ورس
11 stories
𝐎𝐧𝐞𝐬𝐡𝐨𝐭𝐬 by ukiyostory
ukiyostory
  • WpView
    Reads 7,660
  • WpVote
    Votes 704
  • WpPart
    Parts 6
ابتدای هر پارت اسم کاپل و ژانرش نوشته شده، پس اگه دوست نداشتید ازش رد بشید🌌 ➠𝒀𝒐𝒖𝒓 𝑭𝒓𝒊𝒆𝒏𝒅𝒍𝒚 𝑵𝒆𝒊𝒈𝒉𝒃𝒐𝒓𝒉𝒐𝒐𝒅 𝑨𝒍𝒑𝒉𝒂 ✓ ➠𝐅𝐥𝐢𝐫𝐭𝐞𝐝 𝐰𝐢𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐖𝐫𝐨𝐧𝐠 𝐏𝐞𝐫𝐬𝐨𝐧✓ ➠𝐁𝐞𝐧𝐞𝐟𝐢𝐭𝐬✓ ➠𝐌𝐨𝐧𝐬𝐭𝐞𝐫✓ ➥All rights reserved to the original authors and we are just translators of this works and permission to translating has already got.
وانشات { نشد بشه } by Mhd_wangxin
Mhd_wangxin
  • WpView
    Reads 1,010
  • WpVote
    Votes 173
  • WpPart
    Parts 1
_هنوز...دوسش داری؟ ووشیان با تعجب به وانگجی نگاه کرد و با تعجب گفت : چ..چی؟ وانگجی نگاهش کرد و با نا امیدی گفت : الان هم دوسش داری؟؟؟ وی ووشیان سرش رو پایین انداخت و جواب سوال الفا رو با سوال داد : از کجا فهمیدی؟ وانگجی نگاهش رو از امگا گرفت ، پس هنوزم اون الفا رو دوس داشت ، کاش میتونست به وی یینگ ش بگه که دلم شکست دلم میشکنه وقتی هر بار میبینیش چشمات برقی از خوشحالی میزنه اما همیشه یه حسرت و غم توی چشمات هس ،میدونم اون غم جنسش چیه ، چشمات غم حسرت داره! غم نداشتن الفایی که برادرته Wangxian omegavers mpreg
A flower in winter (Complete)  by zahrasuju
zahrasuju
  • WpView
    Reads 132,570
  • WpVote
    Votes 21,904
  • WpPart
    Parts 46
امگایی که باید خوشبختی اش را بخاطر شاهزاده بودنش فدای کشور و خانواده اش کند و تن به ازدواج با آلفایی دهد، که سال ها با کینه ای آزار دهنده از امگاها، زندگی کرده است
Repeat for seconds by ARALIA_H
ARALIA_H
  • WpView
    Reads 10,253
  • WpVote
    Votes 1,922
  • WpPart
    Parts 23
بوم بوم بوم بوم.. صدای ضربان قلبش بود که به گوش می رسید. سریعتر از قبل میزد... نفساش آرومتر شده بود و بدنش گزگز می کرد. قفسه سینش میسوخت و نمیدونست کجاست و چند وقته تو این حالته. سردی آب و حس می کرد و دستگاهی که روی دهنش بود.. هوای خنکی که وارد ریه هاش میشد و چشم بندی که مانع از باز شدن چشم هاش میشد و در آخر... ◇◇◇ ورودتون و به دنیای امگاورس خوش آمد میگم.. یادتون نره پلک بزنید.. نفس بکشید.. جلوی منجمد شدن خون تو رگاتون و بگیرید و در آخر.. ضربان قلبتون رو کنترل کنید.. بوم.. بوم.. بوم.. #تکرار_ثانیه_ها کاپل: وانگشیان، برادران نیه ژانر: ماورایی، اکشن، عاشقانه، امگاورس نویسنده: 👻Aralia
babysitter by parnian_tkp
parnian_tkp
  • WpView
    Reads 69,713
  • WpVote
    Votes 15,606
  • WpPart
    Parts 45
وقتی که ووشیان اونقدر از در اوردن پول نا امید شده بود،ناگهان یه شغل بهش پیشنهاد شد!مراقبت از دوقلو های شیطون سه ساله!ووشیان این شغل رو سریع قبول کرد.اما مراقبت از اون دوقلو ها با وجود پدر شون راحت نخواهد بود.یا شاید هم؟
+19 more
🌻Our Mysterious Danmei Life 🌻 (Wangxian , Hualian , Bingqiu) by Yumeco14
Yumeco14
  • WpView
    Reads 1,685
  • WpVote
    Votes 379
  • WpPart
    Parts 7
