsam
  • WpView
    Reads 402,834
  • WpVote
    Votes 63,786
  • WpPart
    Parts 47
+ دوستت دارم! _ بخاطر سیب ترش‌هام؟ + اونم هست...ولی حتی اگه اون‌ها هم نباشن، بازم دوستت دارم. 🍏 کاپل: کوکوی 🍏 ژانر: امگاورس، رمنس، فلاف 🍏 وضعیت: تکمیل شده.
اونطوری ننویس،اینطوری بنویس⁦⁦⁦;-)⁩ by _esra13
_esra13
  • WpView
    Reads 16,594
  • WpVote
    Votes 3,337
  • WpPart
    Parts 17
این کتاب کمک آموزشی صرفا نظر نویسنده میباشد و هیچ قصدی برای توهین به بزرگان و سروران ندارد❤️
Bake-Neko by gray_koala
gray_koala
  • WpView
    Reads 21,148
  • WpVote
    Votes 5,446
  • WpPart
    Parts 40
[completed] لیام فقط یه دانشجوی سال آخری تنها بود که سخت کار می‌کرد تا بتونه زندگیش رو جمع کنه، همه چیز عادی بود البته فقط تا قبل از راه دادن اون گربه به خونه اش. +زین؟ تو چطوری شکل آدم شدی؟ میدونی؟ لب و لوچه ی پسر آويزون شد. -نمیدونم که، ماما بهم نگفته بود منم میتونم عوض شم. +تو تنها نیستی؟ مامان داری؟ پسر با چشم هایی که اشک توشون حلقه زده بود، سرش رو تکون داد. +خب اون کجاست؟ قطره اشک کوچیکی از چشم پسر چکه کرد که باعث شد قلب لیام بلرزه. -اون نیست، زین بیدار شد...ماما نبود.