زندگی مرموز دانمی ما . . . کاپل ها : وانگشیان ، هوالیان، بینگچیو و ... . ژانر: روزمره ، کمدی ، رمنس کی فکرش رو میکرد سه تا آدمی که تفاوت هاشون آسمان ها و زمین رو می لرزونه و ترکیب خطرناکشون باعث میشه خدایان عرق سرد بریزند بتونن انقدر باهم صمیمی باشن .گلفروش فقیر با گذشته ی دردناک ، رئیس شرکت تبلیغاتی تنبل و دختر باز و استاد مرموز تاریخ باستان دانشگاه فودان ، همگی تو آپارتمان بزرگ و لوکس شن یوآن نشسته بودند و گپ میزدند . وی ووشیان در حالی که روی کاناپه ی چند صد هزار یوآنی لم داده بود با نیشخند پرسید :« پولدار بودن چه حسی داره استاد شن ؟» شن یوآن بادبزنش رو چرخوند :« احمق بودن چه حسی داره شیان دی ؟» همون لحظه دست شیه لیان تصادفا به فنجون مقابلش خورد و تمام چای روی پاهاش ریخت . وی ووشیان :« فکر میکنم سوال مهم تر اینه که بدشانس بودن چه حسی داره عالیجناب ؟»
My Alpha, My Lord by lili_y20
lili_y20
  • WpView
    Reads 121,043
  • WpVote
    Votes 21,493
  • WpPart
    Parts 47
یه ولیعهد امگا که باید با پسرعموی آلفاش که تا حالا ندیدتش ازدواج کنه و پادشاهی رو بهش بده، این تنها راه زنده موندنشه...! ژانر: تاریخی، درام، امگاورس، اسمات کاپل: ییژان ***توجه*** این داستان برداشتی آزاد از رابطه بین کاپل‌هاست و هیچ ارتباطی با واقعیت نداره!🙄 قسمتی از داستان: [لب‌هاش فقط یه نفس با ژان فاصله داشتن که متوقف شد و تو همون حالت آروم گفت: +ژان؟! ژان خجالت‌زده و مست از رفتار ملایم آلفاش گفت: _ب...بله..‌. سر... سرورم؟ +این لب‌ها... قبلا... لمس شدن؟! ژان متعجب و مبهوت گفت: _سر... سرورم... هی...هیچ..‌‌. کس... تا حالا... طوری که شما... لمسم می‌کنید... من رو... لمس... نکرده... با شنیدن این حرف، گرگ ییبو غرش سرشار از غروری کرد ‌که گرگ ژان رو خوشحال می‌کرد...]
Blue moon by parnian_tkp
parnian_tkp
  • WpView
    Reads 36,900
  • WpVote
    Votes 4,546
  • WpPart
    Parts 15
ماه آبی داستان حدود بیست سال بعد از پایان mo dao zu shi شروع میشه منتها با یه کوچولو تفاوت😉 داستان ام پرگه ‌‌.‌‌.. پس اگه نمیپسنید ... لطفا نخونید امیدوارم خوشتون بیاد
Little Miracle🍼🐇 by Suibian_Myeoni
Suibian_Myeoni
  • WpView
    Reads 11,573
  • WpVote
    Votes 2,059
  • WpPart
    Parts 12
از بهشت برای عشق ورزیدن فرستاده شد تا شب ها تکونش بدیم و ببوسیمش معجزه کوچولویی که هدیه خدایان آسمانی به وانگشیانه، لبخند کودکانه تو دنیای ما رو درخشان تر میکنه حالا ما یه ارباب کوچولوی لان داریم به مقر ابر خوش اومدی کوچولوی نورانی🍼🐇⛅ _وقتی شی یینگ خوابه جهان در آرامشه 🌸توجه داشته باشید ژانرش امپرگ نیست🌸 #Suibian_Myeoni
☁️The untamed☁️ by Suibian_Myeoni
Suibian_Myeoni
  • WpView
    Reads 25,496
  • WpVote
    Votes 3,293
  • WpPart
    Parts 28
دستم رو ول کردی اما من تو رو از قلبم جدا نمیکنم وی یینگ اشک ها کلماتی هستن که قلب نمیتونه بگه ☁️انتیمد☁️ نیمه دوم رمان استاد تعالیم شیطانی روایت برادری ها و نابرادری ها قصه اعتماد و بی اعتمادی بعد از رفتن وی ووشیان تو این 13 سال چی به سر لان وانگجی و دنیای تعلیمات میاد؟ _لان ژان لقب ارباب نور و روشنایی واقعا برازندته حقیقتی زیبا 💫وی ووشیان زندگی لان وانگجیه 💫 در گذر زمان به یکدیگر می رسیم آن روز من اشتباه گذشته را تکرار نخواهم کرد غرور و همه چیز را از دست میدهم اما یکبار دیگر تو را نه🐇